نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه محیط زیست دانشگاه گیلان

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان

3 دانشگاه گیلان، دانشکده علوم پایه،گروه زیست شناسی دریا

چکیده

در این تحقیق، میزان غلظت فلزات سنگین نیکل، آهن، کادمیوم، آلومینیوم، کروم، مس، روی، سرب و وانادیوم در رسوبات و پوسته صدف Cerastodema lamarcki در 10 ایستگاه از سواحل جنوب غربی دریای خزر در محدوده استان گیلان در بهمن ماه 1393 مورد مطالعه قرار گرفت. غلظت فلزات در نمونه های پوسته و رسوب، پس از آماده‌سازی و هضم اسیدی با استفاده از دستگاه ICP - OES تعیین شدند. نتایج نشان دادند که پوسته صدف مورد مطالعه توانایی مناسبی برای تجمع فلزات مس، سرب، روی, کروم و کادمیوم دارد و می تواند برای این عناصر بعنوان یک پایشگر زیستی مناسب در سواحل استان گیلان مورد استفاده قرار گیرد. نتایج آنالیز خوشه‌ای نشان داد که عناصر آهن و آلومینیوم در رسوبات، مستقل ازسایر عناصر می باشند. محاسبه فاکتور غنی شده‌گی(EF)، نشان داد که رسوبات سواحل غربی گیلان برای فلزات مس، سرب، وانادیوم، کروم و نیکل از غنی شدگی متوسطی برخودار هستند. مقایسه غلظت فلزات مورد مطالعه با استانداردهای جهانی نشان می دهد که رسوبات سواحل گیلان از نظر غلظت عناصر مس، نیکل و کادمیوم دارای آلودگی متوسط هستند. باتوجه به روند توسعه شهری، کشاورزی و صنعتی در منطقه و منابع ارزشمند اکوژیک دریای خزر، مدیریت یکپارچه منابع آلاینده برای حفظ سلامت عمومی و محیط زیست دریای خزر ضروری است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Heavy metal accumulation capability in the shells of Cerastoderma lamarcki in the south west coast of the Caspian sea; Guilan province

نویسندگان [English]

  • Mohsen Mohammadi Galangash 1
  • Koopi Mral 2
  • Ali Bani 3

1 University of Guilan ; Scientific member

2 University of Guilan

3 Guilan University

چکیده [English]

In this survey, concentration of some heavy metals (Ni, Fe, Cd, Al, Cr, Zn, Pb, and V) in the sediment and bivalve shell of Cerastodema lamarcki were investigated at10 sampling site along the south west coast of the Caspian Sea in Guilan province region in February 2015.After sample preparation and acid digestion, the specimens were analyzed using by ICP-OES.The results showed that the bivalve shells hve suitable potential for accumulation of Cu, Pb, Zn, Cr, and Cd and also can use as a biomonitoring agent at the study areas.Statistical cluster analysis demonstrated that iron and aluminum in sediment samples are independent from the other measured elements.On the base of enrichment factor(EF) calculation, the sediment of the areas classified in mordant enrichment for Cu, Ni and Cd levels. Compression of metal levels with some international standards shows that the sediment quality categorized at the medium level of pollution. By the trend of urbanization, agriculture and industrial development at the region beside the valuable ecological resources of Caspian Sea, overall management of pollutants sources for public health an environmental protection is essential.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Caspian Sea
  • Cerastodema lamarcki
  • Heavy metals
  • Sediment

توانایی تجمع فلزات سنگین در پوسته دوکفه‌ای Cerastoderma lamarcki در سواحل جنوب غربی دریای خزر، استان گیلان

محسن محمدی گلنگش1*، مارال کوپی2 و علی بانی3

1 ایران، رشت، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان، پژوهشکده حوزه آبی خزر، گروه علوم و مهندسی محیط‌زیست

2 ایران، رشت، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان، گروه محیط‌زیست

3 ایران، رشت، دانشگاه گیلان، دانشکده علوم پایه، گروه زیست‌شناسی

تاریخ دریافت: 17/9/96                تاریخ پذیرش: 21/3/97

چکیده

در این تحقیق، میزان غلظت فلزات نیکل، آهن، کادمیوم، آلومینیوم، کروم، مس، روی، سرب و وانادیوم در رسوبات و پوسته صدف  Cerastodema lamarcki در سواحل جنوب­غربی دریای خزر در محدوده استان گیلان در بهمن‌ماه 1393 موردبررسی قرار گرفت. نمونه‌ها از 10 ایستگاه در سواحل جنوب­غربی دریای خزر در محدوده استان گیلان در بهمن‌ماه 1393 جمع‌آوری گشته و پس از آماده­سازی اولیه و هضم اسیدی نمونه‌ها بااستفاده از دستگاه ICP - OES آنالیز شدند. نتایج نشان دادند که پوسته صدف موردمطالعه از توانایی مناسبی برای تجمع فلزات مس، سرب، روی, کروم و کادمیوم برخوردار می‌باشد و می‌تواند به‌عنوان یک پایشگر زیستی مناسب برای این عناصر در منطقه مورداستفاده قرارگیرد. نتایج آنالیز خوشه­ای نشان داد که در بین عناصر موردمطالعه، عناصر آهن و آلومینیوم در رسوبات، در یک گروه مستقل قرارگرفتند. نتایج آنالیز همبستگی پیرسون نشان داد که همبستگی مثبت و معنی‌داری بین عناصر نیکل، وانادیوم، کروم و کادمیوم در نمونه‌های رسوب و صدف وجود دارد. نتایج فاکتور غنی‌شدگی(EF)، نشان داد که رسوبات منطقه برای فلزات مس، سرب، وانادیوم، کروم و نیکل از غنی‌شدگی متوسطی برخوردار هستند. مقایسه غلظت فلزات موردمطالعه با استانداردهای جهانی نشان می‌دهد که رسوبات ازنظر غلظت عناصر مس، نیکل و کادمیوم از آلودگی متوسط برخوردار هستند. باتوجه به روند رو­به رشد توسعه شهری، کشاورزی و صنعتی در منطقه، ورود آلاینده‌ها می‌تواند بطور قابل‌ملاحظه‌ای سلامت انسان و محیط‌زیست را تهدید کند. بنابراین پایشگری زیستی آلاینده‌ها بااستفاده از پوسته سخت دوکفه‌ای‌ها روش سودمندی است که می‌تواند اطلاعات مفیدی از حضور آلاینده‌ها را در طول سال‌ها ارائه دهد.

واژه‌های کلیدی: فلز سنگین، رسوب، Cerastoderma lamarcki، دریای خزر  

* نویسنده مسئول، تلفن: 01333668441 ، پست الکترونیکی: mohammadi2g@gmail.com

مقدمه

 

دریای خزر بزرگترین دریاچه بسته جهان است که 750 کیلومتر از نوار ساحلی آن در سه استان گیلان، مازندران و گلستان در کشور ایران واقع‌شده است (21). افزایش جمعیت، توسعه انواع صنایع و کشاورزی در سواحل جنوبی دریای خزر موجب شده است تا مقدار زیادی از فاضلاب­های شهری، صنعتی و پساب­های کشاورزی با انواع آلاینده­های آلی، معدنی و بیولوژیک، اکوسیستم‌های آبی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. این آلاینده‌ها براساس خواص فیزیکی و شیمیایی خود و شرایط فیزیکی و شیمیایی محیط پذیرنده، ابتدا در بخش­های غیرزنده محیط توزیع می‌شوند و سپس به‌مرور در پیکره زیست­مندان اکوسیستم تجمع می‌یابند (17). دراین میان، فلزات سنگین از خطرناک‌ترین آلاینده‌هایی هستند که از منابع متعدد طبیعی و مصنوعی، وارد اکوسیستم­های آبی می‌شوند (7). این آلاینده‌ها عمدتاً به دلیل سمیت بالا، پایداری، تجزیه‌ناپذیری توسط فرایندهای بیولوژیکی و توانایی تجمع­زیستی در بسیاری از گونه­های آبزی ازنظر مطالعات اکولوژیکی و بهداشتی از اهمیت بالایی برخوردارند (8). وجود انواع منابع آلاینده طبیعی، مصنوعی و مسیرهای ورودی متعدد در مقیاس منطقه‌ای، ملی و قرارگرفتن منطقه موردمطالعه در مرز آبی مشترک با کشور آذربایجان باعث شده است تا این مناطق علاوه بر منابع آلاینده منطقه‌ای تحت تأثیر انواع آلاینده­های بین‌المللی نیز قرارگیرند. باتوجه به وجود کاربری کشاورزی و صنعتی در اطراف مناطق ساحلی و روند افرایش فرسایش خاک در حوزه‌های آبخیز، منابع آلاینده مختلف غیرنقطه‌ای سواحل منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهند (27). اگرچه بسته بودن این دریاچه و تغییرات توپوگرافی، جریان‌های دریایی در سایزبندی و انتشار رسوبات و آلاینده‌ها دراین اکوسیستم، به‌عنوان عوامل طبیعی نقش مؤثری دارند (19). تراکم جوامع انسانی و کاربری‌های مناطق ساحلی باعث شده است تا آلودگی ابتدا در آب و رسوبات مناطق ساحلی وارد شوند و در ادامه براساس شرایط محیطی و نوع آلاینده توسط گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری دریافت و سپس در اندام‌های مختلف آنها تجمع یابند و به سطوح بالاتر زنجیره غذایی منتقل شوند. مطالعات نشان می‌دهد که غلظت برخی از فلزات در رسوبات و بدن برخی از جانداران آبزی از مقادیر آنها در آب بیشتر است، لذا تجزیه‌وتحلیل تجمع­زیستی عناصر سنگین در رسوبات و گونه­های مختلف آبزیان، انباشتگی این آلاینده­ها را در سیستم‌های اکولوژیکی در طول زمان نشان می‌دهد (4). اگرچه پایشگری زیستی آلاینده‌ها در اندام‌های موجودات زنده، گزارش تاریخی از سیر آلاینده‌ها در محیط‌زیست منطقه است اما براساس داده‌های بدست آمده می‌توان بطور غیرمستقیم آسیب‌های وارده بر سلامت انسان را نیز در منطقه مورد تجزیه‌وتحلیل نمود (6). طی مطالعه­ای که توسط باقری و همکاران (2014)، به‌منظور ارزیابی ریسک زیست‌محیطی فلزات سنگین در رسوبات سطحی دریایی خزر در دو فصل مختلف انجام شد، مشخص گردید که، اگرچه تفاوت معناداری بین غلظت نیکل، آرسنیک و سرب در دو فصل زمستان و تابستان وجود دارد اما ازنظر کیفی رسوبات منطقه موردمطالعه ازنظر بار آلودگی فلزات، غیرآلوده گزارش شدند (4). بنابراین برای مطالعات دقیقتر علاوه بر مطالعه رسوبات بعنوان بستر پذیرنده آلاینده ها، می‍توان از برخی جانداران در مطالعات پایشگری زیستی برای ارزیابی کیفی اکوسیستم ها استفاده نمود. این جانداران، گونه های گیاهی و جانوری هستند که می توانند مقادیر بالایی از آلاینده ها را در اندام های خود انباشت نمایند و خود نیز از پایداری بیشتری در محیط زیست برخوردار باشند (25). سالهاست که آبزیانی مانند دوکفه­ای­ها و ماهیان به‌عنوان گونه­هایی مناسب برای نظارت پیوسته اکوسیستم آبی توسط سازمان‌هایی مانند NOAA=National Oceanic and Atmospheric Administration  و  EPA=Environmental Protection Agency  مورد استفاده قرار می‌گیرند (15) و پایش آلاینده‌ها در اندام‌های مختلف صدف‌ها از سال 1984 در امریکا مطرح شد (30). هوآنکسین و همکاران (2000)، طی مطالعه­ای بر روی پوسته صدف­های دوکفه­ای، بیان کردند که جذب بالای فلزات در پوسته صدف متأثر از غلظت فلز در محیط اطراف صدف است (14). یاپ و همکاران (2003)، پوسته صدف Perna viridis را بعنوان پایشگر مناسب برای پایش عناصر کادمیوم، سرب و روی معرفی کردند (32) گیلی کین و همکاران (2005) در مطالعه‌ای جهت بررسی میزان آلودگی فلز Pb در پوسته صدف دوکفه‌ای Crassostrea gigas در شمال کارولینا، عامل تغییرات غلظت این فلز در پوسته را ناشی از روان آب‌های حاصله از منابع آلوده‌کننده واقع در مناطق بالادست عنوان کردند (12). مطالعات طولانی‌مدت استفاده از صدف‌ها در شبه‌جزیره مالزی بعنوان تجربه­ای موفق در پایش انواع آلاینده­ها نشان می­دهد که تغییرات مرفولوژیک، فیزیولوژیک و ژنتیکی صدف­ها، اطلاعات مفیدی از کیفیت محیط‌زیست خود ارائه می‌نمایند (31). دراین راستا، باتوجه به سابقه طولانی و موفق پایشگری صدفی و کمبود این نوع از پایشگری در سواحل دریای خزر و همین‌طور پراکنش مناسب پوسته صدف در بخش‌های مختلف نوار ساحلی خزر، کمبود مطالعه پایشگری زیستی در این سواحل به خوبی احساس می شود. در این راستا، این تحقیق با هدف بررسی غلظت­های فلزات سرب، روی، مس، کروم، آلومینیوم، کادمیوم، آهن، نیکل و وانادیوم در پوسته صدف Cerastoderma lamarcki و رسوبات سواحل استان گیلان انجام شد تا توان انباشتگری عناصر مذکور در صدف مورد مطالعه بررسی شود و منشأ آلاینده­ها مشخص گردد. سپس جهت بررسی کیفیت رسوبات منطقه، غلظت فلزات با حدود مجاز تعیین شده از سوی سازمانهای بین المللی مقایسه شد(20)(19). می توان بر اساس وضعیت موجود، برنامه های مدیریتی ویژه در راستای ارتقای کیفی محیط زیست ساحلی استان گیلان ارائه نمود.

مواد و روشها

دراین پژوهش جهت اندازه­گیری میزان فلزات آهن، آلومینیوم، سرب، کادمیوم، وانادیوم، نیکل، کروم، روی و مس در رسوبات و در صدف دوکفه­ایCerastoderma lamarcki  از 10ایستگاه واقع در سواحل غربی دریای خزر مطابق جدول 1 نمونه‌برداری انجام  شد. منطقه موردمطالعه در بخش جنوب­غربی دریای خزر (سواحل استان گیلان) در بین مختصات 49 درجه 23 دقیقه و 45 ثانیه تا 49 درجه و 27 دقیقه و88 ثانیه و نیز عرض37 درجه و 29 دقیقه و38 ثانیه تا 37 درجه و28 دقیقه و62 ثانیه واقع‌شده است (شکل1).

درهر ایستگاه، پس از جمع‌آوری نمونه‌های پوسته صدف، نمونه ترکیبی از رسوبات سطحی توسط بیلچه پلاستیکی در محیط پیرامون،  نمونه‌های صدف در دی و بهمن‌ماه 1393 با 3 تکرار انجام شد. نمونه­ها در ظروف پلی­اتیلنی زیپ بگ، قرارداده شدند و سپس با استفاده از یخدان یونیلیتی حاوی یخ خشک به آزمایشگاه منتقل شدند. نمونه­های رسوب در دمای 72 درجه سانتی­گراد در آون به مدت 24 ساعت خشک شدند و پس از عبور دادن از الک 63 میکرون در هاون چینی کوبیده شد و با استفاده از ترازوی دیجیتال از هریک از نمونه­های رسوب یک گرم بطور جداگانه وزن گردید و با استفاده از اسیدنیتریک و اسید کلریدیک (به نسبت 1:3) عملیات هضم برای هر نمونه انجام شد، ابتدا به مدت یک ساعت در دمای 40 درجه با استفاده از حمام آبی و سپس برای هضم کامل، به مدت 1 ساعت در دمای 90 درجه و 2 ساعت در دمای 120 درجه در راکتور هضم قرارگرفتند و پس از سرد شدن، توسط کاغذ واتمن 42 فیلتر شدند و با آب دیونیزه به حجم 50 میلی‌لیتر رسانده شد (23). نمونه‌های صدف در آزمایشگاه ابتدا با آب مقطر شست‌وشو داده شدند تا جسم‌های خارجی از آنها جدا شوند، صدف­ها توسط آون در دمای 70 درجه به مدت 24 ساعت خشک گردید. سپس در هاون، پودر شدند و پس از عبور دادن از الک 63 میکرون، یک گرم از نمونه پودر صدف برای هضم اسیدی آماده شدند. عملیات هضم نمونه‌های پوسته صدف با استفاده از اسید نیتریک غلیظ در دو مرحله ابتدا به مدت 1 ساعت در 40 درجه سانتی‌گراد و سپس 3 ساعت در 140 درجه در راکتور هضم انجام شد (32). درنهایت غلظت فلزات سنگین در نمونه­های رسوب و صدف توسط دستگاه (ICP-OES) مورد آنالیز قرارگرفتند نتایج بدست آمده در دامنه بازیابی 96 تا 102 درصد مورد پذیرش قرارگرفت و نتایج عناصری که خارج از دامنه بازیابی قرارداشتند حذف شدند.

 

 

شکل1- موقعیت ایستگاه‌های نمونه‌برداری

جدول1- موقعیت جغرافیایی ایستگاه‌های نمونه­برداری در سواحل استان گیلان

شماره ایستگاه

نام ایستگاه

مختصات جغرافیایی

1

آستارا

48º 88' 06"E    38º42'26"N

2

لووندویل

48º 87' 89"E    38º 31'05"N

3

پره سر

49º 15'70" E    37º 59' 68"N

4

رضوانشهر

49º 16' 26"E    37º 59'35" N

5

زیباکنار

49º 94' 05"E    37º 47' 01"N

6

کیاشهر

49º 94' 57"E    37º 46' 53"N

7

چمخاله

50º 27' 07"E    37º 22' 02"N

8

شلمان

50º 27' 48"E    37º 21' 20"N

9

رودسر

50º 37' 79"E    37º 09' 97"N

10

کلاچای

50º 38' 08"E    37º 09' 82"N

 

 

آنالیز آماری نتایج بدست آمده، بااستفاده از نسخه 23 نرم‌افزار SPSS انجام شد و از آزمون تجزیه واریانس یکطرفه (One-way ANOVA) به‌منظور بررسی اختلاف یا عدم اختلاف معنی‌دار غلظت عناصر در بین ایستگاه­ها استفاده شد. جهت تفکیک منشأ طبیعی و انسان‌زاد آلودگی، شاخص غنی‌شدگی EF= Enrichment Factor با استفاده از فرمول 1 محاسبه گردید که در آن،  HSو HC غلظت فلزات سنگین در نمونه و زمینه مرجع و  ALSو ALC نیز محتویات آلومینیوم در نمونه و زمینه مرجع می­باشند.

 (فرمول 1)                  EF = (HS /ALS) / (HC /ALC)

باتوجه به اینکه عنصر مرجع در تعیین ضریب غنی­شدگی، عنصری است که منشأ کاملاً زمین­شناسی داشته باشد، در منطقه­ی موردمطالعه، عنصر Al به دلیل ماهیت ژئوشیمیایی، تغییرات بسیار ناچیز و تحرک کمی که در محیط ژئوشیمیایی از خود نشان می‌دهد، و به‌عنوان عنصر مرجع انتخاب شد (10). در جدول 2 مقادیر شاخص غنی‌شدگی آورده شده است که باتوجه به مقادیر محاسبه‌شده EF، کیفیت رسوبات را می‌توان بررسی نمود (2).

در ادامه بر حسب کاربرد تحلیل خوشه­ای، به‌منظور گروه‌بندی عناصر با خصوصیات ژئوشیمیایی یکسان، خوشه­بندی سلسله مراتبی تراکمی (Agglomerative Hierarchical Clustering) با استفاده از روش پیوستگی Ward، به‌منظور تعیین میزان مشابهت استفاده شد.

جدول2- مقادیر شاخص ضریب غنی‌شدگی( EF)

میزان غنی­شدگی

EF

فاقد غنی­شدگی تا غنی­شدگی کم

2>

غنی­شدگی متوسط

2-5

غنی­شدگی زیاد

5-20

بسیار غنی­شده

20-40

به‌شدت غنی­شده

40<

 

روش وارد، روشی شناخته‌شده جهت ارزیابی فاصله بین خوشه‌ها بر مبنای نگرش بر واریانس داده‌ها می‌باشد، به‌گونه‌ای که نشان‌دهنده درجه شباهت توزیع و واریانس میان فلزات است. همچنین همبستگی بین غلظت آلاینده‌ها در نمونه‌های رسوب و صدف، با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون بررسی گردید.

نتایج

دراین بررسی غلظت فلزات سنگین Cd, Pb, Cr, Ni, V, Al و فلزات ضروری Cu, Zn و Fe در رسوبات و پوسته صدف Cerastoderma lamarcki  در سواحل استان گیلان موردمطالعه قرارگرفت. نتایج سنجش غلظت فلزات سنگین در صدف و رسوب در جداول 3 و 4 و نیز در نمودارهای 1 الی 4 نشان داده‌شده است. در بین عناصر موردمطالعه باتوجه به غلظت بالای عناصر آهن و آلومینیوم مقادیر آنها در جدول به‌صورت درصد بیان‌شده است. نتایج نشان می‌دهد که بیشترین غلظت مس و کادمیوم در صدفهای ایستگاه 3، بیشترین غلظت کروم و نیکل در صدفهای ایستگاه 1 و بالاترین مقدار سرب و کمترین میزان روی و کروم در صدف‌های ایستگاه 5 مشاهده شد. همچنین رسوبات ایستگاه1، دارای بالاترین مقادیر وانادیوم، نیکل و کروم بوده و بیشترین غلظت سرب و کادمیوم در رسوبات ایستگاه 6 و بیشترین مقدار آلومینیوم و مس در رسوبات ایستگاه 2، بدست آمد. به‌منظور ارزیابی جامع از وضعیت آلودگی رسوبات، ضریب غنی­شدگی هریک از فلزات محاسبه و نتایج آن در جدول5 آورده شده است. همچنین در جدول 6 نتایج این مطالعه با حدود توصیه‌شده فلزات در رسوبات توسط استاندارهای بین‌المللی  NOAAو  ISQGs= Interim Sediment Quality Guidelines  مقایسه شده است. استاندارد ISQGs با دو شاخص
PEL= Probable Effect Level  و TEL= Threshold Effect Level  و استاندارد NOAA با شاخص­های ERM= Effect Range Median  و ERL=Effect Range Low تعریف شده­اند، بطوریکه ERL نشان­دهنده کمترین میزان تأثیر و شاخص ERM نشان­دهنده­ی تاثیرمتوسط می­باشند. در شکل2، دندروگرام حاصل از آنالیز خوشه‌ای نمایش داده شده است. هرچه این میزان کاهش یابد، میزان ارتباط معنی­دار خوشه­ها افزایش می‌یابد. در نمودار درختی موجود در شکل 2، عناصر موردبررسی در دو خوشه A وB قرارگرفته‌اند که در خوشه A آهن و آلومینیوم و در خوشه B کادمیوم، سرب، کروم، نیکل، وانادیوم، مس و روی دیده می‌شود. هم‌چنین نتایج آنالیز همبستگی بین فلزات در نمونه‌های رسوب و پوسته صدف در جدول 7 نشان داده‌ شده است.

بحث

براساس نتایج بدست آمده دراین تحقیق ترتیب غلظت عناصر در رسوبات، از الگوی Pb<Ni< Zn <Cr < V<Cu>Fe<Al < Cdپیروی کرده است. نتایج حاصله دراین تحقیق مشابه با نتایج مطالعات اردبیلی و همکاران(2006)، بابایی و خداپرست (2009) بدست آمد (1و3). اگرچه فلزاتی مانند مس و روی جزء فلزات ضروری برای موجودات زنده محسوب می‌گردند اما غلظت‌های بالای آنها برای سلامت زیست­مندان مخاطره انگیز است (29). ازجمله منابع مهمی که در آلودگی رسوبات نسبت به عناصر مس و کروم مؤثر هستند، می‌توان به صنایع موجود در شهرک­های صنعتی واقع در استان گیلان، همچون پلاستیک و صنایع فلزی، پساب­های شهری و کشاورزی اشاره کرد.

 

جدول3- غلظت فلزات( میکروگرم برگرم) در نمونه صدف­های ایستگاه­های مختلف(میانگین ± انحراف از معیار)

ایستگاه

V

Ni

Cr

Cd

Pb

Zn

Cu

%Al

%Fe

1

5±/15 11/0

6 ±  1/0

60 ±  4/0

5/4 ±  01/0

5/9 ±  25/0

5/35 ±  25/1

5/78 ±  2/0

008/0  01/±0

03/0  01/±0

2

5/13 ± 03/1

5/2 ± 4/0

5/21 ± 15/0

5/3 ± 2/0

9 ± 1/0

32 ± 15/0

5/81 ± 13/0

06/0 ± 003/0

008/0 ± 05/0

3

12 ± 08/0

4 ± 05/0

35 ± 2/0

02/6 ± 15/0

5/9 ± 5/0

30 ± 2/2

93 ± 05/0

01/0 ± 05/0

01/0 ± 002/0

4

5/9 ±0/1

5/3 ±1/2

32 ±1/2

5/4 ±0/2

5/5 ±0/5

28 ±0/4

93 ±1/2

009/0 ±0/01

015/0 ±0/01

5

5/13 ±0/1

5/2 ±0/05

5/15 ±0/5

03/5 ±0/4

5/11 ±0/16

5/22 ±1/1

5/78 ±0/6

03/0 ±0/05

06/0 ±0/015

6

16 ±0/14

4 ±1/01

5/18 ±1/07

5/4 ±0/01

5/8 ±0/44

24 ±1/5

90 ±1/5

03/0 ±0/021

081/0 ±0/01

7

18 ±0/78

3 ±0/5

5/19 ±0/55

5/3 ±0/25

10 ±1/1

26 ±0/41

91 ±0/77

01/0 ±0/044

05/0 ±0/01

8

14 ±0/2

5/1 ±0/63

17±1/01

5/1 ±0/01

9±0/05

23±1/2

80±1/05

01/0 ±0/002

08/0 ±0/015

9

14 ±0/25

5 ±0/15

28 ±0/05

5/4 ±0/22

8 ±0/04

38 ±1/14

83 ±0/05

008/0 ±0/015

054/0 ±0/02

10

15 ±0/32

5/5 ±1/02

34 ±1/2

2 ±0/01

5/6 ±0/5

31 ±0/25

5/85 ±1/03

008/0 ±0/02

056/0 ±0/01

میانگین

11/14 ± 22/2

75/3 ± 38/1

11/28 ± 6/2

96/3 ± 31/0

71/8 ± 65/1

01/29 ± 08/5

31/89 ± 21/6

02/0 ± 002/0

04/0 ± 01/0

 

جدول4- غلظت فلزات( میکروگرم بر گرم) در نمونه رسوبات ایستگاه‌های مختلف(میانگین ± انحراف از معیار)

ایستگاه

V

Ni

Cr

Cd

Pb

Zn

Cu

%Al

%Fe

1

5/95  06/±2

27 ±0/6

57 ±  4/0

5/3 ±  25/0

5/8 ±  5/0

26 ±1/01

5/66  2/±2

2/1  15/±0

99/0  05/±0

2

5/43 ± 15/0

19 ± 12/1

18 ± 15/0

5/4 ± 18/0

8 ± 2/0

23 ± 52/0

5/79 ± 5/0

39/1 ± 1/0

92/0 ± 12/0

3

42 ± 05/1

22 ± 5/0

29 ± 2/0

4 ± 11/0

5/8 ± 01/0

5/22 ± 02/1

79 ± 25/2

16/1 ± 15/0

88/0 ± 01/0

4

5/36 ±1/02

18 ±1/1

26 ±1/2

5/3 ±1/1

8 ±0/15

5/22 ±0/0

79 ±1/5

12/1 ±0/002

83/0 ±0/2

5

39 ±1/5

5/9 ±1/1

11 ±0/5

5/4 ±0/03

10 ±0/2

5/12 ±0/15

58 ±0/25

83/0 ±0/05

57/0 ±0/02

6

46 ±1/5

12 ±0/22

15 ±1/07

5 ±1/1

5/10 ±0/5

14 ±2/25

60 ±0/5

95/0 ±0/01

72/0 ±0/05

7

36 ±0/17

10 ±0/05

15 ±0/55

5/2 ±0/02

5/7 ±0/8

5/15 ±0/15

60 ±1/5

71/0 ±0/002

73/0 ±0/01

8

5/22 ±0/75

8 ±0/02

13±1/01

5/1 ±0/04

7±0/01

14 ±0/88

58 ±0/15

7/0 ±0/01

59/0 ±0/05

9

5/35 ±0/66

5/18 ±0/05

5/23 ±0/05

5/3 ±0/05

5/6 ±0/5

5/26 ±0/2

68 ±0/12

003/1 ±0/002

98/0 ±0/01

10

5/41 ±1/02

5/20 ±1/12

25 ±1/2

2 ± 1/0

5 ±0/02

25 ±0/2

5/68 ±1/5

1/1 ±0/001

99/0 ±0/15

میانگین

8/43 ± 6/8

45/16 ± 03/6

26/23 ± 8/1

45/3 ± 2/1

96/7 ± 54/1

±16/20 31/5

66/67 ± 5/8

01/1 ±0/2

82/0 ± 1/0

 

 

نمودار1- میانگین غلظت فلزات سنگین( میکروگرم برگرم) در صدف‌های متعلق به ایستگاهای مختلف

 

نمودار2- میانگین غلظت فلزات آهن و آلومینیوم ( میکروگرم برگرم) در صدف‌های متعلق به ایستگاهای مختلف

 

 

نمودار3- میانگین غلظت فلزات سنگین( میکروگرم برگرم) در رسوبات متعلق به ایستگاهای مختلف

 

نمودار4- میانگین غلظت فلزات آهن و آلومینیوم ( میکروگرم برگرم) در رسوبات متعلق به ایستگاهای مختلف

جدول 5- فاکتور غنی­سازی(EF)فلزات مختلف در سایت­های نمونه‌برداری

Cd

V

Ni

Al

Fe

Cr

Zn

Cu

Pb

ایستگاه

2>  Ef

5 < Ef <2

5 < Ef <2

2>  Ef

2>  Ef

5 < Ef <2

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

1

2>  Ef

2>  Ef

2> Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2 Ef <

2>  Ef

2

2>  Ef

2>  Ef

2> Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2 Ef <

2>  Ef

3

2>  Ef

2>  Ef

2> Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2  Ef <

2>  Ef

4

5 < Ef <2

2>  Ef

2> Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

5 < Ef <2

5

5 < Ef <2

2>  Ef

2> Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

5 < Ef <2

6

2>  Ef

2>  Ef

2> Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

7

2>  Ef

2>  Ef

2> Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

8

2>  Ef

2>  Ef

2> Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

9

2>  Ef

2>  Ef

2> Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

2>  Ef

10

جدول6- مقایسه میانگین غلظت فلزات ( میکروگرم بر گرم) در رسوبات سواحل گیلان با استانداردهای بین‌المللی

منبع

Cd

V

Ni

Cr

% Fe

% Al

Zn

Cu

Pb

 

(20)

2/1

-

9/20

81

2%/1

-

150

34

7/46

NOAA (ERL)

(20)

6/9

-

6/51

370

7%/3

-

410

270

218

NOAA(ERM)

(2)

6/0

-

9/15

3/52

2%

4/%1

124

7/18

2/30

(ISQG (TEL

(2)

21/4

-

8/42

160

4/%3

-

271

108

112

ISQG (PEL)

مطالعه حاضر

45/3

8/43

45/16

26/23

82/0

01/1

16/20

66/67

96/7

 

 

 

شکل2- نمودار درختی حاصل از آنالیز خوشه­ای فلزات سنگین در رسوبات ساحلی دریای خزر

 

جدول 7- ماتریس همبستگی فلزات در نمونه­های رسوب و صدف سواحل جنوب­غربی دریای خزر

V

Ni

Fe

Cd

Al

Cr

Cu

Zn

Pb

صدف

رسوب

 

 

 

 

 

 

 

 

*0.554

Pb

 

 

 

 

 

 

 

**0.934

 

Zn

 

 

 

 

 

 

**0.681

 

 

Cu

 

 

 

 

 

**0.994

 

 

 

Cr

 

 

 

 

*0.247

 

 

 

 

Al

 

 

 

**0.901

 

 

 

 

 

Cd

 

 

*0.348

 

 

 

 

 

 

Fe

 

**0.819

 

 

 

 

 

 

 

Ni

**0.998

 

 

 

 

 

 

 

 

V

* همبستگی با احتمال خطای کمتر از 05/0معنی‌دار است. **همبستگی با احتمال خطای کمتر از 01/0معنی‌دار است


کودهای شیمیایی حاوی مقادیر بالایی از کادمیوم بوده و فلز مس نیز در ترکیبات این کودها وجود دارد. این عناصر طی فرایند آبشویی به رودخانه­ها و در نهایت به سواحل منتقل می‌گردند(11) وجود فلز کروم در رسوبات می‌تواند به دلیل ورود فاضلاب شهری، صنعتی و کشاورزی ونیز عملیات رنگ‌آمیزی، تعمیرات کشتی در اسکله باشد(29). در مطالعه حاضر رسوبات ایستگاه آستارا از بیشترین غلظت عنصر وانادیوم، نیکل و کروم برخوردار بوده است که تاثیرفعالیت­های کشتیرانی و حمل‌ونقل دریایی و فراورده‌های نفتی در کنار استقرار صنایع مختلف در آستارا، از عوامل اصلی این امر می‌باشد. در مطالعه انجام‌شده توسط پورنگ و همکاران (2005) غلظت بالای وانادیوم و نیکل را در خلیج‌فارس به دلیل آلودگی نفتی ناشی از تردد کشتی‌های نفتکش عنوان‌شده است (22). ایستگاه کیاشهر دارای بالاترین غلظت سرب و کادمیوم در رسوبات بوده است که از مهمترین منابع ورودی سرب به رسوبات، فاضلاب‌های صنعتی و عملیات رنگ‌آمیزی کشتی‌ها در اسکله را می‌توان برشمرد (24). براساس نتایج ضریب غنی­شدگی، ایستگاه رودسر و کلاچای دو عنصر کادمیوم و سرب و در ایستگاه لووندویل، عنصر کروم، نیکل و وانادیوم در محدوده‌ی غنی­شدگی متوسط قراردارند که این امر را می‌توان به دلیل فعالیت­های بالای کشاورزی و ورود پساب‌های کشاورزی حاوی بقایای سموم کشاورزی بالاخص در منطقه شرق استان گیلان و تمرکز نواحی و مراکز صنعتی محلی در غرب استان و بطور خاص اثر فعالیت‌های وابسته به صنعت گردشگری را در فصول توریست پذیر در این مناطق دانست. براساس جدول 6، غلظت نیکل در رسوبات بین TEL، PEL و غلظت کادمیوم و مس بین ERL، ERM و نیز بین TELو PEL قرار می‌گیرند که نشانگر آلودگی متوسط می‌باشد که این امر ممکن است سبب بروز اثرات نامطلوب بر روی زیستمندان شوند (13). در نمودار درختی موجود در شکل 2، در خوشه A آهن و آلومینیوم و در خوشه B کادمیوم، سرب، کروم، نیکل، وانادیوم، مس و روی جای گرفته­اند. به نظر می‌رسد منشأ آهن و آلومینیوم اندازه‌گیری شده در این بررسی، مربوط به اثرات ژئوشیمیایی حوزه آبخیز منطقه می‌باشد. درحالی‌که منابع ورودی سایر فلزات ناشی از فعالیت­های انسانی در محدوده موردمطالعه است (18). فاصله خوشه­ای در نمودار دندروگرام نشان‌دهنده درجه شباهت توزیع و واریانس میان فلزات است. هرچه این میزان کاهش یابد، میزان ارتباط معنی­دار خوشه­ها افزایش می‌یابد، نتایج تحلیل خوشه­ای بر تأثیر فعالیت­های انسانی در تغییرات غلظت فلزات سرب، وانادیوم، مس، کروم، روی، نیکل و کادمیوم و عوامل طبیعی بر غلظت آلومینیوم و آهن تأکید دارد. مانتا و همکاران (2002) منبع ورود برخی عناصر سنگین را در ایتالیا بااستفاده از روش تحلیل خوشه­ای بررسی نمودند و نتایج آنها نشان داد که سرب، روی، مس و جیوه دارای منشأ طبیعی و در یک گروه قرارگرفتند و عناصر نیکل، کروم و کادمیم در گروه دیگر بوده و از منشأ فعالیت‌های انسانی برخوردار بودند (16). شای و همکاران (2008) توزیع مکانی برخی عناصر سنگین را در خاکهای سطحی شانگ­های موردبررسی قراردادند. نتایج آنها نشان داد عوامل انسانی از مهمترین منابع ورودی روی، سرب و مس در این منطقه می­باشند (26). در این تحقیق، علاوه بر بررسی غلظت عناصر سنگین در رسوبات سواحل استان گیلان،  غلظت آنها در پوسته صدفCerastodema lamarcki  نیز اندازه گیری شده است. دو کفه­ای ها به دلیل خاصیت فیلتر خواری قادرند فلزات سنگین را از محیط دریافت کنند (15و 30) و بدین ترتیب که این موجودات می­توانند فلزات سنگین را از طریق محلول‌های آبی، غذا و یا بلعیدن ذرات حاوی فلزات دریافت نمایند (28). در این تحقیق، توالی غلظت فلزات در پوسته صدف به ‌صورت >Fe>Al Cu>Zn>Cr>V>Pb>Cd> Ni بدست آمد. بختیاری و مرتضوی (2007)، میزان عناصر سرب و کادمیوم را در پوسته صدف مروارید ساز محار بررسی کردند و میانگین این دو فلز در پوسته صدف به ترتیب87/10 و 08/2میکروگرم بر گرم و برای هر دو عنصر بالاتر از مقدار موجود در رسوب گزارش‌شده است (5). همچنین در مطالعه‌ای توسط دمترا (2007) از پوسته­های دو نوع حلزون برای حذف فلز آرسنیک با غلظت­های مختلف از آب استفاده شد. نتایج نشان داد که هرچه غلظت ابتدایی فلزات بالاتر باشد، میزان جذب توسط پوسته­ها افزایش می‌یابد (9). همچنین یوسفی و همکاران(2013) از پوسته صدف جمع‌آوری‌شده از سواحل مازندران برای حذف عنصر سرب از آب استفاده کردند و نتایج حاکی از آب بود که پوسته صدف دوکفه­ای از توانایی خوبی برای جذب یون­های دو ظرفیتی فلز سرب برخوردار می‌باشد که نوع جذب دارای مکانیسم­های جذب سطحی و تبادل یون می‌باشد (33). براساس نتایج آنالیز همبستگی پیرسون مطابق جدول 7، فلزات روی، مس، کروم، کادمیوم، نیکل و وانادیوم در بافت سخت صدف همبستگی مثبت و بسیار معنی‌دار (01/0>P)را با غلظت این فلزات در رسوبات داشته و نیز عناصر آهن، آلومینیوم و سرب دارای همبستگی مثبت و معناداری (05/0>P)بین رسوب و صدف می‌باشند که با توجه به اینکه در شکل 2، قرارگرفتن عناصری مانند آهن و آلومینیوم که به‌عنوان عناصر شاخص برای منشأ طبیعی در یک گروه عناصر عمده که منشأ فعالیت‌های انسان‌ساخت بودند دریک گروه دیگر قرارگرفتند نتایج همبستگی بالا در بسیاری از عناصر و همبستگی مثبت در تمامی عناصر بین رسوب و پوسته صدف باتوجه به اینکه این بخش بیشترین تأثیرپذیری را از محیط پیرامون خود دارد نشان می‌دهد که توانسته است بخش قابل‌توجهی از عناصر محیط را در خود تجمع دهد بنابراین براساس توان تجمع زیاد و برخورداری از همبستگی مثبت و بالا با محیط می‌تواند به‌عنوان اندام مناسب برای پایش محیط برای عناصر موردمطالعه مورداستفاده قرارگیری(7) و (31).صدف
Cerastoderma lamarcki در سواحلاستان گیلان ازپراکنشوسیعیبرخوردار می‌باشد.استفاده از پوسته صدف Cerastoderma lamarcki به دلیل توان انباشتگری بالا برایفلزاتمس، سرب، روی، کرومو کادمیومبه‌خوبی می‌تواند نشان‌دهنده‌یوضعیت حضورفلزات مذکور در محیطاطراف در طول زمانباشد. لازم به ذکر است که چنانچه روند ورود آلاینده‌ها از منابع صنعتی، کشاورزی و حمل‌ونقل دریایی کنترل نشود، در آینده‌ای نه‌چندان دور غلظت آلاینده‌ها از مرز استانداردهای ملی و بین‌المللی فراتر خواهد رفت. براین اساس، به‌منظور جلوگیری از روند گسترش آلودگی در سواحل، پایش زیست‌محیطی مستمر در منطقه توسط سازمان‌های ذی ربط ضروری است.

1-      Ardabili, L., Rafiee, B., and Khodaparast sharifi, S, H., 2006. Investigation of some elements (Cu,Pb, Cd and Zn) distribution in surface sediment of Anzali wetland.10th symposium of Geological society of Iran.Theran.Tarbiat Modares University. 8 p.

2-      Astudillo, L. R., Chang Yen, I., and Bekele, I., 2005. Heavy metals in sediments, mussels and oysters from Trinidad and Venezuela. International Journal of Tropical Biology and Conversation, 53, PP: 41-53.

3-      Babaie, H., and Khodaparast, S, H., 2009. Assessment of surface water pollution with emphasis on industrial units of Gilan province.12th National Congress on Environmental Health. Shahid Beheshti University of Medical Sciences.Tehran, PP: 1222-1233.

4-      Bagheri, H., Bastami, K. D., Haghparast, S., Soltani, F., Hamzehpoor, A., Bastami, M. D., and Soltani, F., 2014. Distribution and ecological risk assessment of heavy metals in surface sediments along southeast coast of the Caspian Sea, Iran. Marine Pollution Bulletin, 81, PP: 262–267.

5-      Bakhtiyari, A., and Mortazavi, S., 2007. Detemination of Pb, Cd levels in Atlantic pearl-oyster Pinctada radiate at Hedorabi island, Pgouhesh va Sazandegi, No 74, 8 p.

6-      Baptista Neto, J. A., Smith, B. J., and McAllister, J. J., 2001. Heavy metal concentrations in surface sediments in a near shore environment, Jurujuba Sound, Southeast Brazil. Environmental Pollution, 109, PP: 1–9.

7-      Badri, N., Amrollahi Biuki, N., and Sharif Ranjbar, M., 2016. Study of orientation behavior of Hermit crab Diogenes avarus under the influence of chemical cues and Lead contamination.  Journal of Animal Researches, 29(3), PP: 261-278 (in Persian).

8-      Diagomanolin, V., Farhang, M., Ghazi-Khansari, M., and Jafarzadeh, N., 2004. Heavy metals (Ni, Cr, Cu) in the Karoon waterway river Iran. Toxicology Letters, 151, PP: 63–68.

9-      Demetra, T., 2007. Removal of Arsenic from Water Using Ground Clam Shells. Water Environment Federation. 10.2175/SJWP, 1, 80 p.

10-   Eby, G. N., 2004. "Principle of environmental geochemistry", Thompson, 515 p.

11-   Ganjavi, M., Ezzatpanah, H., Givianrad, M. H., and Shams, A., 2010. Effect of canned tuna fish processing   steps on lead and cadmium contents of Iranian tuna fish. Food Chemistry, 118, PP: 525-528.

12-   Gillikin, D. P., Dehairs, F., Baeyens, W., Navez, J., Lorrain A., and Andre, L., 2005. Inter-and intra-annual variations of Pb/Ca ratios in clam shells (Mercenaria mercenaria): a record of anthropogenic lead pollution. Marine Pollution Bulletin, 50) 12(, PP: 1530-1540.

13-   Guerra-Garcia, J. M., and Garcia-Gomez, J. C., 2005. Assessing pollution levels in sediments of a harbor with two opposing entrances. Environmental implications. Journal of Environmental Management, 77, PP: 1–11.

14-   Huanxin, W., Lejun, Z., and Prestey, B. J., 2000. Bioaccumulation of heavy metals in oyster Crassostrea virginica tissue and shell. Environmental Geology, 39(11), PP: 1216-1226.

15-   Hosseini, M., Nabavi, S. B., Golshani, R., Nabavi, S. N., and Raeesi sarasiab, A., 2015. The heavy metals pollution (Cd, Co, Pb, Cu and Ni) in sediment, liver and muscles tissues of flounder Psettodes erumei from Busheher Province, Persian Gulf. Journal of Animal Researches, 28(4), PP: 441-449 (in Persian).

16-   Manta, D. S., Angelone, M., Bellanca, A., Neri, R., and Sprovieria, M., 2002. Heavy metals in urban soils: a case studyfrom the city of Palermo (Sicily), Italy. Science of the Total Environment, 300, PP: 229-243.

17-   Morillo, J., Usero, J., and Gracia, I., 2004. Heavy metal distribution in marine sediments from the southwest coast of Spain. Chemosphere, 55, PP: 431–442.

18-   Nasrabadi, T., Bidhendi, G. N., Karbassi, A., and Mehrdadi, N., 2010. Evaluating the efficiency of sediment metal pollution indices in interpreting the pollution of Haraz River sediments, southern Caspian Sea basin. Environmental monitoring and assessment. 171, PP: 395-410.

19-   Neshaei, M. A. L., Eslami, A., and Payravi, Ch. M., 2007. Investigation of Sediment Transport Potential in Caspian Sea Coast. International Magazine on Engineering, 5, PP: 39-45.

20-   NOAA, 1999. National Oceanic and Atmospheric Administration. Sediment quality guideline developed for the national status and trends Program. The Center forCoastal Monitoring and Assessment (CCMA) (NOAA Technical Memorandum NOS NCCOS CCMA) 0137 p.

21-   Pak, A., and Farajzadeh, M., 2007. Iran's integrated coastal management plan: Persian Gulf, Oman Sea, and southern Caspian Sea coastlines. Ocean & Coastal Management, 50(9), PP: 754-773.

22-   Pourang, N., Nikouyan, A., and Dennis, J. H., 2005. Trace element concentrations in fish, surficial sediments and water from northern part of the Persian Gulf. Environmental Monitoring and Assessment, 109, PP: 293–316.

23-   ROPME, 1999. Manual of Oceanographic Observation and Pollutant Analysis Methods (MOOPAM). Regional organization for the protection of the marine environment, Kuwait. 483 p.

24-   Sartaj, M., Fathollahi, F., and Filizadeh, Y., 2005. An Investigation of the Evolution of Distribution and Accumulation of Heavy Metals (Cr, Ni, Cu, Cd, Zn and Pb) in Anzali Wetland’s Sediments. Ir J Natural Resources, 58(3), PP: 623-34.

25-   Shankera, A., Cervantes, C., and Herminia, L., 2005. Chromium toxicity in plants, Environmental International, 31, PP: 739- 753.

26-   Shi, G., Chen, Z., Xu, S., Zhang, J., Wang, L., Bi, C., and Teng, J., 2008. Potentially toxic metal contamination of urban soils and roadside dust in Shanghai, China Environmental Pollution, 156, PP: 251-260.

27-   Soltani, F., 2014. Distribution and ecological risk assessment of heavy metals in surface sediments along southeast coast of the Caspian Sea. Iran. Marine Pollution Bulletin 81, PP: 262–267.

28-   Sundaram, S., Deshmukh, D., and Raje, G., 2010. Population eruption of sunset shell Siliqua radiata (Linnaeus, 1758) along Versova beach in Mumbai. Jouranl of Mrine Biology Assessment, 52)1(, PP: 99-101.

29-   Vesali Naseh, M. R., Karbassi, A., Ghazaban, F., and Baghvand, A., 2012. Evaluation of heavy metal pollution in Anzali wetland, Guilan, Iran. Iranian Journal of Toxicology, 5(15), PP: 565-576.

30-   Vives, A. E. S. D., Brienza, S. M. B., Moreira, S., Zucchis, O. L., Barroso, R. C., and Filho, V. F. N., 2007. Evaluation of the availability of heavy metals in lake sediments using SRTXRF. Nuclear Instruments and Methods in Physics Research, 579, PP: 503-506.

31-   Yap, C. K., Bakhtiari, A. R., and Cheng, W. H. 2017. Impacts of Marine Pollution and Toxicology: A Mussel Watch Experience in Peninsular Malaysia. J Aquat Pollut Toxicol, 1(1).

32-   Yap, C. K., Ismail, A., Tan, S. G., and Abdul Rahim, I., 2003. Can the shell of the green-lipped mussel Perna viridis from the west coast of Peninsular Malaysia be a potential biomonitoring material for Cd, Pb and Zn. J. Estuarine, Coastal and Shelf Science, 57, PP: 623 -630.

33-   Yousefi, Z., Mohammadpour, R., Tahamtan, A., Salehi, M., 2013. The efficiency of bivalve mollusk shell in removal of Pb (II) from aqueous solutions by central composite design model (CCD) and optimization of effective parameters. J Mazand Univ Med Sci, 23(108), PP: 54-67 (in Persian).