نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم کشاورزی منابع طبیعی گرگان

2 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

چکیده

پلنگ دارای یکی از گسترده‌ترین پراکنش‌ها در بین گربه‌سانان بزرگ است. پلنگ ایرانی یکی از زیرگونه‌های این‌گونه ارزشمند است که در فهرست سرخ سازمان در محدوده خطر انقراض قرارگرفته است. دلایل اصلی کاهش جمعیت این زیرگونه، تخریب زیستگاه، کاهش شدید طعمه‌ها به دلیل شکارشان توسط انسان و کشته شدن خود گونه توسط انسان به دلایل مختلف است. هدف از انجام این مطالعه بررسی ترکیب رژیم غذایی پلنگ ایرانی در منطقه پارک ملی تندوره است. برای تعیین رژیم غذایی این‌گونه، 51 نمونه سرگین در دو فصل تابستان و پاییز از پارک ملی تندوره جمع‌آوری شد. شش گونه وحشی و دو گونه اهلی در رژیم غذایی شناسایی و همچنین یک‌گونه پرنده یافت شده که البته قابل‌شناسایی نبود. پایکا بیشترین فراوانی در بین طعمه‌های خورده شده داشت (25.8%) و پس‌ازآن قوچ و میش (22.6%) دارای بیشترین فراوانی بود. گوسفند (3.2%) و سگ اهلی (3.2%) و پرنده (1.6%) هم کمترین سهم را در بین طعمه‌های شکارشده توسط پلنگ را داشته‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Summer and Autumn diet composition of the Persian Leopard (Panthera pardus saxicolor) in Tandooreh National Park of Iran

چکیده [English]

Leopard (Panthera pardus) is one of the most widely distributed of all big cats, with Persian leopard (Panthera pardus saxicolor), ranked as an endangered taxon, as an invaluable subspecies (IUCN red list). The underlying causes of leopard population perish are the degradation of their natural habitats, a significant reduction in the population of prey, and hunting. The purpose of this study was to determine the composition of the Persian Leopard diet in the Tandoreh National Park (TNP) of Iran. We collected 51 scats between June and December 2012 in the study area (TNP). Six wild species, two domestic mammals and one unidentified bird were identified. Pika (Ochotona rufescens) were determined as the most prevalent (25.8%) prey. Further, Urial (Ovis orientalis arkali) was also an important prey for its high frequency of occurrence in the scat analysis (22.6%). Moreover, Sheep (Ovis aries) (3.2%), domestic dogs (Canis lupus familiaris) (3.2%), and birds (1.6%) were least frequently observed in the collected materials.

کلیدواژه‌ها [English]

  • composition diet
  • Persian leopard
  • scat analysis
  • Tandoreh National Park

رژیم غذایی پلنگ ایرانی (Panthera pardus saxicolor, Pocock 1927) در پارک ملی تندوره طی فصول تابستان و پاییز

احمد شعاعی1* و ثارالله یارمحمدی بربرستانی2

1 گرگان، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، دانشکده شیلات و محیط­زیست، گروه محیط­زیست

2 گرگان، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، دانشکده علوم دامی، گروه فیزیولوژی دام

تاریخ دریافت: 6/9/94                  تاریخ پذیرش: 13/2/95 

چکیده

پلنگ دارای یکی از گسترده­ترین پراکنش­ها در بین گربه­سانان بزرگ است. پلنگ ایرانی یکی از زیرگونه­های این‌گونه ارزشمند است که در فهرست سرخ سازمان در محدوده خطر انقراض قرارگرفته است. دلایل اصلی کاهش جمعیت این زیرگونه، تخریب زیستگاه، کاهش شدید طعمه­ها به دلیل شکارشان توسط انسان و کشته شدن خود گونه توسط انسان به دلایل مختلف است. هدف از انجام این مطالعه بررسی ترکیب رژیم غذایی پلنگ ایرانی در منطقه پارک ملی تندوره است. برای تعیین رژیم غذایی این‌گونه، 51 نمونه سرگین در دو فصل تابستان و پاییز از پارک ملی تندوره جمع­آوری شد. شش گونه وحشی و دو گونه اهلی در رژیم غذایی شناسایی و همچنین یک‌گونه پرنده یافت شده که البته قابل‌شناسایی نبود. پایکا بیشترین فراوانی در بین طعمه­های خورده شده داشت (25.8%) و پس‌ازآن قوچ و میش (22.6%) دارای بیشترین فراوانی بود. گوسفند (3.2%)، سگ اهلی (3.2%) و پرنده (1.6%) هم کمترین سهم را در بین طعمه­های شکارشده توسط پلنگ را داشته­اند.

واژه­های کلیدی: تجزیه­وتحلیل سرگین، پارک ملی تندوره، پلنگ ایرانی، رژیم غذایی

* نویسنده مسئول، تلفن: 09358185065، پست الکترونیکی: Shoaeeahmad@gmail.com

مقدمه

 

پلنگ (Panthera pardus) دارای یکی از گسترده­ترین پراکنش‌ها در بین گربه­سانان بزرگ است و تقریباً در تمام زیستگاه­های قابل‌تحمل در مناطق مختلف آفریقا و اروپا حضور دارد. این‌گونه در منطقه فلات ایران، پاکستان، هند، نپال، سریلانکا، عربستان و نقاط دیگری از آسیا دیده می­شود. این‌گونه به‌عنوان یک‌گونه با زیستگاه عمومی شناخته‌شده (6 و 20) که توانایی زندگی در طیف بزرگی از تیپ­های زیستگاهی مثل جنگل‌های متراکم، مناطق بوته و درختچه­ای، مناطق سنگی (23)، علفزارها و حتی مناطق کوهستانی را دارد، هرجایی که مخفیگاه کافی و طعمه­ی حیوان فراهم باشد. (6). این رفتار باعث شده تا از مناطق مختلفی گزارش حضور این‌گونه داده‌شده باشد (6، 9 و 29). پلنگ­ها دارای گستردگی پراکنشی و تنوع زیستگاهی را، به دلیل داشتن قدرت سازگاری بالا با شرایط مختلف غذایی و ابزارهای طبیعی مناسب شکار به دست آورده است. آن­ها به‌سادگی توانایی زندگی در نزدیکی انسان­ها را دارند و البته در صورت دسترس نبودن طعمه­های طبیعی قادرند رژیم غذایی خود را تغییر داده و از حیوانات اهلی مثل سگ­ها و یا چهارپایان استفاده کنند (8، 9، 15 و 29). پلنگ ایرانی یکی از زیرگونه‌های پلنگ معمولی است که در لیست سرخ اعلام‌شده توسط اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) که در محدوده خطر انقراض (EN) قرارگرفته است (17). کاهش شدید جمعیت این‌گونه ارزشمند که زمانی در مناطق غرب آسیا و آسیای میانه پراکنش داشته به دلیل تخریب زیستگاه، شکار شدن توسط انسان برای پوست و جلوگیری از حمله آن­ها به حیوانات اهلی بوده است. خصوصیات و ویژگی­های رفتار و زیست­شناختی این‌گونه در مناطق حضور آن خیلی شناخته‌شده نیست، اگرچه مطالعاتی روی آن صورت گرفته است (14، 16 و 24).

کیابی و همکاران (2002) وضعیت جمعیت­های پلنگ ایرانی را با بررسی­های میدانی و مصاحبه با افراد گوناگون پیش­بینی کردند (18). همچنین Gavashelishvili و Lukarevskiy (2008) به مدل‌سازی نیاز­های زیستگاهی پلنگ پرداختند، طبق نتایج آن‌ها این‌گونه در غرب و مرکز آسیا از مناطقی که در بیشتر سال پوشیده از برف باشند، دارای حاصلخیزی کمی باشند و مناطقی که دسترسی شهری به آن­ مکان­ها راحت صورت می­گیرد، دوری می­کند. فراشی و همکاران (1392) با بررسی 30 عدد سرگین­ پلنگ ایرانی در پارک ملی ساریگل به شناسایی رژیم غذایی پلنگ ایرانی اقدام کردند. نتایج آن­ها نشان داد که رژیم غذایی پلنگ در پارک ملی ساریگل دارای تنوع بالایی بوده و شامل قوچ و میش (53%)، کل و بز (8%)، گراز وحشی (20%)، خرگوش (1%)، روباه (8%)، اسب (1%)، دام اهلی (2%)، تشی (8%)، سگ (2%)، پرنده (3%) و گیاه (2%) است. فداکار و همکاران (2014) نیز با استفاده از تکنیک­های مولکولی اقدام به شناسایی آثار سگ اهلی در رژیم غذایی پلنگ کرده­اند. آن­ها با استفاده از استخراج DNA از بقایای طعمه­های پلنگ، موجود در سرگین­های جمع‌آوری‌ شده و توالی­یابی آن، منطقه کنترل (D-loop) ژنوم میتوکندریایی سگ اهلی را در آن شناسایی کرده­اند. 

شناخت بوم­شناسی و رفتارشناسی این‌گونه ارزشمند بدون شناسایی نیازهای اکولوژیکی، منابع موردنیاز و سناریوهای آشفتگی غیرممکن است. عادات غذایی گوشت‌خواران بزرگ با شاخصه­های اکولوژیکی مثل الگوی مکانی، انتخاب زیستگاه، موفقیت تولیدمثلی، جابجایی، ساختار اجتماعی و توزیع جغرافیایی در ارتباط است (7، 19 و 31). درنتیجه در این پژوهش تلاش شده تا رژیم غذایی پلنگ ایرانی در منطقه پارک ملی تندوره که یکی از ذخیره­گاه­های ارزشمند این‌گونه در ایران و جهان به بشمار می­رود شناسایی شود. برای این کار سرگین‌های پلنگ از منطقه موردنظر در طی دو فصل تابستان و پاییز سال 1391 جمع­آوری شد.

مواد و روشها

منطقه مطالعه: پارک ملی تندوره با وسعتی معادل 35658 هکتار در شمال­شرقی کشور ایران و در نزدیکی کشور ترکمنستان واقع گردیده است (شکل 1). این پارک در ʺ19°37 تا ʺ33°37 عرض جغرافیایی و ʺ33°58 تا ʺ54°58 طول جغرافیایی قرارگرفته است. متوسط میزان بارندگی منطقه 364.88 میلی‌متر است (حداقل 106.7 میلی‌متر و حداکثر 493.8 میلی‌متر). تغییرات درجه حرارت سالانه در پارک ملی تندوره نسبتاً زیاد بوده و متوسط درجه حرارت 14.3 درجه سانتی­گراد می­باشد (متوسط گرم‌ترین ماه سال 34.15 درجه سانتی­گراد و سردترین ماه سال 2.7 درجه سانتی­گراد). متوسط سالانه رطوبت نسبی منطقه نیز حدود 55 درصد اندازه‌گیری شده است (حداقل 45 درصد و حداکثر 63 درصد). همچنین محدوده ارتفاعی منطقه بین ارتفاع 2586 متر از سطح دریا در مرتفع­ترین نقطه (قله قنبرعلی) که در بخش جنوبی پارک واقع‌شده تا ارتفاع 884 متر از سطح دریا در پایین‌ترین نقطه که در بخش شمالی پارک قرارگرفته است (1).

پوشش گیاهی پارک ملی تندوره بسیار متنوع است و تاکنون ۳۷۳ گونه از ۶۰ تیره در این پارک شناسایی‌شده‌ است. انواع گیاهان علفی، بوته‌ای، درختی و درختچه‌ای در این منطقه قابل‌مشاهده است. اورس، انجیر، بید، نسترن، گوجه وحشی، کرکو، درمنه، گون، کلاه میرحسن، آنقوزه، کندل، زیره سیاه، کتان وحشی، آویشن، انواع گرامینه، آلبالوی وحشی، شیرخشت، کرکو، باریجه، گردو، زرشک، چوبک، بومادران، سریش، بارهنگ و انواع گیاهان یک‌ساله مرتعی و گیاهان باارزش داروئی از مهم‌ترین گونه‌های گیاهی این پارک است (1).

 

 

پارک ملی تندوره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 1- موقعیت جغرافیایی پارک ملی تندوره

 

 

همچنین جامعه جانوری پارک از غنای گونه­ای نسبتاً مناسبی برخوردار است. تاکنون حدود 80 گونه جانوری شامل پستانداران، پرندگان و خزندگان در منطقه شناسایی‌شده‌اند (1). از گونه­های جانوری شاخص منطقه می­توان به قوچ و میش اوریال (Ovis orientalis arkali)، کل و بز (Capra aegagrus)، گرگ (Canis lupus)، گراز (Sus scrofa)، کفتار (Hyaena hyaena)، رودک
(Meles meles) و گربه پالاس (Felis manul) از پستانداران، هما (Gypaetus barbatus)، کورکور
(Milvus migrans)، سارگپه پابلند (Buteo rufinus)، عقاب طلایی (Aquila chrysaetos)، شبگرد بلوچی (Caprimulgus maharattensis) و دلیجه
(Falco tinnunculus) از پرندگان افعی شاخ‌دار (Pseudocerastes persicus) و مار عینکی
(Naja  oxiana) از خزندگان اشاره کرد (1).

نمونه­برداری و جمع­آوری داده: سرگین پلنگ بصورت لوله­ای و بخش بخش بوده و رنگی تیره دارد. معمولاً بصورت بدون نوک بوده یا فقط دارای یک قسمت باریک در انتها هستند و داخل آن‌ها پر از مو و بقایای طعمه­هایشان است. اندازه سرگین­های پلنگ بین 2.2 تا 4.4 سانتیمتر می­باشد (10) و طی فصل تابستان و پاییز سال 1391 جمع­آوری شد. برای این کار با توجه به وجود محدودیت­ دسترسی به دلیل شرایط جغرافیایی و کوهستانی بودن منطقه، پارک ملی تندوره با در نظر گرفتن موقعیت استقرار پاسگاه­های محیط‌بانی به پنج بخش تقسیم و 10 مسیر با طول 7 تا 15 کیلومتر مشخص و پیمایش شد، در طراحی مسیرها سعی شد تا حد ممکن روی خط رأس قرار نداشته و از تنوع ارتفاعی و پراکنش مناسبی برخوردار باشند. طی این پیاده‌روی‌ها 51 نمونه جمع‌آوری‌شده (شکل 2) درون کیسه پلاستیکی برچسب­دار منتقل و برای انجام تجزیه‌وتحلیل به آزمایشگاه منتقل شد. همچنین محل جمع­آوری سرگین با دستگاه GPS نقطه­برداری شد (شکل 3).

 

 

شکل 2- نمونه سرگین پلنگ جمع‌آوری‌شده در پارک ملی تندوره

 

شکل 3- نقاط نمونه‌برداری شده در پارک ملی تندوره

 

در آزمایشگاه نمونه­ها با آب معمولی درون یک صافی ریز شست­و­شو داده شدند، سپس آثار موردنظر (مو، تکه­های استخوان و پر) جداسازی شده و درون آون خشک شدند. سپس برای انجام تجزیه‌وتحلیل‌های میکروسکپی و ماکروسکپی آماده گردیدند. برای تجزیه‌وتحلیل میکروسکپی بعد از آماده‌سازی اولیه از قطعات موی به‌دست‌آمده اسلاید ساختار مو برای مشاهده در زیر میکروسکپ تهیه شد (33). سپس بمنظور تهیه کلید شناسایی ماکروسکپی و میکروسکپی از طعمه­های احتمالی پلنگ در پارک ملی تندوره نمونه مو تهیه و براساس ویژگی­های ماکروسکپی (مثل رنگ مو و ویژگی­های استخوان جمجمه) یا تهیه اسلاید مو از آن‌ها برای شناسایی ویژگی­های میکروسکپی استفاده شد.

نتایج

از 51 نمونه جمع‌آوری‌شده سه نمونه به دلیل گذشت زمان زیادی از دفع آن‌ها فاقد ارزش شناسایی بودند. با انجام تجزیه تحلیل روی 48 نمونه دیگر آثار و بقایای هشت گونه پستاندار و یک‌گونه پرنده در سرگین­های جمع‌آوری‌شده تشخیص داده شد (جدول 1).

 

 

جدول 1- فراوانی طعمه­های مشاهده‌شده در سرگین­های پلنگ در پارک ملی تندوره

 

هر دو فصل

فصل تابستان

فصل پاییز

گونه شکارشده

فراوانی

درصد فراوانی

تعداد

درصد فراوانی

تعداد

درصد فراوانی

پایکا (Ochotona rufescens)

16

8/25%

6

8/18%

10

3/33%

قوچ و میش اوریال (Ovis orientalis arkali)

14

6/22%

9

1/28%

5

7/16%

گراز وحشی (Sus scrofa)

10

1/16%

5

6/15%

5

7/16%

کل و بز (Capra aegagrus)

9

5/14%

6

8/18%

3

10%

روباه (vulpes vulpes)

4

5/6%

2

3/6%

2

7/6%

تشی (Hystrix indica)

4

5/6%

3

4/9%

1

3/3%

سگ اهلی

2

2/3%

0

0

2

7/6%

گوسفند اهلی (Ovis aries )

2

2/3%

0

0

2

7/6%

پرنده

1

6/1%

1

1/3%

0

0

 


بحث و نتیجه‌گیری

مشکلاتی در تفسیر و تعیین رژیم غذایی گوشت‌خواران با استفاده از تجزیه‌وتحلیل سرگین آن­ها وجود دارد. به دلیل اینکه فقط مواد غیرقابل‌هضم در سرگین حیوان دیده می­شود بنابراین اگر حیوان فقط بافت­های نرم طعمه را مصرف کند، تشخیص آن در سرگین تقریباً غیرممکن است. همچنین تمایز قائل شدن بین طعمه­ای که توسط خود حیوان کشته‌شده باشد یا قبلاً تلف‌شده و حیوان شکارگر، مردارخواری کرده نیز غیرممکن است. تبدیل تکرار وجود نشانه­ی یک طعمه در سرگین­ها به درصد حجمی رژیم غذایی جانور نیز، معمولاً در معرض اریبی قرار دارد (21). مصرف کامل طعمه­های بزرگ در یک وعده غذایی هم امکان‌پذیر نیست و مقدار باقی‌مانده از آن می­تواند هم توسط خود شکارچی و هم توسط سایر شکارچیان و مردارخواران مصرف شود. همچنین طعمه­های کوچک در یک وعده خورده می­شوند اما تعیین تعداد افراد خورده شده در یک وعده از طریق بقایای باقی‌مانده در سرگین بسیار مشکل است. علاوه براین طعمه­های کوچک­تر شامل بخش­های غیرقابل‌هضم (مو، دندان و استخوان) بیشتری نسبت به طعمه­های بزرگ هستند (12). این موضوع باعث ایجاد اریبی داده­های درصد حجمی یا درصد وزنی در رژیم غذایی جانور به سمت طعمه­های کوچک می­شود. بعلاوه با توجه به عدم توانایی استفاده از سرگین در مشخص کردن حیوان شکارگر، مشخص کردن گونه­هایی با رژیم غذایی مخصوص و عمومی نیز ممکن نیست. به این دلایل تفسیر نتایج به‌دست‌آمده از تجزیه‌وتحلیل سرگین باید با توجه به محدودیت­ها و چهارچوب‌های این روش انجام شود.

پستانداران کوچک همواره نقش مهمی در رژیم غذایی حیوانات شکارگر ایفا می­کنند (34). پایکا نیز همواره به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین گونه­های رژیم غذایی پلنگ به دلیل شباهت­های زیستگاهی این دو گونه باهم، شناخته‌شده است (5). پایکا بیشترین فراوانی را در سرگین­های بررسی‌شده طی هردو فصل تابستان و پاییز داشته است (25.8%).  در نپال (5 و 21) و زیالیسکی آلاتان روسیه (34) از پایکا به­عنوان یکی از طعمه­های اصلی انواع گونه­ها و زیرگونه­های پلنگ نام‌برده شده است.

در مجموع دوفصل، قوچ و میش اوریال بعد از پایکا بیشترین فراوانی را در تجزیه‌وتحلیل سرگین‌ها داشته است، اما در فصل تابستان این‌گونه غذای اصلی پلنگ را تشکیل می­دهد، که دلیل این موضوع فراوانی قوچ و میش در منطقه، زی­توده مناسب این‌گونه و همچنین احتمال خطر پایین شکار آن بوده است. اما دلیل کاهش درصد شکار قوچ و میش در پاییز و افزایش شکار پایکا احتمالاً به دلیل کاهش دسترسی پلنگ به قوچ و میش (به دلیل مهاجرت ارتفاعی و دلایل دیگر) و درنتیجه افزایش سهم پایکا در رژیم غذایی آن است.

طبق گزارش­های صورت گرفته، گونه­ها و زیرگونه­های قوچ و میش و سایر سم­داران بزرگ و خویشاوندان آن­ها در ایران (2، 11 و 32) و سایر نقاط جهان منبع اصلی غذای پلنگ را تشکیل می­دهند، بهارال یا گوسفند آبی هیمالیا (Pseudois nayaur) در نپال (5 و 25)، استان­های چینگهای، گانسو (Qinghai and Gansu Provinces)(28) و منطقه حفاظت‌شده تاش کورگان (Taxkorgan Reserve) در چین (26)، بزکوهی (Capra ibex) در زیالیسکی آلاتانِ  (Zailisky Alatan) روسیه (34) و تومورفنگِ (Tomur Feng) چین (27) و درنهایت بز کوهی مارخور (Capra fulconeri) در چترالِ پاکستان (25).

کل، بز و گراز نیز از حیواناتی هستند که بقایای آن­ها در سرگین­ها شناسایی شد، کل و بز همان‌طور که در بالا نیز اشاره شد، در تمام نقاط جهان از مهم­ترین عناصر تشکیل‌دهنده رژیم غذایی پلنگ است. اما گراز نیز سهم نسبتاً زیادی در رژیم غذایی پلنگ داشته است. این موضوع در مطالعات دیگر نیز مشاهده‌شده است (3 و 5). اما با توجه به پراکنش نسبتاً کم این دو گونه (نسبت به پایکا و قوچ و میش) در پارک ملی تندوره درصد کمتری از رژیم غذایی پلنگ را به خود اختصاص داده­اند.

در فصل پاییز درصد فراوانی آثار گراز در سرگین­­ها با درصد فراوانی قوچ و میش برابر بوده که پلنگ احتمالاً به‌عنوان طعمه جایگزین (Alternate prey) از آن استفاده کرده است. البته درباره جایگزین­های غذایی حیوانات شکارگر اطلاعات کمی در دسترس می­باشد (30). نقش این گونه­های جایگزین در مواقعی که صید اصلی گونه شکارگر در دسترس نباشد، بسیار مهم است.

سگ­سانان به‌عنوان رقیب­های اکولوژیکی پلنگ بخشی از رژیم غذایی پلنگ را تشکیل می­دهند. در این مطالعه دو گونه از سگ­سانان در بررسی سرگین­های پلنگ حضور داشتند که درمجموع 9.7% از کل رژیم غذایی پلنگ در این منطقه را به خود اختصاص داده­اند (روباه 6.5% و سگ اهلی 3.2%).

یکی از نکات مهم به‌دست‌آمده در این تحقیق حمله پلنگ به روستاها و دام­های اهلی در فصل پاییز است که نشان‌دهنده کاهش دسترسی این حیوان به طعمه­های طبیعی و روی آوردن به مناطق انسانی اطراف پارک است. البته شکار دام­های اهلی نیز می­تواند به دلیل بالا رفتن سن فرد شکارگر و ناتوانی از شکار در محیط طبیعی خود باشد.

همان‌گونه که بیان شد، به دلیل وجود مشکلات و خطاهایی در تعیین رژیم غذایی گوشت‌خواران با این روش، اتکا به این‌گونه مطالعات به‌تنهایی برای تعیین رژیم غذایی گوشت‌خواران نتایج دقیقی ارائه نمی­کند و باید با انجام مطالعات تکمیلی مثل پژوهش­های میدانی گسترده­ و همچنین استفاده از تکنیک­های مولکولی برای تشخیص طعمه­ها و ترکیب نتایج آن­ها، نتیجه­گیری­های دقیق­تر و قطعی­تری راجع به رژیم غذایی گوشت‌خواران به دست آورد. پیشنهاد می­شود با انجام این دست مطالعات در پارک ملی تندوره و مناطق مشابه ابتدا به­طور دقیق­تر گونه­های مورد استفاده این‌گونه ارزشمند شناسایی شود.  

با توجه به نتایج به‌دست‌آمده و مطالعات پیشین مهم­ترین راه برای حفظ این‌گونه ایجاد بستری مناسب برای بهبود کیفیت زیستی گونه­های طعمه آن است (4). در پارک ملی تندوره باید با استفاده از نیروی انسانی بیشتر به حفاظت هرچه بیشتر از طعمه­های این‌گونه مثل جلوگیری از ورود شکارچی، جلوگیری از ورود دام­های اهلی با توجه به این­که دام­های اهلی هم رقیب اکولوژیکی طعمه­های پلنگ مثل قوچ، میش، کل و بز هستند و هم با استفاده از منابع غذایی مشترک و هم با لگدکوب کردن زمین­ها میزان منابع در دسترس این گونه­ها را کاهش می­دهند، همچنین احتمال انتقال بیماری‌های مشترک بین آن­ها و حیات­وحش وجود دارد. اعمال راهکارهای مدیریتی که باعث افزایش ظرفیت برد پارک ملی هم برای پلنگ و هم برای طعمه­های آن شده و حفاظت از منطقه تا رسیدن آن­ها به ظرفیت برد زیستگاه ازجمله پیشنهاد‌هایی است که به نظر می­رسد برای حفظ این‌گونه مهم سودمند باشد.

تقدیر و تشکر

بدین‌وسیله از ریاست و کارکنان محترم اداره کل محیط‌زیست استان خراسان رضوی و همچنین ریاست اداره محیط‌زیست شهرستان درگز جناب آقای سلحشور، به جهت فراهم آوردن تسهیلات لازم جهت انجام این پژوهش قدردانی می­گردد. همچنین از محیط­بانان عزیز پارک ملی تندوره و جناب آقای هادی اقبالی و محسن عباسی که با کمک­های این بزرگواران انجام این پژوهش میسر شد.

  1. آقامیری، س.ح.، گلستانی، ح.، و بیژنی، م.، 1384. شناسنامه پارک ملی و منطقه حفاظت‌شده تندوره، انتشارات سازمان محیط‌زیست، صفحه 64.
  2.  تقدیسی، م.، کابلی، م.، و فراشی، آ.، 1392. رژیم غذایی پلنگ ایرانی (Panthera pardus saxicolor Pocock, 1927) در پارک ملی ساریگل، استان خراسان شمالی، زیست­شناسی جانوری تجربی، 5(1)، صفحات 62-57 
  3. ضیایی، ه.، 1390. راهنمای صحرایی پستانداران ایران، انتشارات کانون آشنایی با حیاط وحش، صفحه 420.
  4. کربز، چ.ج.، و وهاب­زاده، ع.، 1391. بوم­شناسی: مطالعه­ی تجربی توزیع و فراوانی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، صفحات 270-262.
    1. Achyut, A., and Kreigenhofer, B., 2009. Summer diet composition of the common leopard Panthera pardus (Carnivora: Felidae) in Nepal. Journal of Threatened Taxa. 1(11), PP: 562-566.‏
    2. Bailey, T.N., 1993. The African Leopard: Ecolog y and Behaviour of Solitary Felid. Columbia University press, New York, USA, 429p.
    3. Bekoff, M., Daniels, T.J., and Gittleman, J.L., 1984. Life history patterns and the comparative social ecology of carnivores. Annual Review of Ecology and Systematics. 15, PP: 191-232.
    4. Chauhan, D.S., and Goyal, S.P., 2001. A study on distribution, relative abundance and food habits of leopards (Panther pardus) in garhwal Himalayas. Technical report. Wildlife Institute of India.
    5. Daniel, J.C., 1996. The Leopard Tndia: A Natural History. Natraj Publishers Deheradun, 228p.
    6. Elbroch, M., 2003. Mammal tracks & sign: a guide to North American species. Stackpole books, ‏PP: 485-488.
    7. Fadakar, D., Rezaei, H.R., Hosseini, M., Ilanloo, S.S., and Zamani, W., 2014. Detecting Domestic Dog (Canis lupus familiaris) in Diet of Persian Leopard (Panthera pardus saxicolor) Using DNA Tools. Environmental Resources Research. 2(1), PP: 15-20.
    8. Floyd, T.J., Mech, L.D., and Jordan, P.A., 1978. Relating wolf scat content to prey consumed. The Journal of Wildlife Management, PP: 528-532.
    9. Gavashelishvili, A., and Lukarevskiy, V., 2008. Modelling the habitat requirements of leopard Panthera pardus in west and central Asia. Journal of Applied Ecology. 45(2), PP: 579-588.‏
    10. Ghoddousi, A., Hamidi, A.K., Ghadirian, T., Ashayeri, D., Hamzehpour, M., Moshiri, H., and Julayi, L., 2008. Territorial marking by the Persian Leopard (Panthera pardus saxicolor Pocock, 1927) in Bamu National Park, Iran. Zoology in the Middle East. 44(1), PP: 101-103.‏
    11. Guggisberg, C.W.A., 1975. Wild Cats of the World. Davis and Charles, London, PP: 34-67.
    12. Khorozyan, I., 2003. Habitat preferences by the Persian Leopard (Panthera pardus saxicolor Pocock, 1927) in Armenia. Zoology in the Middle East. 30(1), PP: 25-36.‏
    13. Khorozyan, I., 2008. Panthera pardus ssp. saxicolor. The IUCN Red List of Threatened Species 2008: e.T15961A5334217. Downloaded on 26 November2015.http://dx.doi.org/10.2305/IUCN.UK.2008.RLTS.T15961 A 5334217 en.
    14. Kiabi, B.H., Dareshouri, B.F., Ghaemi, R.A., and Jahanshahi, M., 2002. Population status of the Persian leopard (Panthera pardus saxicolor Pocock, 1927) in Iran. Zoology in the Middle East. 26(1), PP: 41-47.‏
    15. Krebs, J.R., 1978. Optimal foraging: decision rules for predators. Behavioural ecology: an evolutionary approach, PP: 23-63.‏
    16. Maan, M.A., and Choudhary A.A., 2000. Common Leopards our endangered heritage needs special conservation. Tiger Paper 27(0ct-Dec), 4p.
    17. Oli, M.K., Taylor, I.R., and Rogers, D.M.E.,. Diet of the snow leopard (Panthera uncia) in the Annapurna Conservation Area, Nepal. Journal of Zoology. 231.3, PP: 365-370.
    18. Pocock, R.I., 1927. XXVII.—Description of two subspecies of leopards. Journal of Natural History, 20(116), PP: 213-214.‏
    19. Prater, S.H., 1993. The book of Indian animal. Bombay Natural History Society. Oxford University Press. PP: 25-42
    20. Sanei, A., and Zakaria, M., 2012. Distribution pattern of the Persian leopard (Panthera pardus saxicolor) in Iran. Asia Life Sciences, 21(2).‏
    21. Schaller, G.B., 1977. Mountain monarchs. Wild sheep and goats of the Himalaya, University of Chicago Press.
    22. Schaller, G.B., Hong, L., Hua, L., Junrang, R., Mingjiang, Q., and Haibin, W., 1987. Status of large mammals in the Taxkorgan Reserve, Xinjiang, China. Biological Conservation. 42(1), PP: 53-71.‏
    23. Schaller, G.B., Hong, L., Junrang, R., and Mingjiang, Q., 1988. The snow leopard in Xinjiang, China. Oryx. 22(04), PP: 197-204.‏
    24. Schaller, G.B., Junrang, R., and Mingjiang, Q., 1988. Status of the snow leopard Panthera uncia in Qinghai and Gansu Provinces, China. Biological Conservation. 45(3), PP: 179-194.‏
    25. Seidensticker, J., 1990. On the ecological separation between tigers and leopards. Biotropica. 8, PP: 225-234
    26. Shaw, H.G., 1977. Impact of mountain lion on mule deer and cattle in northwestern Arizona. Montana Forest and Conservation Experiment Station.‏
    27. Sunquist, M.E., and Sunquist, F.C., 1989. Ecological constraints on predation by large felids. Carnivore behavior, ecology and evolution. Cornell University Press, Ithaca, New York. PP: 283-301.
    28. Taghdisi, M., Mohammadi, A., Nourani, E., Shokri, S., Rezaei, A., and Kaboli, M., 2013. Diet and habitat use of the endangered Persian leopard (Panthera pardus saxicolor) in northeastern Iran. Turkish Journal of Zoology. 37(5), PP: 554-561.‏
    29. Teerink, B.J., 1991. Atlas and identification key hair of west European mammals. Cambridge University Press. Great Britain. PP: 236.
    30. Zhirjakov, V.A., 1990. On the ecology of the snow leopard (Uncia uncia) in the Zailisky-Alatau (Northern Tien Shan). Intl. Ped. Book of Snow Leopards. 6, PP: 25-30.‏