Document Type : Research Paper
Keywords
Subjects
مقایسه تأثیر هالوپریدول و عصاره برگ توت سفید (Morus alba) بر بافت کبد و آنزیمهای کبدی در ماهی گورامی سه خال(Trichogaster trichopterus)
طاهره ناجی1* ، مهزاد بینیاز1، سعید محمدی معتمد2 و یاسمن شیبانی1
1 ایران، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، علوم پزشکی تهران، دانشکده داروسازی و علوم دارویی، گروه علوم پایه
2 ایران، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، علوم پزشکی تهران، دانشکده داروسازی و علوم دارویی، گروه فارماکوگنوزی
تاریخ دریافت: 08/06/1401 تاریخ پذیرش: 16/06/1402
چکیده
داروی هالوپریدول، آنتاگونیست گیرنده دوپامین است و در درمان بیماریهای روانی کاربرد دارد. توت سفید، گیاهی متعلق به خانواده Moracea است. برگ توت سفید همانند داروی هالوپریدول، دارای اثرات آنتیدوپامینرژیکی است. هدف از این پژوهش، مقایسه اثر عصاره برگ توت سفید و هالوپریدول به عنوان دو ماده آنتی دوپامینرژیک بر سطح آنزیمهای کبدی و بافت کبد در ماهی گورامی سه خال با بالغ ماده میباشد. بدین منظور تعداد 120 قطعه ماهی در 8 گروه شامل گروههای کنترل دست نخورده، کنترل حلال، تیمارهای دریافت کننده دوزهای 05/0، 1/0 و 2/0 میلیگرم بر کیلوگرم هالوپریدول، و دوزهای 50، 100 و 200 میلیگرم بر کیلوگرم عصاره اتانولی برگ توت سفید، تقسیم شدند. تجویز داروها به صورت عضلانی در یک بازه زمانی بیست روزه به صورت یک روز در میان انجام گرفت. پس از اتمام تزریقات، آنزیمهای کبدی و بافت کبد در همه گروهها مورد مطالعه قرارگرفت. نتایج آماری نشان داد که بین سطح آنزیمهای کبدی در گروههای کنترل و تحت تیمار اختلاف معنیدار وجود داشت(05/0>P) به این ترتیب که با افزایش دوز، هالوپریدول موجب افزایش آنزیمهای کبدی و آسیب به سلولهای کبدی شد درحالیکه عصاره برگ توت سفید منجر به کاهش آنزیمهای کبدی و حفاظت از سلولهای کبد شد. بنابراین هالوپریدول میتواند سمیت کبدی ایجاد کند اما عصاره برگ توت سفید، احتمالا هپاتوپروتکتیو است.
واژه های کلیدی: هالوپریدول، توت سفید، کبد، ماهی گورامی سهخال
* نویسنده مسئول، تلفن: 09123704676 ، پست الکترونیکی: tnaji2002@gmail.com
مقدمه
روان پریشی (سایکوز)، حالتی از بیماریهای روحی و روانی همراه با علائمی نظیر توهم، هذیان، گفتار نامنظم و رفتار آشفته است (26). هالوپریدول از ازمشتقات بوتیروفنونها و آنتاگونیست گیرنده دوپامین است و موجب انسداد گیرنده دوپامینی 2D، در اغلب نواحی به خصوص در مسیرهای مزولیمبیک و مزوکورتیکال میشود (3). این دارو بهطور گسترده در کنترل بیماریهایی از قبیل سایکوز، تیک، سندرم تورت، بیش فعالی و وسواس فکری-عملی مورد استفاده قرار میگیرد (3، 8و 30). هالوپریدول تحت متابولیسم کبدی گستردهای قرار میگیرد و تنها 1 درصد از آن، در ادرار قابل تشخیص میباشد (15). گیاه توت سفید از خانواده Moraceae است. این گیاه، درختی و برگریز است و رشد سریعی دارد. ارتفاع این درخت به طور معمول به 3 الی 6 متر میرسد. درخت توت سفید در سراسر جهان به خصوص در مناطقی که کرم ابریشم پرورش داده میشود، یافت میشود (35و36). مطالعه بر مدلهای حیوانی، اثرات آنتیسایکوتیک عصاره برگ توت سفید را به اثبات رسانده است (26،22و33) برگ توت، حاوی فلاونوئیدها، کومارین و استیلبن با خاصیت محافظت از کبد میباشد. رادیکالهای آزاد، از عوامل مهم بروز بسیاری از اختلالات کبدی هستند. عصاره برگ توت سفید، بخاطر حضور فلاونوئیدها، خاصیت آنتی اکسیدانی دارد و با از بین بردن رادیکالهای آزاد، میتواند از اندامها در برابر استرس اکسیداتیو، محافظت میکند (14، 26، 36و 37). ماهی گورامی سه خال با نام علمی Trichogaster trichopterus و نام عمومی گورامی سهخال شناخته میشود و متعلق به خانواده Anabantoidei است. گورامی سهخال، به عنوان مدل آزمایشگاهی، در این پژوهش، انتخاب شد. ماهیان بعلت پایینتر بودن در ردهبندی مهرهداران و تکامل کمتر سیستم عصبی نسبت به پستانداران، درد و رنج کمتری را متحمل میشوند، همچنین تهیه آنها مقرون به صرفه است و در مجموع، مدل ارزشمندی در مطالعات سمیت کبدی هستند (32). هالوپریدول و عصاره برگ توت سفید، هردو خاصیت آنتیدوپامینرژیکی دارند بنابراین با هدف بررسی و مقایسه عوارض جانبی آنها بر سطح آنزیمهای کبدی و بافت کبد، انتخاب شدند.
مواد و روشها
زمان و مکان پژوهش: این پژوهش در فروردینماه سال 1401 در آزمایشگاه علوم پایه دانشکده داروسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران و پس از دریافت کد اخلاق IR.IAU.PS.REC.1400.334، انجام شد.
مدل پژوهش: تعداد 120 قطعه ماهی بالغ و ماده گورامی سهخال با میانگین وزنی 01/0±24/3 گرم از یک کارگاه پرورش ماهی واقع در شهر همدان تهیه شد. ابتدا آب آکواریومها، کلرزدایی شد و 48 ساعت بعد، ماهیان، در شرایط استاندارد از لحاظ دما، پیاچ، سختی آب و چرخه تاریکیروشنایی، با محیط سازگار شدند و بصورت کاملا تصادفی به 8 گروه پانزده عددی، تقسیم شدند.
تیماربندی: گروهها مشتمل بر گروه کنترل دستنخورده (شاهد)، کنترل حلال (اتانول 70 درجه)، سه گروه تیماری با هالوپریدول با دوزهای 05/0، 1/0 و 2/0 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن ماهی و سه گروه تیماری با عصاره برگ توت سفید با دوزهای 50، 100 و 200 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن ماهی، شد (7، 25و 34). دوزهای انتخابی، پس از مرور مطالعات پیشین، انتخاب شد زیرا دراین مطالعات پس از آزمون و خطا، بازهی دوزهای موثر، ایمن و غیرکشنده، به مرور زمان، مشخص شدهاند.
منبع تهیه مواد موثره: برای تهیه محلول هالوپریدول، پودر ماده موثره آن به شماره بچ (Bach No: S_400488) از شرکت سبحان دارو، تهیه شد و مقدار مناسبی از آن، براساس میانگین وزنی ماهیان در سه گروه تیماری، در اتانول 70 درجه حل گردید و درون ظرف کدر جهت انجام تزریقات نگهداری شد (29). برگهای توت سفید در تیرماه سال 1400 از درختهای توت سفید در استان همدان چیده و تمیز شد و در شرایط مناسب از لحاظ تهویه، در سایه، خشک گردید. نمونه هرباریوم برگ درخت توت سفید، در هرباریوم دانشکده داروسازی، به شماره وچر(Voucher No: 164_AuPF)، ثبت گردید. برگهای خشکشده توسط دستگاه آسیاب برقی، آسیاب شد. به منظور تهیه عصاره برگ توت سفید، از اتانول 70 درصد و روش خیساندن (Maceretion) استفاده شد (31). پس از دو مرحله عصارهگیری، حلال تبخیر شده و عصاره خشک شده بدست آمد. مقدار مناسبی از عصاره خشک شده در اتانول 70 درصد حل و پس از فیلتر شدن، در ظروف مناسب، ریخته شد.
روش تزریق و تشریح: محلول حاوی دارو و عصاره، به صورت عضلانی، بین باله پشتی و خط جانبی ماهی، با فواصل یک روز در میان، تزریق شد. تزریقات بهوسیله سرنگ انسولین BD و با حجم 02/0 میلیلیتر در هر تزریق صورت گرفت. بعد از گذشت 24 ساعت از آخرین تزریق، ماهیها بهوسیله عصاره گل میخک بیهوش و سپس تشریح شدند (28) و کبد آنها جدا شد. به دلیل کوچک بودن جثه ماهیان، امکان خونگیری فراهم نبود بنابراین از مایع بین بافتی جهت اندازهگیری آنزیمهای کبدی استفاده شد. پس از خالی کردن احشای شکمی و قطع سر، دم و بالهها، بدن عضلانی ماهی با دستگاه هموژنایزر، یکدست شد و به لوله آزمایش، انتقال یافت.
آنزیمسنجی: لولههای حاوی نمونه، سانتریفیوژ شد و مایع بین بافتی در بالای لوله جدا شد. سطح آنزیمهای ALT، ALP و AST، توسط کیتهای تشخیص کمی شرکت پارس آزمون و به روش فوتومتریک اندازهگیری شد. جهت اندازهگیری غلظت آنزیمهای ALT و AST، نمونهها با محلولهای معرف مخلوط شدند و پس از یک دقیقه جذب نوری آنها در طول موج 340 نانومتر، خوانده شد. اپتیمم فعالیت آنزیم ALP در محیط قلیایی است بنابراین از دیاتانولآمین استفاده شد تا pHای برابر 8/9 ایجاد کند. سپس نمونه و معرف با هم مخلوط شد و پس از یک دقیقه جذب نوری آن در طول موج 405 نانومتر، خوانده شد.جذب هر نمونه با منحنی جذب استاندارد مقایسه شد و بدین ترتیب، غلظت هر آنزیم، محاسبه شد.
تهیه لام: جهت آماده سازی لامها، کبدهای جدا شده در هر گروه، داخل فرمالین 10 درصد فیکس شد و سپس مراحل پاساژ، قالبگیری، برشگیری و رنگآمیزی انجام شد. لامهای آماده شده بهوسیله میکروسکوپ نوری نیکون (EclipseE100) مورد مطالعه قرار گرفت. جهت مطالعه با میکروسکوپ الکترونی، ابتدا بافت کبد در گلوتارآلدئید 5/2 درصد و تترااکسید اسمیم 5/1 درصد، فیکس شد. سپس نمونهها بهوسیله الکل و استون، آبگیری شد، در رزین پلیمریزه شد و بعد برشگیری انجام شد. برشها روی گرید (شبکه مسی)، قرارگرفت و رنگ آمیزی شد. در آخر، گریدها با میکروسکوپ الکترونی عبوریEM208) Philips, TEM(Nederland) مورد بررسی قرار گرفت (27).
تحلیل آماری: جهت تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از سهبار تکرار در گروههای شاهد و تحت تیمار و بررسی میزان معنیدار بودن اختلافات مشاهده شده، از ورژن 26 نرمافزار SPSS و روش آماری آنالیز واریانس یکطرفه(one way Anova) استفاده شد. به منظور مقایسه میانگینها، از آزمون دانکن و برای رسم نمودارها هم از نرم افزارGRAPHPAD استفاده شد.
نتایج
آنزیمهای کبدی: نتایج نشان داد که بین گروه شاهد و کنترل حلال، اختلاف معناداری از نظر سطوح آنزیمهای کبدی وجود نداشت (05/0>P). آنزیم ALT در گروههای تحت تیمار با هر سه دوز هالوپریدول و دوز کم و متوسط عصاره توت، در مقایسه با گروههای کنترل، اختلاف معنیدار نشان داد (05/0P).
بررسی بافت کبد با میکروسکوپ نوری: مطالعه بافت کبد با میکروسکوپ نوری نشان داد که در گروه شاهد و کنترل حلال، هپاتوسیتها دارای هسته مرکزی و سیتوپلاسم مشخص بودند. سینوزوئیدهای کبدی نیز به شکل طبیعی مابین سلولهای کبدی قرارگرفته بودند. سلولهای کوپفر با پراکندگی معمول، مشاهده شد و واکوئل چربی وجود نداشت (شکل 2، A و B). در گروه تیماری با دوز کم هالوپریدول، بافت کبد همانند گروههای کنترل و با همان پراکنش سلولی مشاهده شد (شکل 2، C) اما در گروههای تحت تیمار با دوز متوسط و زیاد هالوپریدول، ساختار و انسجام بافت کبد برهم خورد و اتساع سینوزوئیدها، گسستگی بین هپاتوسیتها و افزایش تعداد واکوئلهای چربی و سلولهای کوپفر، رویت شد (شکل 2، D و E). در گروه تیماری با دوز کم عصاره توت، هپاتوسیتها همانند گروههای کنترل به نظر میرسید و تنها شمار اندکی از واکوئلهای چربی، مشاهده گردید (شکل 2، F). با افزایش دوز این عصاره، ساختار هپاتوسیتها حفظ شد و تصاویر بدستآمده، هیچگونه آسیب را به بافت کبد، نشان نداد (شکل2، G و H).
بررسی بافت کبد با میکروسکوپ الکترونی: بررسی دقیقتر بافت کبد با میکروسکوپ الکترونی نشان داد که در گروه شاهد (شکل3، A)، هپاتوسیتها، واجد هسته گرد و غشای پیوسته بودند و در سیتوپلاسم آنها، اندامکهای متعدد سلولی به چشم خورد. میتوکندریها، ماتریکس همگن داشتند و در اطراف هسته، شبکه آندوپلاسمی وسیع و جسم گلژی دیده شد. در گروه تیمار شده با هالوپریدول دوز بالا (شکل3، B)، در وسط شکل، هسته هپاتوسیت، نامشخص بود و غشاء و شبکه آندوپلاسمی کاملاً از بین رفته بود. اندامکها و فضاهای داخل سلولی تخریب و واکوئلهای چربی جایگزین شده بود. غشای سلولهای کبدی که تحت تأثیر عصاره برگ توت قرار داشت (شکل3، C)، سالم بود و در اطراف هسته، اندامکهای درونسلولی شامل شبکه آندوپلاسمی، میتوکندری و شبکه گلژی نیز مشاهده گردید.
شکل 1_ نمودار سطح آنزیمهای کبدی ALT، AST و ALP ،گروه کنترل دست نخورده (شاهد)، Solvent نشان دهنده گروه کنترل حلال(اتانول 70 درجه)، Haloperidol نشان دهنده داروی هالوپریدول است که با سه دوز 05/0، 1/0 و 2/0میلیگرم بر کیلوگرم، تزریق شده است، Morus alba نشاندهنده عصاره برگ توت سفید است که با سه دوز 50، 100 و 200 میلیگرم، تزریق شده است. حروف مشابه در نمودارها به معنی عدم وجود اختلاف در سطح معنیداری 05/0 است.
بحث و نتیجه گیری
کبد، یکی از اندامهای حیاتی است و وظایف گوناگونی بر عهده دارد که سمیتزدایی داروها و حفظ هموستاز متابولیک بدن، از جمله مهمترین آنها است (4و 6). عواملی مانند داروها ، استرس اکسیداتیو و رادیکالهای آزاد میتوانند عملکرد طبیعی کبد را دچار اختلال کنند (18). بسیاری از مطالعات نشان داده است که مصرف داروهای آنتیسایکوتیک با ایجاد عوارض جانبی بر روی کبد و القای آنزیمهای کبدی مرتبط است (19). آزمونهای مختلفی جهت ارزیابی کارکرد کبد وجود دارد که در یکی از آنها، میزان آنزیمهای کبدی، سنجش میشود. تغییرات این آنزیمها، نمایانگر سلامت غشای هپاتوسیتها یا نکروز آنها است. ALT، AST و ALP، سه آنزیم مهم کبدی هستند. ALT، آنزیمی در سیتوزول هپاتوسیتها است. این آنزیم در کبد نسبت به سایر بافتها، غلظت بیشتری دارد. میزان این آنزیم همراستا با هرگونه آسیب به سلولهای کبدی، افزایش پیدا میکند و نیمهعمر آن از چند ساعت تا چندین روز، متغیر است.
شکل 2_ مقاطع بافت کبد. A) گروه کنترل دست نخورده(شاهد)، B) گروه کنترل حلال، C) گروه تیماری با هالوپریدول با دوز 05/0 میلیگرم بر کیلوگرم، D) گروه تیماری با هالوپریدول با دوز 1/0 میلیگرم بر کیلوگرم E) گروه تیماری با هالوپریدول با دوز 2/0 میلیگرم بر کیلوگرم F) گروه تیماری با عصاره توت با دوز 50 میلیگرم بر کیلوگرم G) گروه تیماری با عصاره توت با دوز 100 میلیگرم بر کیلوگرم H) گروه تیماری با عصاره توت با دوز 200 میلیگرم بر کیلوگرم، H: هپاتوسیت، S: سینوزوئید، CV: ورید مرکزی، K: سلولهای کوپفر ، V: واکوئل چربی، رنگآمیزی H&E،رنگ آمیزی H&E. بزرگنمایی 40×
شکل 3- تصاویر میکروسکوپ الکترونی از مقطع بافت کبد. A)گروه کنترل دستنخورده (شاهد) B) تیمار هالوپریدول با دوز 2/0 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن ماهی، C)تیمار عصاره توت با دوز 200 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن ماهی،SCALE BAR: 5μm، در این تصاویر، هسته هپاتوسیت(n)، میتوکندری(m)، دستگاه گلژی(g) و شبکه اندوپلاسمی(rer) مشخص شدهاند.
مقدار AST به سرعت همراه با آسیب غشای سلولهای کبدی افزایش پیدا میکند. افزایش AST به معنی تغییرات نفوذپذیری غشای هپاتوسیتها، نکروز سلولی و یا التهاب کبدی است. نیمهعمر این آنزیم، از چند دقیقه تا چند ساعت است.. ALT و AST معمولاً برای تشخیص صدمات کبدی اندازهگیری میشوند. ALP، بجز کبد، در استخوان، روده باریک، کلیه و جفت هم وجود دارد. نیمهعمر این آنزیم، 70 ساعت است. التهاب و نکروز سلولهای کبد سبب افزایش ALP میشوند (11 و17). تماس با سموم، میزان آنزیمهای ALT و AST را در سرم خون بهطور قابل توجهی افزایش میدهد. سمیت کبدی به معنای آسیب کبدی ناشی از مواد شیمیایی مانند داروها میباشد (24). روی هم رفته، تغییرات آنزیمهای کبدی، شاخص میزان تخریب ترکیباتی است که سمیت کبدی دارند (5). اتانول 70 درصد، سطوح هیچیک از آنزیمهای کبدی را دستخوش تغییر نکرد (شکل 1، A، B و C) بنابراین میتوان گفت که حلال دارو و عصاره، بر روند آزمایش بیتأثیر بود. نمودارALT، هماهنگ با افزایش دوز هالوپریدول، سیر صعودی را نسبت به گروههای کنترل نشان داد به طوریکه در دوز بالای هالوپریدول بیشترین میزان آنزیم ALT مشاهده شد (شکل 1، A). دوز پایین هالوپریدول، میزان آنزیمهای AST و ALP را تغییر نداد، اما افزایش دوز آن، مقادیر این دو آنزیم را بالا برد (شکل 1، B و C). همراستا با این نتایج، در مطالعه کادهم در سال 2021، تجویز 1 میلیگرم بر کیلوگرم هالوپریدول به موش، باعث افزایش قابل توجه سطح سرمی ALT، ASTو ALP شد (20). مطالعه بالینی گیرتنر و همکاران در سال 2001 نشان داد که آنزیمهای کبدی ALT وAST در دو درصد بیماران بستری در بیمارستان در طول درمان با هالوپریدول افزایش یافت (16). می توان چنین استنباط کرد که احتمالاً، هالوپریدول، سبب آسیب به غشای هپاتوسیتها و نشت آنزیمهای کبدی به مایع میانبافتی شده است. آنزیم ALT پس از تزریق دوزهای کم و متوسط عصاره توت، افزایش یافت اما دوز زیاد عصاره، تغییری بر آن ایجاد نکرد شد (شکل 1، A). همچنین دوزهای کم و متوسط عصاره، تأثیری بر آنزیم AST نشان نداد اما دوز زیاد عصاره، سبب افت مقادیر AST شد (شکل 1، B). این دادهها میتواند حاکی از آن باشد که عصاره توت در رنج دوزهای خاصی، اثر حمایتی از بافت کبد، دارد. بعلاوه، هیچ یک از دوزهای عصاره توت، سطح آنزیم ALP را تغییر نداد (شکل 1، C). در تأیید این نتایج، کلانتری و همکاران در سال 2009 با تزریق عصاره هیدروالکلی برگ توت سفید با دوز 800 میلیگرم بر کیلوگرم به موشهایی که از قبل بهوسیله کربنتتراکلرید دچار آسیب کبدی شده بودند، کاهشALT و AST را گزارش کردند. بعلاوه عصاره توت، آثار محافظتی از کبد را نشان داد و هیچ اثری از فیبروز و التهاب در کبد گروههای تیماری با عصاره، مشاهده نشد (21) متقابلاً در پژوهشی دیگر از زنی و همکاران در سال 2008، تجویز خوراکی 150 میلیگرم بر کیلوگرم از عصاره آبی برگ درخت توت سفید به موشهای هایپرلیپیدمیک، منجر به کاهش ALT و افزایش AST پلاسما شد (37). نظری و همکاران در سال 2014 به این نتیجه رسیدند که عصاره برگ توت سفید به طور قابل توجهی سطح سرمی آنزیمهای کبدی ALT،AST، ALP را در موشهای دیابتی کاهش میدهد (23). در مطالعهی داولیوری و همکاران درسال 2015، تجویز خوراکی 300 میلیگرم بر کیلوگرم از عصاره اتانولی برگ درخت توت سفید، تغییر معنیداری بر میزان AST،ALT،ALP ایجاد نکرد اما 2000 میلیگرم بر کیلوگرم از همین عصاره، آنزیم ALT را کاهش داد. آنها همچنین سمیت ناچیزی را برای عصاره توت گزارش کردند زیرا در مطالعه آنها هیچ مرگ و میری در دوز 2000 میلیگرم بر کیلوگرم دیده نشد (13). در مطالعهی حاضر 200 میلیگرم بر کیلوگرم از عصاره، دوز موثر برای نشان دادن اثرات حفاظت از کبد میباشد زیرا سطح آنزیم ALP و ALT هیچ اختلافی را با گروه شاهد نشان نداد و حتی سطح آنزیم AST را نسبت به گروه شاهد کاهش داد. کبد ماهی نسبت به محرکهای شیمیایی حساس است چون جریان خون در کبد ماهیان به نسبت کند بوده و دفع سموم شیمیایی و متابولیکها تدریجی میباشد (2). بهطور کلی در مسمومیتها ممکن است تمامی کبد ماهی یا برخی نواحی آن دچار آسیب شود، اندازه سلولهای کبدی تغییر کند، زمینه سلولی غیرقابل تشخیص شود و تمایل سیتوپلاسم به ائوزین کاهش یابد. اگر تعداد سلولهای آسیب دیده زیاد باشد، ممکن است تغییرات دژنراتیو در بافت رخ دهد. کبد چرب معمولاً به ضایعات پاتولوژیکی گفته می شود که در آنها، تعداد زیادی از سلولها دچار دژنرسانس شده و حاوی چربی زیادی میشوند (1). حلال دارو و عصاره توت، تغییری بر بافت کبد ایجاد نکرد زیرا هپاتوسیتها همانند گروه شاهد، نمای طبیعی نشان دادند (شکل 2، B). در گروههای تحت تیمار با هالوپریدول، مشخصا، بافت کبد دچار آسیب شده بود (شکل 2، D و E). آندریازا و همکاران در سال 2019 نشان دادند که هالوپریدول در کبد رت استرس اکسیداتیو القا کرد و پراکسیداسیون لیپیدی در کبد را افزایش داد (9) بنابراین میتوان گفت که احتمالاً هالوپریدول با القای استرس اکسیداتیو منجر به آسیب به هپاتوسیتها، اندامکهای داخل سلولی، از بین رفتن یکپارچگی غشای هپاتوسیتها و آسیب به بافت کبد شد (شکل 2، D و E). دوز کم و متوسط عصاره توت گرچه تا حدی آنزیم ALT را بالا برد اما مقادیر سایر آنزیمهای کبدی، بیتغییر یا کمتر از گروههای کنترل بود (شکل 1). بعلاوه عصاره توت، نتوانست تغییر قابل توجهی بر مورفولوژی سلولها بگذارد زیرا ساختار طبیعی هپاتوسیتها با هستههای واضح و غشای یکپارچه و سینوزوئیدهایی با ظاهر طبیعی و تعداد اندکی واکوئل چربی مشاهده شد (شکل 2،F ، G و H). چنین به نظر میرسد که عصاره توت سفید، هپاتوپروتکتیو باشد. سیما چاهان و همکاران در سال 2019 با روش آنالیز HPLC عصاره متانولی برگ درخت توت سفید، حضور مورین را به عنوان یکی از اجزا اصلی ثابت کردند (12). مطالعه بنت بنآزو و همکاران در سال 2018 نشان داد که مورین یک فلاونوئید فعال دارای خواص آنتی اکسیدانی، ضد التهابی و ضد سایکوز میباشد (10). بنابراین این احتمال وجود دارد که عصاره برگ توت سفید با خواص آنتی اکسیدانی از کبد محافظت کند و باعث حفظ ساختار کبد شود. بررسیهای بافت کبد با میکروسکوپ الکترونی مطابق نتایج بدست آمده از میکروسکوپ نوری بود بدین صورت که در گروه شاهد، هپاتوسیتها وضعیت طبیعی و معمول داشتند، تیمار هالوپریدول (شکل 3، B)، آسیب گسترده کبدی، اتساع سینوزوئیدها، افزایش تعداد سلولهای کوپفر به دلیل التهاب، از بین رفتن غشای هپاتوسیتها و اندامکهای داخل سلولی و کبد چرب را نشان داد، اما در گروه تیماری با عصاره برگ توت سفید (شکل 3، C)، آسیب کبدی مشاهده نشد بلکه هپاتوسیتها در کنار سینوزوئیدها در آرایشی منظم قرار گرفتند، اندامکهای سلولی نسبتاً واضح مشاهده شدند و اثرات تخریبی نسبت به تیمار هالوپریدول مشاهده نشد و هپاتوسیتها بدون آسیب بودند. تنها ضایعه، رسوب قطرات چربی در زمینه سلولی بود. با توجه به دادههای حاصل از آنالیز نمودار آنزیمهای کبدی و استناد به شواهد بدست آمده به کمک میکروسکوپ نوری و الکترونی از بافت کبد، به این نتیجه رسیدیم که هالوپریدول به صورت وابسته به دوز و خصوصاً در دوزهای متوسط و بالا، توانست موجب آسیب به بافت کبد، افزایش آنزیمهای کبدی و تخریب هپاتوسیتها در سطح سلولی شود اما دوز بالای عصاره برگ توت سفید، احتمالاً به علت افزایش غلظت فلاونوئیدها، اثر حفاظتی و آنتی اکسیدانی بروز داد و اثرات سمی بالقوه موجود در عصاره را متعادل کرد. هالوپریدول و عصاره برگ توت سفید اگرچه از منظر اثرات آنتی دوپامینرژیکی، متشابهاند اما یقینا نمیتوان یک عصاره گیاهی را جایگزین دارویی شیمیایی تصور کرد که در امر دارودرمانی و بالین، جایگاه ارزشمندی دارد. تنها میتوان امیدوار بود نظر به عوارض کبدی کمتر عصاره برگ توت، با پژوهشهای تکمیلی در آینده، بتوان از این عصاره بهعنوان درمان مکمل، خصوصا در بیماریهای روانی مزمن، بهرهگیری کرد.
سپاسگزاری
این پژوهش با همکاری آزمایشگاه علوم پایه دانشکده داروسازی واحد علوم دارویی دانشگاه آزاد اسلامی انجام گرفته است. بدینوسیله از تمامی همکاران این مرکز که در انجام این پژوهش همکاری کردهاند تقدیر و تشکر میشود.
36, Zafar, M.S., Muhammad, F., Javed, I., Akhtar, M., Khaliq, T., Aslam, B., and Zafar, H., 2013. White mulberry (Morus alba): A brief phytochemical and pharmacological evaluations account. International journal of agriculture and biology, 15(3), PP: 612-620.
| Article View | 1,541 |
| PDF Download | 519 |