Document Type : Research Paper
Keywords
مطالعه استخوانشناسی گونه مروارید ماهی ارومیه
(Gunther, 1899) Acanthobrama urmianus در رودخانه شهرچای ارومیه
سهیل ایگدری1*، فاطمه نصرتی2، پریا جلیلی1 و کیوان عباسی3
1 ایران، کرج، دانشگاه تهران، دانشکده منابع طبیعی، گروه شیلات
2 ایران، کرج، دانشگاه تهران، دانشکده محیط زیست
3 ایران، بندرانزلی، آموزش و ترویج کشاورزی، سازمان تحقیقات، موسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، پژوهشکده آبزیپروری آبهای داخلی
تاریخ دریافت: 09/02/1402 تاریخ پذیرش: 23/08/1402
چکیده
با توجه به اهمیت مطالعات استخوانی در درک بهتر روابط بین ماهیان و روند تکاملی آنها، در این تحقیق ساختار اسکلتی Acanthobrama urmianus، بعنوان الگوی اولیه برای شناخت ساختار اسکلتی این گونه، مورد بررسی گرفت. برای این مطالعه تعداد 20 نمونه از گونه A. urmianus از رودخانه شهرچای ارومیه و گونههای A. marmid، A. microlepis و A. persidis بترتیب از حوضههای آبریز تیگریس، دریای خزر و رودخانه کر صید شد. بمنظور مطالعه استخوانی تعداد 5 عدد از این گونه شفافسازی و رنگآمیزی شد. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، از صفات منحصربه فرد A. urmianus میتوان به استخوانهای پیش اتموئید و ومر اشاره کرد. پیش اتموئید در آرایه مورد مطالعه دارای ساختار کاملاً استخوانی میباشد درحالی که در سایرگونههای متعلق به این جنس غضروفی یا نیمه غضروفی است. استخوان ومر نیز از لحاظ طولی در گونه مورد مطالعه نسبت به سایر گونههای همجنس بزرگتر است. همچنین نتایج، تفاوتهایی را در ساختارهای جمجه عصبی، بالهها و شکل استخوانهای تشکیل دهنده فکها در مقایسه با سایر کپورماهیان آب شیرین ایران نشان داد که میتواند بعنوان صفات تشخیصی در شناسایی این گونه مفید واقع شود.
واژه های کلیدی: استخوانشناسی، رودخانه شهرچای، ماهیشناسی، ریختشناسی.
* نویسنده مسئول، پست الکترونیکی: soheil.eagderi@ut.ac.ir
مقدمه
بطورکلی بر اساس آخرین چک لیست منتشر شده (13) 292 گونه ماهی در 106 جنس از 19 حوضه آبهای داخلی ایران ثبت شد. که در این بین خانواده کپورماهیان (Cyprinidae) با مجموع 74 گونه 34/25 درصد از کل گونهها را به خود اختصاص داده است (13). ردهبندی کپورماهیان در بین آرایهشناسان همواره مورد بحث بوده و دارای ابهامات بسیاری است (18). با توجه به نظر محققین و براساس ویژگیهای ریختشناسی، اعضای این خانواده به 2 تا 12 زیرخانواده تقسیم شده است (18). در این میان در زیرخانواده قنات ماهیان بیشترین تنوع گونهای برای خانواده Leuciscidae ثبت شده است (20). این خانواده که از لحاظ ریختی فاقد سبیلک بوده و دارای تعداد مهرههای زیاد و دو ردیف دندان حلقی میباشد (1) شامل 12 جنس بوده و 42 گونه از آن در ایران گزارش شده است (13). براساس مطالعات انجام شده جنسهای Acanthobrama و Abramis و Blica از این خانواده در یک کلاد مشترک قرار دارند. جنس Acanthobrama در بسیاری از مطالعات به اشتباه شناسایی شدهاند و در مورد جایگاه آرایهشناختی بسیاری از گونههای آن با هم اختلاف نظر وجود دارد (11 و 12). اعضای متعلق به این جنس با آخرین شعاع غیرمنشعب ضخیم باله پشتی و یک کیل شکمی برهنه بر روی شکم بین قاعده باله شکمی و مخرج شناسایی میشود (18). از ویژگیهای دیگر آن میتوان به داشتن بدن فشرده از طرفین و عمیق با اندازه کوچک تا متوسط، عدم وجود سبیلک، فلسهای نسبتاً کوچک و باله مخرجی بلند (با 9 تا 22 شعاع منشعب) اشاره کرد (10).
جنس Acanthobrama، دارای چهار گونه در ایران است که شامل A. marmid از حوضه آبریز تیگریس، A. microlepis از حوضه دریای خزر، A. persidis از حوضههای رودخانه کر، مهارلو و هرمزگان و A. urmianus از رودخانههای حوضه دریاچه ارومیه میباشد (15،13). براساس مطالعات ملکولی انجام شده گونههای A. micrlepis و A. persidis کلاد مجزایی را تشکیل میدهند (1، 20). صفات اندازشی نیز گونههای A. micrlepis و A. uromiaus را در یک کلاد قرار داد و A. marmid را از آنان جدا کرد (6). گونه A. urmianus با نام فارسی مروارید ماهی ارومیه، بومی حوضه دریاچه ارومیه بوده (15) و نسبت به اعضای هم جنس خود دارای تعداد فلسهای خط جانبی و شعاعهای منشعب باله مخرجی کمتر و خارهای آبششی بیشتر میباشد (6). خارهای آبششی در این گونه کوتاه بوده و بواسطه نوک گرد و برآمده از سایر اعضای این جنس مجزا میشود. همچنین خارهای آبششی مروارید ماهی ارومیه از لحاظ اندازه و شکل بسیار شبیه به خارهای آبششی گونه A. microlepis بوده که در حوضه دریای خزر یافت میشود (6). تاکنون مطالعاتی بسیاری بر روی ویژگیهای زیستی، ریختشناسی و مولکولی این گونه انجام نشده است (2، 6، 22).
استخوان تنها بخش آناتومیکی بدن است، که مدت طولانی پس از مرگ باقی میماند و به همین دلیل اطلاعات زیستی و بومشناختی فراوانی دارند (8). با وجود دشوار بودن استخوانشناسی ماهیان نسبت به سایر مهرهداران، این جنبه برای درک بهتر عملکردهای زیستی و روابط بین ماهیان ضروری بهنظر میرسد و از جمله ویژگیهای آرایه شناختی مهم جهت تشخیص و رده بندی و درک روند تکاملی محسوب میگردد (8، 19). مطالعه گونههای ماهی و جمعیت آنها برای درک جنبههای بیولوژیکی و مدیریت بهینه منابع آنها مهم است (14). بعبارتی تعیین وضعیت ماهیان در اکوسیستم آبی، قدم اول در مطالعات تکاملی، بومشناسی، رفتارشناسی و حفاظت و مدیریت منابع آبی محسوب میشود. از یک طرف، براساس صفات شمارشی و اندازشی، گونههای متعلق به جنس Acanthobrama را به سختی میتوان از یکدیگر تشخیص داد (6)، از طرف دیگر اطلاعات کافی در مورد ساختار اسکلتی اعضای این این جنس وجود ندارد. این مطالعه با هدف بررسی ساختار اسکلتی گونه Acanthobrama urmianus، بهعنوان الگوی اولیه برای درک زیستشناسی این گونه، و ارائه مقایسهای با سایر گونههای همجنس و همخانواده جهت شناسایی و استفاده در ردهبندی آنها، انجام شد.
مواد و روشها
در این تحقیق تعداد20 قطعه ماهی از گونه A. urmianus از رودخانه شهرچای حوضه دریاچه ارومیه و گونههای A. marmid، A. microlepis و A. persidis بترتیب از حوضههای آبریز تیگریس، دریای خزر و رودخانه کر توسط دستگاه الکتروشوکر نمونهبرداری گردید و پس از بیهوشی در محلول گل میخک، در فرمالین ده درصد بافری تثبیت شدند. بمنظور مطالعه براساس روش اصلاح شده استخوانشناسی، 5 نمونه از هر گونه با روش استاندارد Taylor and Van Dyke (21) توسط آلسیان بلو و آلیزارین رد شفافسازی و رنگآمیزی شدند. عکسبرداری ساختارهای اسکلتی توسط دستگاه اسکنر Epson v700 مجهز به حمام گلیسیرین انجام شد. ترسیم و نامگذاری تصویرهای بدست آمده در نرمافزار CorelDraw X6 انجام شد. همچنین بررسی ساختار استخوانی نیز توسط یک دستگاه استریومیکروسکوپ MS5Leica صورت پذیرفت. نامگذاری قطعات استخوانی براساس Rojo (19) و جلیلی و همکاران (17) انجام شد. در نهایت گونههای مورد مطالعه با گونههای هم خانواده که دادههای آن در دسترس بود مورد مقایسه قرار گرفت.
نتایج
جمجمه عصبی (Neurocranium): در جمجمه عصبی، ناحیه بویایی (Ethmoid) نسبت بخش خلفی جمجمه عصبی (ناحیه شنوایی و پسسری) باریکتر و دارای عمق کمتری است. در ناحیه بویایی، حاشیه قدامی اتموئید فوقانی (Supraethmoid) دارای یک فرورفتگی تقریباً V شکل در بخش میانی است. حاشیه خلفی این استخوان در محل اتصال به استخوان پیشانی مضرس میباشد. سطح پشتی این استخوان مسطح و بدون فرورفتگی است. اتموئید جانبی (Lateral-ethmoid) دارای یک فرورفتگی قدامی بوده و بخش خلفی آن تقریباً نیمدایرهای شکل است و سطح زیرین این استخوان صاف میباشد. دو استخوان استوانهای دراز بینی (Nasal) در بخش جانبی اتموئید فوقانی واقع شده است. استخوان ومر (Vomer) در بخش خلفی نوک تیز بوده و از انتهای استخوان اتموئید جانبی عبور میکند. بخش قدامی این استخوان دارای دو لوب قلبی شکل است (شکل 1 الف و ب). در ناحیه بینایی (Orbital) استخوان پیشانی (Frontal) تقریباً گلابی شکل بوده در بخش قدامی باریک و در بخش خلفی پهن میگردد. این استخوان در بخش جانبی خلفی دارای دو زائده نوک تیز است که به زائده استخوان پروانهای (Sphenoid) متصل است. استخوان پیشانی همچنین دارای تعدادی منفذ در بخش خلفی میباشد. استخوان حدقهای-پروانهای (Orbitosphenoid) دارای زائده شکمی تیغهای شکل بوده که به استخوان اطراف پروانهای (Parasphenoid) متصل میگردد. بخش میانی استخوان اطراف پروانهای دارای دو بال بوده که انتهای هر یک از این دو بال پهن میگردد. تعداد استخوانهای دور چشمی شامل یک استخوان فوقچشمی (Supra-orbital) و پنج استخوان زیرچشمی (Infra-orbital) است. همچنین دو استخوان اسکلروتیک (Sclerotic) از کره چشم محافظت میکند (شکل 1 الف و ب).
در بخش سوم جمجمه عصبی، ناحیه شنوایی (Otic)، استخوان پروانهای در بخش قدامی خود دارای دو زائده جانبی است که تقریباً متمایل به عقب میباشد. استخوان پرواتیک (Prootic) دارای یک حفره در بخش قدامی است، و بهمراه استخوانهای بالی پروانهای (Ptersphenoid) و اطراف پروانهای در تشکیل دو فورامن بزرگ قدامی و جانبی میانی در کف جمجمه عصبی شرکت میکند. یک برآمدگی خلفی در سطح شکمی استخوان پرواتیک وجود دارد. استخوان پوستی اپیاتیک (Epiotic) به بخش خلفی-جانبی استخوان پتراتیک (Pterotic) جوش خورده است. استخوان اپیاتیک در حاشیه خلفی دارای یک برآمدگی تقریباً مدور است. استخوان آهیانه (Parietal) موجدار بوده و دارای تعداد اندکی حفره کوچک میباشد (شکل 1 الف و ب). در خلفیترین بخش جمجه عصبی، استخوان فوقپسسری (Supraoccipital) دارای یک ستیغ (Occipital crest) کاملا" توسعه یافته است. استخوان پسسری خارجی (Exoccipital) دارای یک فورامن قدامی بزرگ و یک فورامن خلفی کوچک در ناحیه شکمی و یک فورامن بسیار بزرگ در بخش پشتی-جانبی است. بخش خلفی این استخوان به بخش جانبی کندیل ساخته شده توسط قاعدهای پسسری (Basioccipital)، جوشخورده است. استخوان قاعدهای پسسری دارای دو زائده طویل موازی در بخش شکمی و یک صفحه خرد کننده شکمی (Masticatory plate) تقریباً بیضی شکل بوده و دارای دو زائده جانبی میباشد. انتهای بخش خلفی صفحه خرد کننده شکمی توسعه یافته و ساختار تیغهای شکلی را ایجاد میکند (شکل 1 الف و ب).
جمجه احشایی (Branchiocranium): در ساختار فک بالا، بخش قدامی پیش فکی (Premaxilla) دارای یک زائده تقریباً مثلثی شکل متمایل به بالا است. استخوان فکی (Maxilla) نیز دارای یک زائده پشتی در بخش میانی است. در بخش قدامی استخوان فکی یک زائده شکمی وجود دارد، همچنین یک شیار باریک در حاشیه جانبی استخوان فکی مشاهده میشود که بخش جانبی استخوان پیش فکی در آن قرار میگیرد (شکل 1 ج). در ساختار اسکلتی فک پایین استخوان دندانی (Dentary) دارای زائده انگشت-مانند کورونوئید (Coronoid) بوده که به سمت بالای بدن متمایل است. حاشیه قدامی مفصلی (Articular) به خوبی توسعه یافته بوده و تا بخش میانی استخوان دندانی امتداد دارد. یک استخوان تقریباً مثلثی شکل بنام کرونومکلین (Coronomeckelian) در بخش میانی داخلی استخوان مفصلی واقع شده است این استخوان در بخش خلفی پشتی به استخوان مفصلی جوش خورده است. رتروآرتیکولار (Retroarticular) استخوانی کوچک بوده که به بخش پشتی-شکمی مفصلی متصل میگردد (شکل 1 د). در مجموع استخوانهای فک آویز (Suspensorium) حاشیه قدامی و خلفی قطعه استخوانی فکی لامی (Hyomandibular) صاف است. لبه پشتی استخوان رجلی پشتی (Metaptrygoid) دارای یک زائده گنبدی شکل بوده که متمایل به بخش قدامی سر است. استخوان ساده (Symplectic) طویل بوده و از یخش شکمی استخوان فکیلامی تا بخش میانی استخوان مربعی (Quadrate) امتداد دارد. لبه قدامی پشتی استخوان مربعی دارای یک زائده تقریباً مثلثی شکل است. استخوان رجلی داخلی (Endoptrygoid) در بخش خلفی پهنتر از بخش قدامی است. این استخوان در بخش قدامی به استخوان کامی (Palatine) متصل میگردد. بخش قدامی استخوان کامی دارای سه زائده تقریبا مثلثی شکل بود (شکل 1 ه). بخش پشتی استخوان رجلی خارجی (Ectoptrygoid) باریکتر و نوک تیز میگردد (شکل 1 و).
مجموعه استخوانهای سرپوش آبششی (Opercular series) شامل سرپوش آبششی (Opercle)، پیشسرپوش آبششی (Preopercle)، زیرسرپوش آبششی (Subopercle) و سرپوش آبششی میانی (Interopercle) و استخوانهای کمان لامی (Hyoid arch) شامل استخوانهای منفرد اوروهیال (Urohyal) و قاعدهای لامی (Basihyal) و جفت استخوانهای تحت لامی (Hypohyal)، غضروفی لامی (Ceratohyal)، فوق لامی (Epihyal)، بین لامی (Interhyal) و سه جفت شعاع پایه آبششی (Branchiostegal) میباشد (شکل 1 ز). استخوان سرپوش آبششی در بخش شکمی پهنتر از بخش خلفی بوده حاشیه خلفی این استخوان صاف است. بخش قدامی زیرسرپوش آبششی پهنترین بخش این استخوان است. بخش عمودی پیش سرپوش آبششی بلدتر از بخش افقی میباشد. سرپوش آبششی میانی در بخش خلفی پهن بوده و در بخش قدامی باریک میگردد (شکل 1 ح). در کمان آبششی، استخوانهای حلقی آبششی (Phrapharyngobranchial) نیمدایرهای شکل بوده و استخوان خلفی بزرگتر از قدامی است. این گونه دارای دندان حلقی با فرمول 2.5-5.2 میباشد. قدامیترین استخوان قاعدهای آبششی کوچک بوده و دو استخوان دیگر بلندتر میباشند. لبه جانبی این استخوان مقعر میباشد. دو استخوان زیرآبششی خلفی دارای یک زائده خلفی دراز است (شکل 1 ح).
ساختار بالهها: در ساختار کمربند سینهای، که دارای استخوانهای ترقوه (Cleithrum)، غرابی (Coracoid)، غرابی میانی (Mesocoracoid)، کتف (Scapula)، ترقوه فوقانی (Supracleithrum)، ترقوه پشتی (Postcleithrum)، استخوان پشتیگیجگاهی (Posttemporal) و رادیالها (Radials) میباشد، استخوان ترقوه L شکل بوده، و بخش عمودی در حاشیه خلفی-شکمی دارای یک برآمدگی مثلی شکل توسعه یافته است. استخوان ترقوه پشتی به این برآمدگی متصل است. بخش شکمی استخوان غرابی میانی پهنتر بوده و به استخوان ترقوه و کتف متصل میگردد. نیمه پشتی استخوان فوقغرابی کمی پهنتر شده و لبه پشتی جانبی آن دارای یک زائده گرد است. استخوان پشتی گیجگاهی دارای لبه پشتی نوکتیز میباشد. این باله دارای 4 رادیال مانند سایر کپورماهیان است (شکل 1 ت).
در ساختار باله شکمی، نیمه قدامی استخوان شکمی (Pelvic bone) بوسیله یک حفره عمیق دوشاخه شده، و یک فرورفتگی در بخش خلفیپشتی این استخوان مشاهده میشود. زائده میانی استخوان شکمی باریکتر از زائده خارجی است. رادیال داخلی منفرد بوده و تقریبا L شکل میباشد. رادیال میانی کوچکتر از سایرین است (شکل 1 ی).
باله مخرجی دارای 3 شعاع غیرمنشعب 13 و ½ شعاع منشعب و 16 استخوان پتریگیوفور میباشد. اولین پتریگیوفور از مهره 21 شروع میشود. باله پشتی دارای 3 شعاع غیرمنشعب و 9 و ½ شعاع منشعب و 10 پتریگیوفور است. اولین پتریگیوفور از مهره 18 یا 19 شروع میشود. مجموعه استخوانهای باله دمی شامل سه مهره آخر ستون مهره، مجموعهای از زوائد استخوانی و شعاعهای اصلی و حمایتی (Procurrent) است. منظور از زوائد استخوانی شش استخوان هیپورال (Hyporal)، پارهیپورال (Parhypural)، پلئوراستیل (Pleurostile)، اورونئورال (Uroneural) و ایپورال (Epural) میباشد (شکل 1 ک).
شکل 1- ساختار استخوانی ترسیم شده متعلق به گونه A. uromianus شامل: نمای پشتی (الف) و شکمی (ب) جمجمه عصبی، فک بالا (ج)، فک پایین (د)، نمای جانبی استخوان کامی (ه)، مجموعه استخوانهای سرپوش آبششی و فک آویز گونه (و)، نمای پشتی کمان لامی (ز) و کمان آبششی (ح)، نمای جانبی-داخلی کمربند سینهای (ت)، استخوان لگنی (ی) و استخوانهای باله دمی (ک). مقیاس 2 سانتیمتر.
بحث و نتیجه گیری
مقایسه ساختارهای ریختی، خصوصا" ساختار اسکلتی، یک عنصر کلیدی در زیستشناسی تکاملی است که هم در آرایهشناسی و هم در درک تنوع موجودات کاربرد دارد (12). در ادامه ساختار استخوانی گونه A. urmianus ابتدا با جنسهای هم خانواده و سپس با گونههای همجنس مورد مقایسه قرار گرفت. براساس مطالعه تیموری و همکاران (23) جنس Acanthobrama با استفاده از صفات مولکولی با جنسهای Abramis و Belica گروه خواهری بوده و دارای نیای مشترک است (23). مقایسه صفات استخوانی گونه مورد مطالعه بعنوان نماینده جنس Acanthobrama با گونه Abramis brama (3) نیز شباهتهایی بین آن دو را نشان داد. از جمله بارزترین آن میتوان به حاشیه قدامی استخوان اتموئید فوقانی اشاره کرد، این استخوان که در بخش قدامی دارای سه فرورفتگی است. بر اساس مطالعه جلیلی (3) این صفت یعنی داشتن سه فرورفتگی با فرورفتگی میانی عمیقتر، در دو نماینده جنسهای Acanthobrama (A. urmianus) و Abramis (A. brama) مشابه بوده و از سایر جنسهای خانواده کپورماهیان متمایز میباشد (3). استخوان ومر نیز دارای فرورفتگی عمیق بوده که از بین جنسهای هم خانواده خود این ویژگی شباهت بسیاری زیادی به جنسAlburnus دارد (3). لازم به ذکر است که گونه A. urmianus در گذشته با نام Abramis urmianus شناخته شده بود که اولین بار توسط Gunther (16) از رودخانههای Ocksa و Urmi توصیف شد. بنابراین تفاوتهای ظاهری استخوانهای ومر و اتموئید فوقانی میتواند یک ویژگی تمایز دهنده آرایه مورد بررسی با جنس Abramis باشد.
در گونه مورد مطالعه صفحه خرد کننده شکمی با نیمه خلفی استخوان قاعدهای پسسری همپوشانی دارد، که در گونههای G. rufa، A. mossulensis، A. qanati، A. persidis، I. typhlops،C. watsoni و C. buhsei از خانواده کپورماهیان نیز گزارش شد (4). از جمله تفاوتهای دیگر گونه A. urmianus با سایر کپورماهیان میتوان به ساختار فکها اشاره کرد. کشیدگی انتهای پیشفکی در گونه مورد مطالعه از قسمت میانی پیشفکی هم پایینتر رفته و بیرون زده است که بسیار شبیه ساختار گزارش شده در گونه Alburnus atropatenae است (4). همچنین در گونه مورد مطالعه همانند A. mossulensis قسمت بالای مفصل میانی داخلی استخوان فک مسطح و زاویهدار است. این درحالی ست که در سایر گونههای جنس Alburnus شکل این مفصل متفاوت بوده و بصورت تیز یا مسطح و گرد میباشد (4). صفات مربوط به فرم استخوان قاعدهای پسسری و فرم صفحه خرد کننده شکمی، استخوان فکی (23)، اتموئید فوقانی، آهیانه، پارااسفنوئید، عصبی و خونی باله دمی (5) و همچنین ویژگیهای مربوط به شکل و ساختار استخوان ومر و پیشومر (3 و 9) پیشتر برای ردهبندی و تمایز اعضای متعلق به خانواده کپورماهیان مورد استفاده قرار گرفت.
مطالعات قبلی شباهت ریختی زیاد بین این گونه با سایر اعضای جنس Acanthobrama را نشان داد (6 و 18). در بین صفات مریستیک، تعداد شعاعهای منشعب باله مخرجی گونه A. urmianus همانند گونه A. microlepis دارای تعداد 26 عدد است. همچنین سومین شعاع غیرمنشعب باله پشتی گونه مورد مطالعه از لحاظ ضخامت مشابه A. microlepis ضخیم بوده و برعکس در A.marmid نازک میباشد. تعداد دندان حلقی نیز در گونه مورد مطالعه 5 بوده و با دو گونه A. marmid و A. persidis که 4 عدد میباشد متفاوت است، اما با گونه microlepis وA. orontis گزارش شده از ترکیه از لحاظ تعداد برابر است (18). در مطالعهای که توسط عباسی و همکاران (6) انجام شد، صفات اندازشی و شمارشی گونههای این جنس مورد بررسی قرار گرفت که براساس صفات اندازشی A. urmianus با گونه A. microlepis از حوضه خزر در یک گروه قرار گرفت، در حالی که صفات شمارشی A. marmid را با مرواریدماهی ارومیه در یک گروه قرار داد.
بر اساس مطالعه حاضر، از ویژگیهای منحصربه فرد گونه مرواریدماهی ارومیه میتوان به استخوانهای پیش اتموئید و ومر اشاره کرد. استخوان پیش اتموئید در گونه A. urmianus دارای ساختار کاملاً استخوانی است درحالی که در گونه A. microlepis این ساختار غضروفی بوده و در سایرگونههای متعلق به این جنس، غضروفی- استخوانی میباشد. استخوان ومر از لحاظ طولی در گونه مورد مطالعه نسبت به گونههای A. marmid، A. persidis و A. microlepis بزرگتر است بطوری که از بخش میانی استخوان اتموئید جانبی عبور میکند، درحالی در سایرین این استخوان تا انتهای بخش میانی اتموئید جانبی امتداد دارد. صفحه خرد کننده شکمی نیز در جنس Acanthobrama دارای دو شکل ظاهری بیضی و گرد میباشد، در A. urmianus بیضی شکل بوده و دارای دو زائده جانبی تکامل یافته است و با گونه A. prisidis متفاوت است.
نتایج مقایسه ساختار استخوانی با سایر گونهها نشان داد، که بیشتر تفاوتها مربوط به جمجمه عصبی است. تغییر شکل استخوانهای فک، ناحیه کف جمجمه عصبی و صفحه خرد کننده شکمی استخوان قاعدهای پسسری احتمالاً بدلیل تفاوت الگوی تغذیهای ماهی میباشد. بطور کلی فاکتورهای محیطی یک نیروی بسیار موثر در شکلدهی ریخت و بومشناختی برخی از جمعیتهای ماهیان است (7). گونه A. uromianus یک گونه بنتوپلاژیک بوده و در یک دامنه عمق مشخص ساکن نخواهند نبوده و در نزدیکی بستر یا بخش میانی ستون آب زندگی میکنند و از سختپوستان، حشرات آبزی، گیاهان و پلانکتونها تغذیه میکنند (6) و صفحه بزرگ خرد کننده شکمی این نوع رژیم غذایی را تسهیل میکند. در نهایت مهمترین ویژگی جدا کننده استخوانی، صفات مربوط به ساختار اسکلتی جمجمه عصبی بود که بیانگر انعطاف پذیری و اهمیت این بخش از ساختار اسکلت نسبت به سایر بخشها میباشد، از صفات مهم دیگر میتوان به ساختار فکها و بخشهای تشکیل دهنده آن اشاره کرد.
سپاسگزاری
نویسندگان بر خود لازم میدانند مراتب تشکر خود را از دانشگاه تهران برای حمایتهای مالی و در اختیار گذاشتن تجهیزات آزمایشگاهی، اعلام نمایند.
1- پورشبانان، ا.، یزدانی مقدم، ف.، علی آبادیان، م.، قاسم زاده، ف. و موسوی ثابت س. ح. (1400). بررسی تنوع گونهای زیرخانواده قناتماهیان (Cypriniformes: Leuciscinae) در حوضه آبریز دریایخزر، ایران با رویکرد مولکولی. نشریه پژوهشهای ماهیشناسی کاربردی. 8 (5)، 120-125.
2- سلطانی نسب، س. 1376. بررسی خصوصیات زیستشناختی ماهی Acanthobrama urmianus (Gunther, 1899) . پایان نامه کارشناسی شیلات. دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان. 69 ص.
3- جلیلی، پ. 1394. فیلوژنی جنسهای کپورماهیان با استفاه از صفات استخوانی. پایاننامه کارشناسی ارشد. دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی کرج، دانشگاه تهران.
4- حائری، م. 1396. تبار زایی و تنوع گونهای جنس Alburnus (کپورماهیان) در ایران براساس صفات استخوان شناسی. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات.
5- زمانی فرادنبه، م.، کیوانی، ی. (1396). استخوانشناسی توصیفی ماهی سنگلیس پارسی (Garra persica) در حوضه سیستان، مجله پژوهشهای جانوری (مجله زیست شناسی ایران)(علمی). 30 (3)، صفحات 318-332.
6- عباسی رنجبر، ک.، مولودی صالح، ع.، ایگدری، س.، سرپناه، ع. (1398). ویژگیهای تشخیصی در صفتهای شمارشی و اندازشی سه گونه از جنسAcanthobrama در آبهای داخلی ایران. مجله تاکسونومی و بیوسیستماتیک. سال 10، شماره 36، صفحات 49-58.
7- مهربانی، ز.، ایگدری، س. (1402). تنوع ریختی جمعیتهای گونه سیاهماهی خالدار (Paracapoeta trutta) در زیرحوضههای رودخانه سیروان با استفاده از روش ریختسنجی هندسی، مجله پژوهشهای جانوری (مجله زیست شناسی ایران)(علمی). 36(2)، صفحات 150-167.
8- نصری م.، ایگدری س. و کیوانی ی. 1394. ماهی و باستان شناسی، چاپ اول، ناشر، تحقیقات آموزش کشاورزی. 166 صفحه.
| Article View | 997 |
| PDF Download | 441 |