نوع مقاله : مقاله پژوهشی
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Background and Objective: Heat stress can lead to oxidative stress, as a result, it affects the immune status, health, and function of living cells. On the other hand, the antioxidant properties of alpha-lipoic acid and the role of chromium in glucose metabolism are associated with reducing the effects of oxidative stress. Tantioxidant status and the immune response of cultured cells under heat stress.
Materials and Methods: In the present study, BMSCs were isolated from day-old chicks of Ras 308 breed. To differentiate BMSCs into fat and bone cells, they were treated with adipogenic and osteogenic medium, respectively. Experimental groups include cells without any treatment, cells that suffered heat shock, and heat-shocked cells treated with 100 μM chromium propionate and 100 μM alpha-lipoic acid separately and simultaneously. Then, BMSCs were compared in terms of morphology, survival, measurement of antioxidant factors, and the expression level of genes related to immunity. Data were analyzed through SAS software.
Results: The isolated cells were morphologically fibroblastic and identified using flow cytometry and differentiation potential. The highest level of activity of SOD, CAT, GPX, and TAC enzymes was observed in the alpha-lipoic acid group under heat shock. The lowest levels of IL-2, IL-6, and INF-γ gene expression were observed in the group of cells treated simultaneously with chromium propionate and alpha-lipoic acid and in the group of cells treated with alpha-lipoic acid, respectively.
Conclusion: The results showed that the use of antioxidant supplements in heat shock conditions improves antioxidant and immune responses.
کلیدواژهها English
تاثیر مکملهای کروم و اسید آلفا لیپوئیک بر تکثیر، بقا، وضعیت آنتیاکسیدانی و پاسخ ایمنی سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان جوجه تحت تنش حرارتی
حدیث میرزایی1، علی آقائی1*، الهام حویزی2 و محمود نظری1
1 ایران، ملاثانی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، دانشکده علوم دامی و صنایع غذایی، گروه علوم دامی
2 ایران، اهواز، دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکده علوم، گروه زیست شناسی
تاریخ دریافت: 06/10/1401 تاریخ پذیرش: 24/07/1402
چکیده
زمینه و هدف: تاثیر همزمان مکملهای کروم و اسید آلفا لیپوئیک بر سلولهای بنیادی مزانشیمی جدا شده از مغز استخوان (BMSCs) تاکنون مشخص نشده است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مکملهای کروم و اسید آلفا لیپوئیک بر تکثیر و بقاء BMSCs جوجه گوشتی، وضعیت آنتیاکسیدانی و پاسخ ایمنی سلولهای کشت شده تحت تنش حرارتی طراحی شده است. BMSCs از جوجه یکروزه نژاد راس 308 جدا و با بیان نشانگرهای سطحی با استفاده از فلوسایتومتری تایید شدند. گروههای آزمایشی شامل: سلولهای بدون هیچ گونه تیماری، سلولهایی که دچار تنش حرارتی شدند، سلولهای تحت تنش حرارتی تیمار شده با غلطت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و 100 میکرومولار اسید آلفا لیپوئیک بصورت جداگانه و همزمان. سـپس، BMSCs از لحاظ مورفولوژی، بقا، سنجش فاکتورهای آنتیاکسیدان و میزان بیان ژنهای مرتبط با ایمنی مقایـسه شـدند. سلولهای جدا شده از نظر ریختشناسی، فیبروبلاستی بودند و با استفاده از فلوسایتومتری و پتانسیل تمایزی تعیین هویت شدند. بیشترین میزان فعالیت آنزیمهای SOD، CAT، GPX و TAC در گروه اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی مشاهده شد و بترتیب در گروه سلولهای تیمار شده همزمان 58/45 واحد بر میلیلیتر، 64/11، 22/37 و 45/0 واحد بر میلیگرم ارزیابی شد که در مقایسه با سایر گروهها بطور معنیداری (05/0≥P) تغییر داشت. بیان IL-2، IL-6 و INF-γ بترتیب در گروه تیمار همزمان 97/0، 67/0 و 2 ارزیابی شد که در مقایسه با سایر گروهها تغییر معنیداری (05/0≥P) مشاهده شد. نتایج نشان داد که استفاده از مکملهای آنتیاکسیدان در شرایط تنش حرارتی سبب بهبود پاسخهای آنتیاکسیدانی و ایمنی میشود.
واژههای کلیدی: سلولهای بنیادی مزانشیمی، اسید آلفا لیپوئیک، کروم، پاسخ ایمنی، وضعیت آنتیاکسیدانی.
* نویسنده مسئول، پست الکترونیکی: aghaei@asnrukh.ac.ir
مقدمه
مغز استخوان بافت پیچیدهای شامل سلولهای بنیادی خونساز و سلولهای بنیادی مزانشیمی است. سلولهای بنیادی خونساز میتوانند انواع سلولهای خونی را ایجاد کنند و سلولهای بنیادی مزانشیمی نیز توانایی تولید انواع دودمانهای بافت همبند از قبیل: غضروف، استخوان و چربی را دارند (30، 15). سلولهای بنیادی مزانشیمی اولین بار بهوسیله فریدنستین و همکاران در سال 1992 و سپس بهوسیله محققین دیگر (14) بر اساس چسبندگی آنها به سطح کشت بافت جدا شدند. با توجه به ویژگیهای مطلوب، محققین سلولهای بنیادی مزانشیمی را بهعنوان منبع مناسبی برای استفاده در پژوهشهای حیاتی و در زمینههای درمانی میدانند (4). از جمله عوامل مهم و تاثیرگذار بر روند تکوین و زندهمانی سلولها و بهطبع موجودات زنده میتوان به تنشهای دمایی اشاره کرد. تنش گرمایی یکی از مهمترین عوامل تنشزای محیطی است، که باعث عملکرد ضعیف، عدم تعادل سیستم اکسیدان /آنتیاکسیدان، وضعیت ایمنی و سلامتی در سلولها و بافتهای طیور میشود. همچنین، تنش گرمایی باعث ترشح کورتیکواسترون و کاتهکول آمینها و آغاز پراکسیداسیون لیپید در غشای سلولی میشود (33). علاوهبر این، تنش گرمایی از طریق ترشح نشانگرهای التهابی مانند اینترلوکین 6 (IL-6)، پروتئین واکنش پذیر C (CRP) و فاکتور غده بافتهای مرده آلفا (TNF-alpha) باعث برهم خوردن وضعیت آنتیاکسیدان میشود (18). پیشرفتهای اخیر در زمینه بیوتکنولوژی، کشف اثرات تنش گرمایی بر سطوح مولکولی را ممکن ساخته است (35، 18). ارزیابی بیان ژن بینشی در مورد چگونگی واکنش سلولها به تنش گرمایی ارائه میدهد. از اینرو، شناسایی رویکردهای برای بهبود اثرات تنش گرمایی بر سلامت و تولید طیور اخیرا مورد توجه قرار گرفته است (24). روشهای مختلفی برای کاهش اثرات مضر تنش گرمایی بر وضعیت سلامت بافت طیور در دسترس است، مانند استفاده از افزودنیهای خوراکی از جمله روشهای رایج و اقتصادی میباشند (11، 1). در این میان اسید آلفا لیپوئیک (α-LA) یا 1,2-dithiolane-3-pentanoic acid، یک ترکیب دیتیول طبیعی است که بصورت آنزیمی در میتوکندری از اسید اکتانوئیک سنتز میشود و نقش مهمی در متابولیسم انرژی میتوکندری دارد. در داخل سلولها به دو شکل مختلف اکسید شده (α-LA) و احیا شده (دی هیدرولیپوئیک اسید، (DHLA)) وجود دارد. α-LA محلول در آب و چربی است، بنابراین بطور گستردهای در گیاهان و حیوانات جذب شده و از طریق غشای سلولی و سیتوزول منتقل میشود (13). در شرایط تنش α-LA مستقیما از طریق رفع رادیکالهای آزاد، تشکیل باند با فلزات و بطور غیرمستقیم از طریق بازیافت سایر آنتیاکسیدانهای سلولی مانند گلوتاتیون، آسکوربات و ویتامین E بهعنوان آنتیاکسیدان عمل میکند (29). در دوزهای بالا، α-LA مجموعهای از فعالیتهای بیولوژیکی خاص را با ارزش دارویی بالقوه در برابر طیف بسیار گستردهای از شرایط پیش پاتولوژیک و پاتوفیزیولوژیک نشان میدهد (29).
استفاده از α-LA باعث افزایش فعالیت SOD و کاهش فعالیت CAT در بافت معده موش صحرایی شد (23). استفاده از غلظتهای پایین (میکرومولار تا میلیمولار)، α-LA برای سلولهای سرطانی کشت شده نشان داد که باعث القا آپوپتوز، فعالیت آنتیاکسیدان، آزاد شدن H2O2 و تحریک مکانیسمهای پاسخ به تنش میشود. همچنین مکمل α-LA بعنوان یک آنتیاکسیدان عمل کرده و وضعیت تنش اکسیداتیو را در شرایط درونتنی و برونتنی بهبود میبخشد. علاوهبر این، α-LA دارای خواص ضدالتهابی است و افزودن آن به جیره غذایی جوجههای گوشتی بیان ژنهای مرتبط با التهاب طحال را بهبود میبخشد (27). همچنین نشان داده شده است که α-LA میتواند آزادسازی سیتوکینهای مختلف از جمله TNFα و IL-6 را مهار کند (27). کوبان و همکاران (2017)، گزارش کردند که α-LA و DHLA قادر به کاهش زنده ماندن سلولهای سرطان سینه به روشی وابسته به غلظت هستند (26). جوریرو و همکاران (2011)، نشان دادند که اسید آلفا لیپوئیک، کافئیک اسید و اسید 2-S-لیپویل-کافئیک باعث کاهش سیتوکینهای پیش التهابی مانند TNF-α، IL-1β و IL-8 و افزایش سیتوکینهای ضدالتهابی مانند IL-10 میشوند (16). گزارشهای مختلف نشان میدهند که اسید آلفا لیپوئیک و کافئیک اسید به روشی وابسته به دوز فعالسازی NF-kB ناشی از TNF-α را هم در سلولهای بافتی U937 انسان و هم در سلولهای اندوتلیال آئورت انسان مهار میکنند (40). کاهش IL-8 پس از درمان سلولهای HepG2 و Huh7 با لیپوئیک اسید، کافئیک اسید و اسید 2-S-لیپوئیل-کافئیک به دست آمد، نشان میدهد که میتواند از تهاجم تومور جلوگیری کند. گزارش شده است α-LA سمیت عصبی ناشی از مس را در کشتهای سلولی کاهش میدهد (36).
از دیگر افزودنیهای خوراکی جیره طیور میتوان به کروم (Cr) اشاره کرد که یک عنصر معدنی ضروری است، این عنصر و نمکهای آن کاربردهای گستردهای در تغذیه و صنایع مختلف دارد (32). کروم سه ظرفیتی (III) Cr پایدارترین شکل در عرضه مواد غذایی و در داخل بدن است (32). کروم برای متابولیسم کربوهیدراتها، لیپیدها و پروتئینها در پرندگان ضروری میباشد، زیرا یک جز فعال فاکتور تحمل گلوکز را تشکیل میدهد، که باعث تأثیر متابولیکی انسولین میشود (32). استفاده از کروم در اثر عواملی که معمولا عامل تنشزا نامیده میشوند، بهویژه در هنگام فشارهای مختلف تغذیهای، متابولیکی و جسمی در حال افزایش است. آزمایشات مختلف نشان دادهاند که مکمل غذایی کروم میتواند اثرات مخرب تنش گرمایی در طیور را کاهش دهد (34). کروم میتواند از طریق فعالیت آنتیاکسیدانی خود از پراکسیداسیون لیپید ناشی از تنش گرمایی جلوگیری کند، بهویژه هنگامی که به جیره غذایی طیور اضافه شود. از دیگر مکانیسمهای عملکردی کروم، کاهش سرکوب سیستم ایمنی در زمان تنش میباشد (6). کروم از طریق القای انتشار سیتوکینها، پاسخ ایمنی در حیوانات، از جمله طیور را تحت تاثیر قرار میدهد. مکمل کروم از طریق تاثیر بر بیان ژن IFN-γ در بافت طحال جوجههای گوشتی، در تعدیل سیستم ایمنی نقش دارد (5). مکمل کروم از افزایش ترشح TNF-α، سطوح پراکسیداسیون لیپیدی و استرس اکسیداتیو ناشی از H2O2 و سطوح بالای گلوکز در سلولهای U937 کشت شده جلوگیری کرد (21) که به نظر میرسد با اثر آنتیاکسیدانی آن مرتبط باشد. نتایج مطالعه ژا و همکاران (2008) نشان داد که انتقال نانوکروم (CrNano)، پیکولینات کروم (CrPic) و کلریدکروم (CrCl3) در سلولهای Caco-2 عمدتا از طریق مسیرهای انتقال غیرفعال انجام میشود (39). علاوهبر این، CrNano راندمان جذب بسیار بالاتری نسبت به CrPic و CrCl3 در سلولهای Caco-2 نشان داد. گزارش شده که جذب کروم کمپلکس شده با برخی لیگاندهای آلی افزایش مییابد (11).
با توجه به مطالب مورد اشاره در ارتباط با تنش حرارتی و تنش اکسیداتیو ناشی از آن، که وضعیت ایمنی و در نتیجه سلامتی و عملکرد پرنده را تحت تاثیر قرار میدهد و نیز خواص آنتیاکسیدانی اسید آلفا لیپوئیک و نقش کروم در متابولیسم گلوکز که با کاهش اثرات ناشی از تنش اکسیداتیو همراه است، همچنین کاربرد سلولهای بنیادی، تاکنون تاثیر همزمان مکملهای کروم و اسید آلفا لیپوئیک بر تکثیر و بقاء سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان جوجه گوشتی مشخص نشده است. لذا مطالعه حاضر، با هدف بررسی تاثیر مکملهای کروم و اسید آلفا لیپوئیک بر تکثیر و بقاء سلولهای بنیادی مزانشیمی جدا شده از مغز استخوان جوجه گوشتی، وضعیت آنتیاکسیدانی و پاسخ ایمنی سلولهای کشت شده تحت تنش حرارتی و دستیابی به یک منبع با ارزش سلولهای بنیادی مزانشیمی، بمنظور استفاده در روشهایی همچون؛ شبیهسازی، انتقال ژن و یا مطالعه بیماریهای ویروسی در پرندگان طراحی شده است. همچنین از آنها میتوان جهت استفاده در تحقیقات واکسن، تستهای تشخیصی ویروس شناسی، ژن درمانی، حفظ گونههای با ارزش پرندگان در حال انقراض، درمان بیماریهای پرندگان و درمان بیماریهای مشترک انسان و طیور بهره جست.
مواد و روشها
جداسازی و تعیین هویت سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان جوجه: در مطالعه حاضر از جوجه یکروزه نژاد راس 308 استفاده شد. جوجهها توسط کلروفرم بیهوش و استخوان پا جدا شدند و با PBS (سیگما، آمریکا) محتوی 3% پنیسیلین/ استرپتومایسین شسته و به محیط (Dulbecos Modified Eagle Medium) DMEM (Gibco، آمریکا) منتقل شدند. قسمت اپیفیزها قطع و با استفاده از سرنگ انسولین مغز استخوان خارج شد و از مش 40 و 70 میکرومتری عبور داده شد و رسوب سلولی با محیط DMEM، محتوی 10% FBS (Gibco، آمریکا) سوسپانسیون و در فلاسک کشت T25 (SPL 70025، کره) در شرایط 5% دیاکسید کربن و 38 درجه سانتیگراد انکوبه شد. بمنظور تکثیر سلولی، اولین پاساژ سلولی با استفاده از ترپسین/EDTA (Gibco، آمریکا) انجام گرفت.
تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان به آدیپوسایت: سلولها به تعداد 4×104 cell/well در پلیتهای ۲۴ خانه (SPL، کره) به مدت ۳ هفته با محیط آدیپوژنیک تیمار شدند. محیط آدیپوژنیک شامل محیط DMEM، 50 میکروگرم در میلیلیتر اسکوربیک اسید، 7- 10 مولار دگزامتازون، 50 میکروگرم در میلیلیتر ایندومتاسین و 10 درصد FBS بود. بمنظور تشخیص واکوئلهای چربی از رنگ آمیزی اویل رد استفاده شد. برای این رنگ آمیزی در ابتدا سلولها با فرمالین %۴ به مدت ۱ ساعت تثبیت و سپس با اتانول 70% شستشو شدند و با محلول رنگی اویل رد %5/0 در الکل ایزوپروپیل 99% به مدت ۱۰-۱۵ دقیقه در دمای اتاق رنگ آمیزی شدند.
تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان به استئوبلاست: سلولها به تعداد 4×104 cell/well در پلیتهای ۲۴ خانه به مدت ۳ هفته با محیط استئوژنیک تیمار شدند. محیط تمایز به سمت استئوبلاست شامل DMEM حاوی10 درصد FBS، 50 میکروگرم در میلیلیتر اسکوربیک 3-فسفات، دگزامتازون 8- 10 مولار و بتا گلیسرول فسفات 10 میلیمولار بود. بمنظور ارزیابی تمایز، رنگ آمیزی برای تشخیص رسوب کلسیمی صورت گرفت. برای ارزیابی تمایز استئوژنیک، از رنگ آمیزی اختصاصی آلیزارین رد استفاده شد. برای این رنگ آمیزی سلولها به مدت ۱۰ دقیقه با متانول در دمای اتاق تثبیت و با رنگ آلیزارین رد 1% در آب آمونیاکی %۲۵ به مدت ۲ دقیقه رنگ آمیزی شدند.
فلوسایتومتری: به این منظور از سلولهای پاساژ 3 استفاده شد. پس از شستشو سلولها با PBS، غلظت مناسب از آنتی بادیهای کنژوگه (Clini Sciences, MBS8582781-0) CD29، (Clini Sciences, 8400-02) CD44،(Clini Sciences, E3451) CD34، (Clini Sciences) CD31 را در محیط تاریک به آن اضافه شد. سپس نمونهها در یخچال و دور از نور نگهداری گردید و جهت فلوسایتومتری به آزمایشگاه ارسال شدند.
تقسیم بندی گروههای مورد آزمایش: گروههای آزمایشی شامل: گروه 1 (سلولهای تحت تنش حرارتی که با غلظت 100 میکرومولار اسید آلفا لیپوئیک تیمار شدند)، گروه 2 (سلولهای تحت تنش حرارتی که با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم تیمار شدند)، گروه 3 (سلولهای تحت تنش حرارتی که همزمان با غلظت 100 میکرومولار اسید آلفا لیپوئیک و100 میکرومولار پروپیونات کروم تیمار شدند)، گروه 4 ( سلولهای تحت تنش حرارتی (HS) ) و گروه 5 (گروه کنترل که سلولها بدون هیچ گونه تیماری نگهداری میشوند).
اعمال تنش حرارتی: پس از پاساژ سوم سلولها تعداد 104 × 4 در چاهکهای پلیت 24 خانه کشت شدند و تنش حرارتی به مدت 1 ساعت در دمای 39 تا 42 درجه سانتیگراد اعمال گردید.
بررسی سمیت سلولی: بمنظور سنجش سمیت، بقای سلول و مطالعات تکثیر تست MTT مورد استفاده قرار گرفت. لازم به ذکر است که از مرحلهی اضافه کردن MTT (سیگما، آمریکا)، کار در شرایط تاریکی انجام شد و هر غلظت از ترکیب در 5 چاهک تکرار شد. از سوی دیگر هر آزمایش، در سه تکرار مجزا صورت گرفت. این تست برای اسید آلفا لیپوئیک با غلظتهای 100، 250، 500 و 1000 میکرومولار و پروپیونات کروم با غلظتهای 1، 10، 50 و 100 میکرومولار روی سلولهای مزانشیمی مغز استخوان جوجه انجام شد.
بررسی و سنجش فاکتورهای آنتیاکسیدانی: به این منظور در گروههای مختلف، سلولهای بنیادی مغز استخوان در پلیت 24 خانه تیمار و در پایان دوره با استفاده از بافر ریپا، لیز شدند. تمامی مراحل برای جلوگیری از دناتوره شدن و لیز شدن پروتئینها، بر روی یخ انجام شد. در ابتدا با استفاده از روش برادفورد مقدار کل پروتئین موجود در نمونه محاسبه و سپس سطح ظرفیت آنتیاکسیدانی کل (TAC)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPx)، گلوتاتیون احیاء، سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، کاتالاز (CAT) مورد سنجش قرار گرفت. TAC، بر اساس توانایی آنتیاکسیدانی نمونه در احیا یون فریک به فروس و ایجاد کمپلکس آبی طراحی شده که با روش فتومتریک قابل ارزیابی است. فعالیت آنزیم SOD به کمک سنجش مهار احیای نیترولوتترازولیوم (NBT) درحضور SOD در طوح موج 560 نانومتر انجام گرفت. فعالیت CAT براساس روش رنگسنجی مبتنی بر واکنش پراکسید هیدروژن تجزیه نشده با مولیبدات آمونیوم برای تولید رنگ زرد، که حداکثر جذب در طول موج 374 نانومتر را دارد، اندازهگیری شد. گلوتاتیون پراکسیداز، اکسیداسیون گلوتاتیون توسط هیدروپراکسید را کاتالیز میکند. در حضور گلوتاتیون ردوکتاز و NADPH، گلوتاتیون اکسید شده بلافاصله با اکسیداسیون NADPH به NADP+ به شکل احیا شده تبدیل میشود. کاهش جذب در طول موج 340 نانومتر اندازهگیری شد.
ارزیابی مقدار پروتئین به روش برادفورد: بمنظور تعیین مقدار پروتئین در نمونهها از روش برادفورد استفاده شد. بدین منظور مقدار 20 میکرولیتر نمونهی حاصل از لیز سلولی و 20 میکرولیتر آب مقطر (بلانک) بصورت دو بار تکرار در چاهکهای پلیت 96 خانه اضافه شد. سپس به نمونهها و بلانک مقدار 40 میکرولیتر معرف برادفورد و 140 میکرولیتر آب مقطر اضافه شد و پس از مخلوط نمودن با استفاده از دستگاه پلیتریدر (Bioteck، آمریکا)، جذب نمونهها در طول موج 495 نانومتر قرائت گردید. بمنظور تعیین غلظت پروتئین در نمونهها از منحنی استاندارد پروتئین سرم آلبومین گاوی با غلظتهای 2، 5، 10، 20، 50 و 100 میکروگرم بر میلیلیتر استفاده شد. پس از رسم منحنی استاندارد تغییرات جذب نمونههای استاندارد در برابر غلظت آنها، فرمول خط، استخراج شد و با استفاده از فرمول خط، غلظت نمونههای مجهول محاسبه گردید.
بررسی بیان ژنهای مرتبط با ایمنی در گروههای مختلف: الگوی بیان mRNA ژن اینترلوکین 2، اینترلوکین 6 و IFN-γ دخیل در ایمنی با استفاده از qRT-PCR (ABI، آمریکا)، انجام شد. برای استخراج RNA سلولها با استفاده از تریازول لیز شدند و بعد از استخراج با استفاده از دستگاه نانودراپ (Thermo، آمریکا)، بررسی غلظت و خلوص انجام شد. برای سنتز cDNA از TaqMan Reverse Transcription استفاده شد. برای هر نمونه 40 نانوگرم از cDNA سنتز شده با 10 میکرولیتر ازPower SYBER Green master mix و 5/0 میکرولیتر از هر پرایمر مخلوط و Ct هر نمونه با استفاده از نرمافزار StepOne محاسبه و نرمالیزاسیون با استفاده از ژن GAPDH انجام گرفت و هر آزمایش سه بار تکرار گردید. برای طراحی پرایمر اختصاصی برای ژنهای مورد نظر ابتدا با استفاده از سایت NCBI، توالی نوکلئوتیدی مربوط به رونوشتهای ژنهای مورد مطالعه بدست آمد. پس از بررسی مناطق مختلف رونوشت از جمله محل اگزون و اینترون، محل مناسب بصورت آنلاین و بوسیلهی نرمافزار Olig7 محلیابی شد. با کمک نرم افزارPrimer BLAST از سایت NCBI شرایط اختصاصی بودن و دینامیکی پرایمر بررسی شد .پرایمرهای بکار رفته در این مطالعه دارای خصوصیات ذکرشده در جدول 1 میباشند.
جدول 1- توالی و خصوصیات آغازگرهای رفت و برگشت استفاده شده در واکنش زنجیرهای پلیمراز
|
ژن |
شماره دسترسی |
آغازگرها توالی (′3-′5) |
طول محصول (جفت باز) |
|
γ IFN- |
NM_205149.1 |
F: 5'- AACAACCTTCCTGATGGCGTGA -3' R: 5'- GCTTTGCGCTGGATTCTCAAGT -3' |
89 |
|
IL-6 |
NM_204628.2 |
F: 5'- TTATTACGTAGTCAACGCCA -3' R: 5'- GTGGAGTTCTTCAGCCTTAT -3' |
193 |
|
IL-2 |
NM_204153.1 |
F: 5'- TTGGCTGTATTTCGGTAGCA -3' R: 5'- GTGCACTCCTGGGTCTCAGT -3' |
169 |
|
GAPDH |
NM_204305.2 |
F: 5'- GCCGTTGACGTGCAG -3' R: 5'- TTCTCAGCCTTGACAGTG -3' |
221 |
روش آماری تجزیه و تحلیل دادهها
نتایج حاصل از این تحقیق در قالب طرح کاملا تصادفی مورد تجزیه واریانس قرار گرفتند. مقایسه میانگینها با استفاده از آزمون Tukey انجام و سطح معنیداری 5 صدم درنظر گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار آماری SAS و برای رسم نمودارها از نرمافزار Excel استفاده شد.
نتایج
بررسی مورفولوژی سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان جوجه: سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان جوجه در طی روند استحصال و پس از کشت (پاساژ صفر) و در طی پاساژهای متوالی بصورت روزانه توسط میکروسکوپ معکوس مورد مشاهده و عکسبرداری قرار گرفتند. این سلولها از لحاظ مورفولوژی و تراکم نیز مورد بررسی قرار گرفتند. همانگونه که در تصویر1 مشاهده میشود شکل کشیده و دوکی آنها با مورفولوژی سلولهای فیبروبلاستی، توانایی چسبندگی، برقراری اتصالات محکم به کف فلاسک و مورفولوژی طبیعی قابل مشاهده بود. در مراحل اولیه استحصال، شکل سلولها نامنظم، با کشیدگی کمتر و با تعداد کمی سلولهای غیراختصاصی همراه بود که پاساژهای سلولی بعدی منجر به جداسازی سلولهای غیر اختصاصی گردید، به نحوی که در پاساژ سوم کلیه سلولها اختصاصی با مورفولوژی دوکی بودند. همچنین سلولها تمایل بالایی را جهت تکثیر و برقراری اتصال با سلولهای مجاور نشان دادند. بعلاوه تراکم بالای سلولها که نشاندهنده رشد نرمال آنها است، قابل توجه بود. این سلولها بدون رنگآمیزی هستند؛ بنابراین کنتراست کمی با بستر زمینه دارند (شکل1 A و B).
تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان به سلولهای آدیپوسایت: قدرت تمایز سلولهای بنیادی به آدیپوسایت یکی از ویژگیهای فنوتیپی مهم بمنظور تایید بنیادی و چندتوان بودن سلولهای بنیادی جداسازی شده در شرایط آزمایشگاهی میباشد. در سلول بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان جوجه بعد از قرار گرفتن در معرض محیط تمایز آدیپوژنیک، واکوئل چربی تشکیل شد و این واکوئلها به تدریج افزایش یافت. واکوئلهای چربی حاوی تریگلیسیرید میباشند که بهراحتی با رنگآمیزی Oil red قابل تایید هستند. تمایز آدیپوسایت از سلولهای بنیادی مغز استخوان از طریق این رنگآمیزی و مشاهده وزیکولهای چربی به رنگ قرمز به کمک میکروسکوپ معکوس در روز 21 تمایز آدیپوژنیک تایید شد (شکل1 C).
شکل 1- بررسی بررسی مورفولوژی BMSCs توسط میکروسکوپ معکوس. A. BMSCs که در پاساژ اول بعد از کشت، اتصال و رشد سلولها را نشان میدهد. B. BMSCs در پاساژ سوم. C. بررسی تمایز BMSCs به سلولهای آدیپوسایت با رنگ آمیزی اویل رد. D. بررسی تمایز BMSCs به سلولهای استئوبلاست با رنگ آمیزی آلیزارین رد.
تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان به سلولهای استئوبلاست: سلولهای بنیادی مزانشیمی در محیط استئوژنیک در مدت 21 روز به سلولهای استئوبلاست تمایز داده شدند. بعد از تمایز، سلولهای استئوبلاست کلسیم-فسفات تولید میکنند؛ که با رنگآمیزی الیزارین رد قابل شناسایی میباشند. تشکیل سلولهای استئوبلاست از طریق این رنگآمیزی و مشاهده رسوبات ذخیره کلسیمی به رنگ قرمز به کمک میکروسکوپ معکوس در روز 21 تمایز تایید شد (شکل1 D).
بررسی نشانگرهای سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان با استفاده از فلوسایتومتری: بیان یا عدم بیان نشانگرهای پروتئینی سطحی یکی از مهمترین روشهای تایید فنوتیپ سلولهای بنیادی مزانشیمی پس از جداسازی میباشد. مشخص شده است که سلولهای بنیادی مشتق شده از مغز استخوان، بیان نشانگرهای سطحی CD29 و CD44 و عدم بیان نشانگرهای خونساز CD34 و CD31 را نشان میدهند. در این مطالعه بیان و عدم بیان نشانگرهای سطحی با استفاده از آنتیبادیهای اختصاصی و روش فلوسایتومتری ارزیابی شد. بر اساس نتایج فلوسایتومتری سلولهای پاساژ سوم نشانگر CD29 را در حدود 5/98 درصد و نشانگر CD44 در حدود 5/95 درصد بیان داشتند، که این نشانگرها بهعنوان نشانگرمثبت برای سلولهای مزانشیمی مغز استخوان در نظر گرفته میشوند. نشانگر CD34 که یک نشانگر منفی است در حدود 03/1 درصد و نشانگر منفی CD31 در حدود 25/0 درصد بیان داشتند (شکل2).
شکل 2- بررسی نشانگرهای BMSCs با استفاده از فلوسایتومتری بعد از پاساژ سوم. میزان بیان نشانگر CD29 در حدود 5/98 درصد بود. میزان بیان نشانگر CD44 در حدود 5/95 درصد بیان داشت. نشانگر CD31 در حدود 25/0 درصد بیان داشت. نشانگر CD34 در حدود 03/1 درصد بیان داشت.
بررسی زندهمانی سلولها به روش MTT: در این بخش اثرات پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک بر بقاء سلولهای بنیادی مغز استخوان جوجه با تست MTT در مقایسه با گروههای کنترل بررسی شد. در این آزمایش، میانگین درصد بقای سلولی بهدست آمده از سلولهایی که تحت تاثیر غلظتهای مختلف پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک قرار گرفتند، با میانگین درصد زندهمانی سلولهای نمونه کنترل مقایسه شدند. بر اساس نتایج در غلظتهای 1، 10 و 50 میکرومولار پروپیونات کروم، زندهمانی سلولهای بنیادی مغز استخوان 100% بوده است و این ماده در غلظتهای ذکر شده اثر توکسیک نداشت ولی در غلضت 100 میکرومولار زندهمانی سلولها به 92 درصد رسید. همچنین در غلظتهای 100، 250، 500 و 1000 میکرومولار اسید آلفا لیپوئیک، زندهمانی سلولهای بنیادی مغز استخوان بیشتر از 100% بود و هیچ گونه اثرات توکسیک در این غلظتها مشاهده نشد (شکل 3).
شکل 3- نتایج مربوط به بررسی بقای سلولهای بنیادی مغز استخوان جوجه با استفاده از MTT در 24 ساعت بعد از تیمار با غلظتهای مختلف A. پروپیونات کروم و B. اسید آلفا لیپوئیک. (05/0≥*= P، 01/0≥*= P*، 001/0≥*= P**). آلفا لیپوئیک= LA و پروپیونات کروم= Cr-Pro.
نتایج حاصل از بررسی تغییرات میزان فعالیت آنزیم SOD سلولهای مغز استخوان جوجه تیمار شده در گروههای مورد آزمایش
پس از محاسبه میزان فعالیت آنزیم SOD در گروه کنترل، سلولهای مغز استخوان تحت تیمار 24 ساعته با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک بصورت جداگانه و همزمان قرار گرفتند. میزان فعالیت آنزیم SOD در گروه سلولهای تحت تنش حرارتی 22/9 واحد بر میلیلیتر ارزیابی شد که نسبت به سلولهای کنترل افزایش معنیداری نشان داد (05/0≥P). میزان فعالیت آنزیم SOD در گروه سلولهای تیمار شده با پروپیونات کروم تحت تنش حرارتی نسبت به گروه HS بصورت معنیداری (001/0≥P) افزایش یافته است (شکل4). همچنین میزان فعالیت این آنزیم در سلولهای تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی نسبت به گروه HS و سایر گروهها بطور معنیداری (001/0≥P) افزایش نشان داد. بطوریکه بیشترین میزان فعالیت در این گروه مشاهده شد. میزان فعالیت SOD در گروه سلولهای تیمار شده هم زمان با پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی 58/45 واحد بر میلیلیتر ارزیابی شد، که در مقایسه با گروه HS و گروه تیمار شده با پروپیونات کروم بطور معنیداری افزایش (001/0≥P) و در مقایسه با گروه تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک بطور معنیداری (001/0≥P) کمتر بود (شکل 4).
شکل 4- مقایسه مقدار فعالیت آنزیم SOD در گروه کنترل و تیمار با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک در سلولهای بنیادی مغز استخوان بعد از ۲۴ ساعت (05/0≥*= P، 01/0≥*= P*، 001/0≥*= P**). اسید آلفا لیپوئیک= LA، پروپیونات کروم= Cr-Pro، تنش حرارتی= HS(*= مقایسه با کنترل، += مقایسه گروههای مختلف).
نتایج حاصل از بررسی تغییرات میزان فعالیت آنزیم CAT سلولهای مغز استخوان جوجه تیمار شده در گروههای مورد آزمایش
پس از محاسبه میزان فعالیت آنزیم CAT در گروه HS، سلولهای مغز استخوان تحت تیمار 24 ساعته با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک بصورت جداگانه و همزمان قرار گرفتند. میزان فعالیت آنزیم CAT در گروه سلولهای تحت تنش حرارتی 61/2 واحد بر میلیگرم پروتئین ارزیابی شد، که نسبت به سلولهای کنترل افزایش معنیداری نشان داد (05/0≥P). میزان فعالیت آنزیم CAT در گروه سلولهای تیمار شده با پروپیونات کروم تحت شوک حرارتی نسبت به گروه HS بصورت معنیداری (001/0≥P) افزایش یافته است (شکل 5). همچنین میزان فعالیت این آنزیم در گروه سلولهای تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی نسبت به گروه HS و سایر گروهها بطور معنیداری (001/0≥P) افزایش نشان داد بطوریکه بیشترین میزان فعالیت در این گروه مشاهده شد. در گروه سلولهای تیمار شده هم زمان با پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی میزان فعالیت CAT، 11/64 واحد بر میلیگرم پروتئین ارزیابی شد؛ که در مقایسه با گروه HS و گروه تیمار شده با پروپیونات کروم بطور معنیداری افزایش (001/0≥P) و در مقایسه با گروه تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک بطور معنیداری (001/0≥P) کمتر بود (شکل 5).
شکل 5- مقایسه مقدار فعالیت آنزیم CAT در گروه کنترل و تیمار با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک در سلولهای بنیادی مغز استخوان بعد از ۲۴ ساعت (05/0≥*= P، 01/0≥*= P*، 001/0≥*= P**). اسید آلفا لیپوئیک= LA، پروپیونات کروم= Cr-Pro، تنش حرارتی= HS (*= مقایسه با کنترل، += مقایسه گروههای مختلف).
نتایج حاصل از بررسی تغییرات میزان فعالیت آنزیم GPX سلولهای مغز استخوان جوجه تیمار شده در گروههای مورد آزمایش
پس از محاسبه میزان فعالیت آنزیم GPX در گروه کنترل، سلولهای مغز استخوان تحت تیمار 24 ساعته با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک بصورت جداگانه و همزمان قرار گرفتند. میزان فعالیت آنزیم GPX در گروه سلولهای تحت تنش حرارتی 23/8 واحد بر میلیگرم پروتئین ارزیابی شد. میزان فعالیت آنزیم GPX در گروه سلولهای تیمار شده با پروپیونات کروم تحت تنش حرارتی نسبت به گروه HS بصورت معنیداری (001/0≥P) افزایش یافته است (شکل 6). همچنین میزان فعالیت این آنزیم در سلولهای تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی نسبت به گروه HS و سایر گروهها بطور معنیداری (001/0≥P) افزایش نشان داد بطوریکه بیشترین میزان فعالیت در این گروه مشاهده شد. در گروه سلولهای تیمار شده هم زمان با پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی میزان فعالیت GPX، 37/22 واحد بر میلیگرم پروتئین ارزیابی شد که در مقایسه با گروه HS و گروه تیمار شده با پروپیونات کروم بطور معنیداری (001/0≥P) افزایش و در مقایسه با گروه تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک بطور معنیداری (001/0≥P) کمتر بود (شکل 6).
شکل 6 - مقایسه مقدار فعالیت آنزیم GPX در گروه کنترل و تیمار با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک در سلولهای بنیادی مغز استخوان بعد از ۲۴ ساعت (05/0≥*= P، 01/0≥*= P*، 001/0≥*= P**). اسید آلفا لیپوئیک= LA، پروپیونات کروم= Cr-Pro، تنش حرارتی= HS (*= مقایسه با کنترل، += مقایسه گروههای مختلف).
نتایج حاصل از بررسی تغییرات میزان فعالیت آنزیم TAC سلولهای مغز استخوان جوجه تیمار شده در گروههای مورد آزمایش
پس از محاسبه میزان فعالیت آنزیم TAC در گروه کنترل، سلولهای مغز استخوان تحت تیمار 24 ساعته با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک بصورت جداگانه و همزمان قرار گرفتند. میزان فعالیت آنزیم TAC در گروه سلولهای تحت تنش حرارتی 22/0 واحد بر میلیگرم پروتئین ارزیابی شد. میزان فعالیت آنزیم TAC در گروه سلولهای تیمار شده با پروپیونات کروم تحت شوک حرارتی نسبت به گروه HS بصورت معنیداری (001/0≥P) افزایش یافته است (شکل 7). همچنین میزان فعالیت این آنزیم در سلولهای تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک تحت شوک حرارتی نسبت به گروه HS و سایر گروهها بهطور معنیداری (001/0≥P) افزایش نشان داد؛ بهطوریکه بیشترین میزان فعالیت در این گروه مشاهده شد. در گروه سلولهای تیمار شده هم زمان با پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی میزان فعالیت TAC، 45 واحد بر میلیگرم پروتئین ارزیابی شد؛ که در مقایسه با گروه HS و گروه تیمار شده با پروپیونات کروم بطور معنیداری (001/0≥P) افزایش و در مقایسه با گروه تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک بطور معنیداری (001/0≥P) کمتر بود (شکل 7).
شکل 7- مقایسه مقدار فعالیت آنزیم TAC در گروه کنترل و تیمار با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک در سلولهای بنیادی مغز استخوان بعد از ۲۴ ساعت (05/0≥*= P، 01/0≥*= P*، 001/0≥*= P**). اسید آلفا لیپوئیک= LA، پروپیونات کروم= Cr-Pro، تنش حرارتی= HS (*= مقایسه با کنترل، += مقایسه گروههای مختلف).
نتایج حاصل آنالیز بیان ژن IL-2 در سلولهای مغز استخوان جوجه تیمار شده در گروههای مورد آزمایش
سلولهای مغز استخوان تحت تیمار 24 ساعته با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک بصورت جداگانه و همزمان قرار گرفتند. میزان بیان ژن IL-2 در گروه کنترل، 1 در نظر گرفته شد و بیان این ژن در گروه سلولهای تحت تنش حرارتی 1/5 محاسبه شد که نسبت به گروه کنترل بطور معنیداری (001/0≥P) افزایش نشان داد. میزان بیان ژن IL-2 در گروه سلولهای تیمار شده با پروپیونات کروم تحت تنش حرارتی نسبت به گروه HS، 3/7 برآورد شد که بصورت معنیداری (001/0≥P) کاهش یافته است (شکل 8). همچنین میزان بیان این ژن در سلولهای تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی حدود 8/1 برآورد شد که نسبت به گروه HS و گروه تیمار شده با پروپیونات کروم بطور معنیداری کاهش (001/0≥P) نشان داد. میزان بیان ژن IL-2 در گروه سلولهای تیمار شده همزمان با پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی 97/0 ارزیابی شد که در مقایسه با میزان بیان این ژن در سایر گروهها کاهش معنیداری (001/0≥P) مشاهده شد. بطوریکه کمترین میزان بیان ژن IL-2 در این گروه مشاهده شد (شکل 8).
شکل 8- مقایسه میزان بیان ژن IL-2 با استفاده از روش qRT-PCR در گروه کنترل و تیمار با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک در سلولهای بنیادی مغز استخوان جوجه بعد از ۲۴ ساعت. از ژن GAPDH به عنوان کنترل داخلی و نرمالایزر استفاده شد. در هر ستون، میانگینهای دارای حروف مختلف تفاوت آماری معنیداری دارند (05/0≥P). اسید آلفا لیپوئیک= LA، پروپیونات کروم= Cr-Pro، تنش حرارتی= HS.
نتایج حاصل آنالیز بیان ژن IL-6 در سلولهای مغز استخوان جوجه تیمار شده در گروههای مورد آزمایش
سلولهای مغز استخوان تحت تیمار 24 ساعته با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک بصورت جداگانه و همزمان قرار گرفتند. میزان بیان ژن IL-6 در گروه کنترل، 1 در نظر گرفته شد و بیان این ژن در گروه سلولهای تحت تنش حرارتی 9/3 محاسبه شد که نسبت به گروه کنترل بطور معنیداری افزایش (001/0≥P) نشان داد. میزان بیان ژن IL-6 در سلولهای تیمار شده با پروپیونات کروم تحت تنش حرارتی 7/1 برآورد شد که نسبت به گروه HS بصورت معنیداری (001/0≥P) کاهش یافته است (شکل 9). همچنین میزان بیان این ژن در سلولهای تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی حدود 2/0 برآورد شد که نسبت به نمونه HS و سایر گروهها بطور معنیداری (001/0≥P) کاهش نشان داد. بطوریکه کمترین میزان بیان ژن IL-6 در این گروه مشاهده شد. میزان بیان ژن IL-6 در گروه سلولهای تیمار شده همزمان با پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک تحت تنش حرارتی 67/0 ارزیابی شد که در مقایسه با گروه HS و گروه پروپیونات کروم کاهش معنیداری (001/0≥P) و در مقایسه با گروه اسید آلفا لیپوئیک افزایش معنیداری (001/0≥P) مشاهده شد (شکل 9).
شکل 9- مقایسه میزان بیان ژن IL-6 با استفاده از روش qRT-PCR در گروه کنترل و تیمار با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک در سلولهای بنیادی مغز استخوان جوجه بعد از ۲۴ ساعت. از ژن GAPDH بهعنوان کنترل داخلی و نرمالایزر استفاده شد. در هر ستون، میانگینهای دارای حروف مختلف تفاوت آماری معنیداری دارند (05/0≥P). اسید آلفا لیپوئیک= LA، پروپیونات کروم= Cr-Pro، تنش حرارتی= HS.
نتایج حاصل آنالیز بیان ژن INF-γ در سلولهای مغز استخوان جوجه تیمار شده در گروههای مورد آزمایش
سلولهای مغز استخوان تحت تیمار 24 ساعته با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک به صورت جداگانه و همزمان قرار گرفتند. میزان بیان ژن INF-γ در گروه کنترل، 1 در نظر گرفته شد و بیان این ژن در گروه سلولهایی تحت شوک حرارتی 2/4 محاسبه شد که نسبت به سایر گروهها بطور معنیداری افزایش نشان داد. میزان بیان ژن INF-γ در سلولهای تیمار شده با پروپیونات کروم تحت تنش حرارتی 1/3 برآورد شد که نسبت به گروه HS بصورت معنیداری کاهش (05/0≥P) یافته است (شکل 10). همچنین میزان بیان این ژن در سلولهای تیمار شده با اسید آلفا لیپوئیک تحت شوک حرارتی حدود 2/1 برآورد شد که نسبت به نمونه HS و سایر گروهها بطور معنیداری کاهش نشان داد. میزان بیان ژن INF-γ در گروه سلولهای تیمار شده همزمان با پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک تحت شوک حرارتی 2 ارزیابی شد که در مقایسه با گروه شوک حرارتی و گروه پروپیونات کروم کاهش(01/0≥P) معنیداری و در مقایسه با گروه اسید آلفا لیپوئیک افزایش معنیداری (05/0≥P) مشاهده شد (شکل 10).
شکل 10- مقایسه میزان بیان ژن INF-γ با استفاده از روش qRT-PCR در گروه کنترل و تیمار با غلظت 100 میکرومولار پروپیونات کروم و اسید آلفا لیپوئیک در سلولهای بنیادی مغز استخوان جوجه بعد از ۲۴ ساعت. از ژن GAPDH بهعنوان کنترل داخلی و نرمالایزر استفاده شد. در هر ستون، میانگینهای دارای حروف مختلف تفاوت آماری معنیداری دارند (05/0≥P). اسید آلفا لیپوئیک= LA، پروپیونات کروم= Cr-Pro، تنش حرارتی= HS.
بحث و نتیجهگیری
در این مطالعه سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان جوجه استحصال، شناسایی و تعیین هویت شدند. سپس این سلولها تحت تاثیر تنش حرارتی قرار داده شده و با استفاده از غلظتهای مناسب اسید آلفا لیپوئیک و پروپیونات کروم بصورت مستقل و همزمان تیمار گردیدند. سپس زندهمانی سلولها، بیان آنزیمها و ژنهای درگیر در فرایندهای استرس اکسیداتیو در گروههای مختلف بررسی و مقایسه شد.
استفاده از آنتیاکسیدانها ممکن است ابزار مفیدی برای هومئوستازی یا متعادل کردن مراحل رشد و نموی سلولها باشد، بنابراین آنها میتوانند منبع موثری در استراتژیهای درمانی محسوب گردند. دو مولکول آنتیاکسیدان طبیعی (یعنی اسید آلفا لیپوئیک و اسید کافئیک)، پتانسیل خوبی بهعنوان مهارکنندههای رشد سلولهای تومور در شرایط آزمایشگاهی با اثر سمی وابسته به دوز و زمان دارند. نتایج مطالعات قبلی تایید کرد که کاهش قابل توجهی در تکثیر سلولهای HepG2 پس از 72 ساعت انکوباسیون با اسید آلفا لیپوئیک (100-500 میکرومولار) نشان داد (37). همچنین گزارش شده است α-LA از طریق باند شدن با مس سمیت عصبی ناشی از مس را در کشتهای سلولی کاهش میدهد (36). انتقال نانوکروم، پیکولینات کروم و کلرید کروم در سلولهای Caco-2، وابسته به غلظت، زمان و مستقل از دما بود، که نشاندهنده فرآیندهای انتقال غیرفعال در تکلایههای سلولی Caco-2 است. علاوهبر این کروم به شکل پیکولینات کروم بهتر از کلرید کروم معدنی در سلولهای Caco-2 منتقل میشود (39). کوبان و همکاران (2017) گزارش کردند که α-LA و DHLA قادر به کاهش زنده ماندن سلولهای سرطان به روشی وابسته به غلظت هستند. پس از 24 ساعت درمان با 100 و 500 میکرومولار α-LA و DHLA، زنده ماندن سلولها (سرطان سینه MCF-7) بطور معنیداری کاهش یافت (26).
تنش اکسیداتیو با تولید رادیکالهای آزاد بیش از حد مشخص میشود (7). چندین سیستم آنتیاکسیدانی موثر در کنار هم برای جلوگیری از آسیب اکسیداتیو کار میکنند. دفاع آنتیاکسیدانی آنزیمی و غیر آنزیمی شاملSOD، GST، CAT، GSH، GPX، α-توکوفرول، ویتامین C، بتاکاروتن و ویتامین A است (25).
SOD اصلیترین آنزیم دفاعی است که تبدیل رادیکالهای سوپراکسید به پراکسید هیدروژن را کاتالیز میکند (17). CAT بهمراه SOD بخشی از سیستم آنتیاکسیدانی است و در تثبیت تولید رادیکالهای آزاد بیش از حد تولید شده در پاسخ به تنش گرمایی نقش دارد. کاتالاز تجزیه پراکسید هیدروژن تولید شده توسط SOD به آب و اکسیژن مولکولی را کاتالیز میکند. مطالعات قبلی نشان دادهاند که قرار گرفتن در معرض دمای بالای محیط به دلیل ایجاد آسیب بافتی و ضایعات در سلولها باعث افزایش فعالیت SOD، GSH-Px و CAT در سرم، کبد و ماهیچه جوجههای گوشتی میشود (3). مکانیسم افزایش این سیستمهای آنزیمی بسیار مهم است. قرار گرفتن در معرض افزایش دما باعث تولید رادیکالهای آزاد بیش از حد میشود و برای مقابله با ضررهای آن، اقدام محافظتی کوتاه مدت از طریق سیستم آنتیاکسیدانی با آزادسازی آنزیمهایی مانند SOD، GSH-Px و CAT انجام میشود (28).
فعالیت گلوتاتیون S-ترانسفراز (GST) با تجویز 300 میلیگرم در کیلوگرم α-LAدر بافت معده در معرض ایندومتاسین افزایش یافت. برخلاف بافتهای تحت درمان با ایندومتاسین، α-LA، لانزوپرازول و رانیتیدین باعث افزایش فعالیت SOD و کاهش فعالیت CAT شدند (23). α-LA ممکن است بهعنوان یک عامل پیشگیرانه در نظر گرفته شود که آنزیم GST را فعال میکند. آنزیمهای متصل به GSH، و GSH در بافتها، بهویژه GPx و GST، بهعنوان عوامل پیشگیرانه بالقوه برای خواص آنتیاکسیدانی و سمزدایی آنها پیشنهاد شدهاند (25). کاپلان و همکاران (2012)، گزارش کردند α-LA اثر بهبود بخشی بر سیستمهای دفاع آنتیاکسیدانی در برابر آسیبهای اکسیداتیو در بافت معده موش دارد. همچنین این اثرات محافظتی گوارشی و آنتیاکسیدانی α-LA متناسب با دوز افزایش مییابد که نشان میدهد α-LA اثرات خود را بصورت وابسته به دوز اعمال میکند.
در دهه گذشته، تعداد فزایندهای از تحقیقات با تمرکز بر اثر مکمل α-LA بر سیستم دفاع آنتیاکسیدانی در جوجهها انجام شده است. گزارش شده است استفاده از α-LA (500 میلیگرم/کیلوگرم در جیره) جوجههای گوشتی باعث افزایش فعالیت آنزیمهای SOD، GPx و کاهش فعالیت MDA پلاسما میشود (12). علاوهبر این، نشان داده شده است که استفاده از 300 میلیگرم بر کیلوگرم α-LA قابلیت آنتیاکسیدانی را افزایش میدهد و استرس اکسیداتیو در کبد و ماهیچههای جوجه گوشتی نر نژاد راس را مهار میکند (9). مطالعات قبلی نشان دادهاند که تجویز داخل صفاقی α-LA (16-5 میلیگرم بر کیلوگرم در روز) به مدت 11 روز منجر به افزایش سطح گلوتاتیون کلیه در موش صحرایی میشود (8). استفاده از α-LA باعث افزایش قابل توجهی در فعالیت GPx کلیه و کبد و کاهش قابل توجه در سطوح SOD کلیه، کبد و قلب موش، در مقایسه با گروههای تحت تنش و کنترل شد (31). با این حال تغییرات ناشی از α-LA در فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی، مانند افزایش GPx و کاهش SOD، در بافتهای محیطی موش ممکن است به اثرات همهکاره آنها که در سیستم اندامهای مختلف مشاهده میشود کمک کند. یعنی اثر سودمند یا پرواکسیدانت α-LA نه تنها به شرایط مدل مرتبط با تنش اکسیداتیو، بلکه به بافتی که برای محافظت در نظر گرفته شده است نیز بستگی دارد.
ایمنی یکی از جنبههای مهم طیور به دلیل ارتباط مستقیم آن با عملکرد تولید است. گزارشهای قبلی نشان دادهاند که ایمنی تحت دمای بالای محیط سرکوب میشود (10). سیتوکینها و گیرندههای Toll مانند (TLRs) نشانگرهای مهم ایمنی هستند. سیتوکینها بر تنظیم ایمنی از طریق سلولهای خونساز نقش دارند. همچنین دفاع میزبان و هموستاز را تسهیل میکنند (22). آنها عمدتا شامل اینترفرونها، اینترلوکینها، فاکتورهای رشد (TGFs)، TNFs و کموکینهای پپتیدی کوچک هستند.
سیتوکینها پروتئینهای کد کننده ژن ایمنی ضروری هستند که بهعنوان مولکولهای سیگنالدهی درونزا شناخته شدهاند؛ که با چارچوب دفاع سلولی در برابر پاسخ التهابی ناشی از افزایش دما تداخل دارند (20). ILها جزء گروه سیتوکینها هستند که نقش عمدهای در تحریک پاسخهای ایمنی و التهاب دارند. آنها از IL-1 تا IL-17 طبقهبندی شدهاند و برای هر نوع نقش خاصی دارند. علاوهبر این، IL1، IL-2، IL-6، IL-8 و TNFα متعلق به خانواده سیتوکینهای پیش التهابی هستند. آنها نقش فعالی در پاسخ التهابی تحت دمای بالای محیط دارند (19). بیان این سیتوکینهای پیش التهابی تحت تنش گرمایی، احتمالا از طریق فعال کردن عملکردهای ایمنی از طریق افزایش تکثیر لنفوسیتها و ماکروفاژها در دمای بالای محیط، افزایش مییابد (18). بیان بیش از حد و افزایش تکثیر ممکن است منجر به آسیب بافت شود. به خوبی شناخته شده است که ویتامینها به کاهش اثرات منفی بر عملکرد رشد و ایمنی در پاسخ به تنش گرمایی به دلیل عملکرد سرکوب کننده آنها در برابر بیان سیتوکینهای پیش التهابی کمک میکنند (38). بنابراین، در مناطق گرمسیری، مکمل این ویتامینهای آنتیاکسیدانی در جیره غذایی بسیار توصیه میشود. در یک مطالعه اخیر، گزارش شده است که تنش گرمایی حاد در دمای 40 درجه سانتیگراد به مدت 7 ساعت باعث افزایش بیان ژن IL-15 طحال در مرغ میشود (35). این نشان میدهد که IL-15 به سرعت به تنش گرمایی واکنش نشان میدهد تا با تکثیر سلولهای ایمنی به جوجه کمک کند تا هومئوستاز را حفظ کند.
تنش اکسیداتیو، که از عدم تعادل بین سیستمهای اکسیدان و آنتیاکسیدان ناشی میشود، باعث آسیب به سلولها و بافتها در حیوانات میشود (7). در عین حال، نشان داده شده است که عدم تعادل در حالت تنش اکسیداتیو سطوح بیان ژنهای مرتبط با آپوپتوز را افزایش میدهد و باعث ایجاد یک سری مسیرهای سیگنالینگ میشود (2).
جاین و کانان (2001) نشان دادند که استفاده از کروم (1000 نانومول در لیتر) از تحریک ترشح TNF-α توسط اکسیدان شناخته شده H2O2 در سلولهای مونوسیتی کشت شده جلوگیری میکند. بطور مشابه، مکمل کروم از افزایش تنش اکسیداتیو در مونوسیتهای تیمار شده با گلوکز بالا و H2O2 جلوگیری کرد. این نشان میدهد که اثر مهاری کروم بر ترشح TNF-α در مونوسیتهای تیمار شده با گلوکز بالا ممکن است با اثر بازدارندگی کروم بر تنش اکسیداتیو مرتبط باشد. در نتیجه، مطالعه آنها برای اولین بار نشان دادند که کروم ترشح TNF-α را در مدل کشت سلولی مونوسیت U937 تحت درمان با گلوکز بالا مهار میکند. مطابق با نتایج فوق نتایج پژوهش حاضر نشان داد که شرایط تنش گرمایی و تنش اکسیداتیو ناشی از آن سبب افزایش بیان نشانگرهای التهابی میشود. در حالی که استفاده از افزودنیهای آنتیاکسیدان (اسید آلفا لیپوئیک و پروپیونات کروم) از طریق کاهش بیان ژنهای پیش التهابی میتواند سبب بهبود پاسخ ایمنی گردد.
بطورکلی نتایج بررسی حاضر استحصال موفق سلولهای بنیادی مزانشیمی با شکل کشیده و دوکی، مورفولوژی فیبروبلاستی، تمایل بالای سلولها جهت اتصال و تکثیر را نشان داد. بهعلاوه این سلولها در شرایط تمایزی به سلولهای استئوبلاست و آدیپوسایت تبدیل میشوند. این نتایج اولین گزارش استفاده از ترکیبات آنتیاکسیدان در کشت سلولهای بنیادی تحت شرایط تنش گرمایی را ارائه میکند. نتایج این مطالعه نشان داد استفاده همزمان از مکملهای کروم و اسید آلفا لیپوئیک در تیمار سلولهای BMSCs تحت تنش حرارتی از طریق بهبود وضعیت آنتیاکسیدانی اثرات مثبتی بر زندهمانی، عملکرد بیوشیمیایی و پاسخ ایمنی این سلولها داشته است. افزودن مکمل پروپیونات کروم با غلظت 100 میکرومولار در کشت سلولهای BMSCs تحت تنش حرارتی باعث کاهش معنیدار بیان اینترفرون گاما، اینترلوکینهای 2 و6 و همچنین افزایش معنیدار سطح آنزیمهای آنتیاکسیدانی مانند سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز گردید؛ که این تاثیرات با افزودن همزمان اسید آلفا لیپوئیک تغییرات معنیداری را در جهت بهبود فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی و خواص ضدالتهابی نشان داد.
بنابراین به دلیل نقش اسید آلفا لیپوئیک و پروپیونات کروم در بهبود فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان و افزایش پاسخ ایمنی میتوان با افزودن این مکملها به جیره جوجههای گوشتی سبب کاهش تنش اکسیداتیو ناشی از تنش حرارتی در آنها گردید. همچنین استفاده از این ترکیبات در جهت تحقیقات کاربردی در زمینه پرورش پرندگان مقاوم در برابر تنشهای محیطی و بیماریها پیشنهاد میگردد.
سپاسگزاری
بدینوسیله از مسئولان دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان بسبب فراهم کردن امکانات پژوهشی انجام این تحقیق، قدردانی بعمل میآید.