نوع مقاله : مقاله پژوهشی
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
The aim of this study was to investigate the effect of replacing beef tallow and canola oil with dietary fish oil on hematological parameters of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss). For this purpose, 250 fish with an average weight of about 20 grams were selected and randomly with 3 replications as: treatment 1 or control (diet containing 100% fish oil), treatment 2 (diet containing 50% fish oil and 50% beef tallow, treatment 3 (diet containing 50% fish oil and 50% canola oil) and treatment 4 (diet containing 50% fish oil, 25% beef tallow and 25% canola oil) were treated in a 500 liter fiberglass basin. The fish were fed twice for 90 days. At the end, blood samples were taken from the caudal vein and blood indices were measured. The results showed that the highest mean final weight, weight gain and survival rate belonged to treatment 1 and 4 and the lowest amount of these parameters belonged to treatment 2 (P≥0.05). The amount of cholesterol in the control sample was the highest. The amount of cholesterol in treatment 3 was lower than other treatments. The lowest amount of triglyceride was observed in treatment 2. The highest levels of glucose and cortisol were observed in treatment 2. No significant difference in the amount of immunoglobulin and lysozyme was observed among different treatments. According to the results the replacement of 25% beef tallow oil and 25% canola oil instead of fish oil in Rainbow trout diet is possible.
کلیدواژهها English
تاثیر جایگزینی روغن ماهی جیره با روغن حیوانی و گیاهی بر فراسنجههای بیوشیمیایی و ایمنی سرم خون ماهی قزلآلای رنگینکمان (Oncorhynchus mykiss)
سپیده عالمی1، سارا جرجانی1، افشین قلیچی1*، رضواناله کاظمی2و زهرا غیاثوند1
1 ایران، آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد آزادشهر، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، گروه شیلات
2 ایران، رشت، موسسه تحقیقات شیلاتی کشور، انستیتو تحقیقات بینالمللی ماهیان خاویاری
تاریخ دریافت: 22/3/1403 تاریخ پذیرش: 23/4/1404
چکیده
جهت بررسی تاثیر جایگزینی روغن پیه گاو و روغن کانولا به جای روغن ماهی جیره بر فراسنجههای بیوشیمیایی سرم خون ماهی قزلآلای رنگینکمان (Oncorhynchus mykiss)، 250 قطعه ماهی با وزن متوسط حدود 20 گرم انتخاب و به صورت تصادفی با 3 تکرار به صورت: تیمار 1 یا شاهد (جیره حاوی 100% روغن ماهی)، تیمار 2 (جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن پیه گاو)، تیمار3 (جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن کانولا) و تیمار 4 (جیره حاوی 50% روغن ماهی و 25% روغن پیه گاو و 25% روغن کانولا) در حوضچه فایبرگلاس 500 لیتری تیماربندی و دو نوبت در روز به مدت 90 روز غذادهی شدند. جهت سنجش فراسنجههای رشد، در پایان دوره زیستسنجی از ماهیان به عمل آمد. همچنین جهت سنجش شاخصهای بیوشیمیای سرم خون، از سیاهرنگ ساقه دمی ماهیان خونگیری به عمل آمد. نتایج بدست نشان داد که بیشترین میانگین وزن نهایی، میزان افزایش وزن و درصد زندهمانی، متعلق به تیمار 1 و 4 و کمترین مقدار متعلق به تیمار 2 بود (05/0≥P). مقدار کلسترول در نمونه شاهد بیشترین و مقدار آن در تیمار 3 کمتر از سایر تیمارها بود (05/0≥P). کمترین مقدار تریگلیسرید در تیمار 2 مشاهده شد (05/0≥P). بیشترین سطح گلوکز و کورتیزول در تیمار 2 مشاهده شد (05/0≥P). در تحقیق حاضر تفاوت معنیداری در مقدار ایمونوگلبولین و لیزوزیم بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که جایگزینی 25% روغن پیه گاو و 25% روغن کانولا به جای روغن ماهی در جیره ماهی قزلآلای رنگینکمان قابل توصیه است.
واژههای کلیدی: قزلآلای رنگینکمان (Oncorhynchus mykiss)، روغن ماهی، روغن پیه گاو، روغن کانولا، فراسنجههای بیوشیمیایی و ایمنی سرم خون
* نویسنده مسئول، پست الکترونیکی: afshin.ghelichi@iau.ac.ir
ماهی قزلآلای رنگین کمان با دارا بودن ویژگیهای منحصر به فرد از جمله کیفیت گوشت، اهلی شدن سریع و آسان، سختگیر نبودن در غذاگیری، امکان پرورش متراکم، طول نسبتاً کوتاه دوره پرورش و مقاومت ماهی به طیف وسیعی از شرایط فیزیکوشیمیایی محیط از گونههای مهم و تجاری در ایران و جهان جهت تأمین پروتئین مورد نیاز جوامع بشری میباشد. چربی و اسیدهای چرب سازنده آنها به همراه پروتئینها اصلیترین جزء ترکیبات آلی بدن ماهی بوده و منبع اصلی انرژی سوخت و ساز برای رشد، تولید مثل، حرکت، مهاجرت بوده و در تکامل جنینی، تخمریزی، سیستم ایمنی، عکسالعملهای استرسی و در مکانیزم آداپتاسیون نقش بسیار مهمی دارند (38). همچنین چربیها نقش اساسی در عملکرد بهینه آبشش، کلیه، تکامل سیستم عصبی و بینایی دارند (27).
عمدهترین منبع چربی در جیرههای غذایی در صنعت آبزیپروری روغن ماهی میباشد. در حالی که روغن ماهی بهترین منبع تامین کننده اسیدهای چرب چندغیراشباع در جیره غذایی ماهی است، اما استفاده از این روغنها در تغذیه آبزیان دارای چندین اشکال است، به طوری که توسعه پایدار صنعت آبزیپروری را دچار مشکل کرده است. اولاً با توجه به رشد سریع صنعت آبزیپروری نیاز به روغن ماهی به عنوان منبع چربی در جیرههای غذایی روز به روز در حال افزایش میباشد. بررسیهای مختلف نشان داده است که %87 تولید جهانی روغن ماهی در صنعت آبزی پروری استفاده میشود (37). به طور میانگین برای تولید یک کیلوگرم ماهی پرورشی تقریبا 9/1 کیلوگرم ماهی وحشی، به منظور تولید آرد و روغن ماهی مصرف میشود (29). پیشبینی شده است که تا سال 2050 کاهش شدیدی در صید تمامی گونههای وحشی آبزیان رخ خواهد داد و این امر میتواند صنعت آبزیپروری را به دلیل عدم امکان تهیه روغن ماهی، تهدید نماید و آن را با نگرانی های شدید جهانی روبرو کند (36).
در حال حاضر صنعت خوراک آبزیان نیاز شدیدی به یافتن جایگزین های مناسب برای روغن ماهی دارد و در سالهای اخیر مطالعات مختلفی در این باره انجام شده است. روغنهای گیاهی و روغنهای حیوانی میتوانند تا حدودی جایگزین مناسبی برای روغن ماهی در جیره غذایی آبزیان باشند. مطالعات مختلفی نشان داده که روغنهای گیاهی به دلیل ویژگیهایی از جمله سهولت دسترسی، قیمت پایین و پایداری بالا نسبت به روغن ماهی میتوانند جایگزین مناسب برای روغن ماهی باشد (40). روغنهای گیاهی معمولاً حاوی مقادیر زیادی اسیدهای چرب چندغیر اشباع (PUFA) مانند لینولئیک اسید (LA, 18:2n-6) و آلفا لینولنیک اسید (LNA,18:3n-3) میباشند، ولی عاری از اسیدهای چرب چندغیراشباع بلندزنجیره (HUFA) میباشند.
روغن کانولا منبعی سرشار از ویتامینهایE ، K و چربیهای گیاهی مفید است که به سلامت قلب کمک شایانی میکند (7). این روغن در برابر نور مقاوم است و تغییرات پراکسیدی آن در مقایسه با سایر روغنها تقریباً صفر است. روغن کانولا در مقایسه با روغنهای آفتابگردان، ذرت و سویا به دلیل حضور اسیدهای چرب اشباع نشده و فقدان کلسترول از کیفیت تغذیه ی بالاتری برخوردار است. میزان اسیدهای چرب اشباع موجود در روغن کانولا بسیار پایین است (7 درصد) در حالی که میزان اسیدهای چرب غیراشباع آن، بخصوص اسید چرب امگا-3 آلفا لینولنیک آن بالاست (11 درصد). روغن کانولا به علت تناسب مطلوب لینولئیک اسید به لینولنیک اسید (نسبت 2:1) از نظر مصرفکنندگان مطلوبتر است و بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد (28)
از طرفی روغنهای حیوانی از جمله روغن طیور و روغنهای دامی را میتوان به عنوان یک جایگزین پایدار به جای روغن ماهی مورد استفاده قرار داد. استفاده از روغنهای دامی هنوز به ندرت در صنعت آبزیپروری مورد استفاده قرار گرفته است (13، 15، 16) و تنها چند مطالعه در این خصوص انجام شده است که میتوان به تحقیق روی شاهماهی دمزرد (Seriola lalandi) (8)، سیم دریایی (Sparus aurata) (32) و سیباس اروپایی (Dicentrarchus labrax) (24) اشاره نمود.
صنایع کشاورزی- غذایی همیشه، محصولات جنبی کم ارزش نظیر منابع چربی در پروسه تولید و فرآوری خود تولید میکند که میتوان آنها را در خوراک آبزیان مورد استفاده قرار داد. چربیهای دامی غنی از اسیدهای چرب اشباع شده (SFA) میباشند. به هر حال اسیدهای چرب حیوانی (دام و طیور) از لحاظ اسیدهای چرب چندغیراشباع فقیر میباشند (40). به خصوص اسیدهای چرب بلندزنجیره گروه امگا- 3 که در ماهیان دریایی به وفور یافت میشود و نقش مهمی در سلامت انسان دارد، فقط در مقادیر اندکی در چربیهای حیوانی موجود است (40).
جایگزینی منابع مختلف روغن (گیاهی و حیوانی) به جای روغن ماهی میتواند به جهت 1- متفاوت بودن ترکیب اسیدهای چرب آنها 2- متفاوت بودن درجه اشباعیت 3- متفاوت بودن قابلیت هضم 4- متفاوت بودن ویژگیهایی نظیر دمای ذوب 5- وجود برخی عوامل ضد تغذیه ای (ANFs) در روغنهای گیاهی، بر شاخصهای فیزیولوژیک ماهی نظیر رشد ماهی، ترکیب اسید چرب عضله و کبد، فاکتورهای خون، بیوشیمی خون، کمیت و کیفیت آنزیمهای کبدی، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی، فرآیند گوارش و جذب غذا، مقدار آنزیمهای گوارشی، بافت و ساختار کبد و روده ماهی و هضم چربی و پروتئین و .... تاثیر بگذارد.
لذا در این مطالعه سعی خواهد شد تا تاثیر جایگزینی روغن ماهی جیره با روغن پیه گوساله، روغن گیاهی کانولا و مخلوط روغن پیه گوساله و روغن کانولا بر فراسنجههای بیوشیمیایی سرم خون ماهی قزلآلای رنگینکمان مورد بررسی قرار گیرد.
مواد و روشها
کلیه مراحل اجرایی این تحقیق در کارگاه آموزشی و پژوهشی آبزیپروری دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر انجام شد. جهت انجام عملیات پرورشی از تعداد 12 حوضچه فایبرگلاس 500 لیتری در کنار یکدیگر در محیط سالن استفاده شد.
بچهماهیان از یکی از مراکز پرورشی ماهیان سردابی استان گلستان تهیه شد. تعداد 250 قطعه ماهی با وزن متوسط حدود 20 گرم و طول متوسط 09/12 سانتیمتر انتخاب و بعد از آداپتاسیون به حوضچههای 500 لیتری منتقل شد. قبل از انتقال ماهیان به حوضچهها، وزن و طول کل ماهیان اندازهگیری شد. در هر یک از 12 حوضچه فایبرگلاس 500 لیتری تعداد 20 قطعه ماهی قرار داده شد.
تیمارهای آزمایشی به این شرح بود: تیمار 1 (شاهد): جیره حاوی 100% روغن ماهی، تیمار 2: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن دامی (گوساله)، تیمار 3: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن گیاهی (کانولا)، تیمار 4: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 25% روغن دامی (گوساله) و 25% روغن گیاهی (کانولا)
جیرههای غذایی تهیه شده در تحقیق بر اساس تیمارهای آزمایشی طراحی شد (جدول 1). سپس جیره بر روی سطحی تمیز پخش شد تا در مجاورت هوا خشک شوند. سپس هر جیره در ظرفهای جداگانه که قبلا توسط برچسب کدگذاری شده بود، قرار داده شد. روغن ماهی (شرکت مهدانه البرز) و روغن گیاهی کانولا (شرکت فامیلا) از شرکتهای معتبر تهیه شد. چربی دامی (گوساله) از کشتارگاههای صنعتی تهیه و و طبق روشهای معمول، روغنگیری شد. به این صورت که بعد از پاک کردن به قطعات کوچکتر بریده و درون ظرفی بر روی شعله کم قرار داده شد. بعد از ذوب شدن روغن، از صافی عبور داده و در یخچال نگهداری گردید. ترکیب شیمیایی جیره نیز در جدول 2 آورده شده است.
ماهیان به میزان 3 تا 4 درصد بیوماس در 2 وعده صبح و عصر به صورت دستی به مدت 90 روز غذادهی شدند. بعد از هربار زیستسنجی و تعیین متوسط بیومس موجود در حوضچهها میزان غذای مورد نیاز بر اساس وزن بدن ماهیان تعیین شد. زیستسنجی از تمام ماهیان در انتهای دوره انجام شد.
- بررسی فراسنجههای فیزیکی و شیمیایی:
ویژگیهای آب و شرایط محیطی شامل درجه حرارت (برحسب درجه سانتیگراد) و اکسیژن محلول (میلی گرم بر لیتر) به صورت روزانه توسط دستگاه اکسیژنسنج و دماسنج اندازه گیری و اطلاعات آنها ثبت شد. با توجه به نتایج ثبت شده دمای آب در طول دوره 22/1±51/14 و میزان اکسیژن 75/0±37/8 بود.
جدول 1- اجزاء (گرم در کیلوگرم) جیرههای غذایی فرموله شده مورد استفاده در تحقیق
|
اجزاء (گرم در کیلوگرم) |
تیمار 1 (شاهد) |
تیمار 2 |
تیمار 3 |
تیمار 4 |
|
آرد ماهی |
360 |
360 |
360 |
360 |
|
پودر سویا |
120 |
120 |
120 |
120 |
|
پودر گوشت |
100 |
100 |
100 |
100 |
|
پودر طیور |
100 |
100 |
100 |
100 |
|
آرد گندم |
120 |
120 |
120 |
120 |
|
روغن ماهی |
150 |
75 |
75 |
75 |
|
چربی پیه گوساله |
0 |
75 |
0 |
5/37 |
|
روغن کانولا |
0 |
0 |
75 |
5/37 |
|
مکمل مخلوط ویتامین |
15 |
15 |
15 |
15 |
|
مکمل مخلوط مواد معدنی |
15 |
15 |
15 |
15 |
|
لایزین |
5/1 |
5/1 |
5/1 |
5/1 |
|
میونین |
5/1 |
5/1 |
5/1 |
5/1 |
|
کولینکلراید |
2 |
2 |
2 |
2 |
|
بنتونیت |
15 |
15 |
15 |
15 |
جدول 2- ترکیبات شیمیایی جیرههای غذایی فرموله شده مورد استفاده در تحقیق
|
ترکیب شیمیایی (درصد) |
تیمار 1 (شاهد) |
تیمار 2 |
تیمار 3 |
تیمار 4 |
|
پروتئین خام |
00/42 |
30/42 |
20/42 |
28/42 |
|
چربی خام |
35/18 |
95/17 |
20/18 |
15/18 |
|
فیبر خام |
8/2 |
9/2 |
0/3 |
0/3 |
|
خاکستر |
00/8 |
90/7 |
10/8 |
98/7 |
|
رطوبت |
00/10 |
80/9 |
90/9 |
85/9 |
|
عصاره عاری از نیتروژن |
85/18 |
15/19 |
70/18 |
74/18 |
|
انرژی ناخالص (کیلوژول در گرم) |
51/20 |
48/20 |
48/20 |
48/20 |
در پایان دوره پرورش، پس از گذشت 24 ساعت از زمان قطع تغذیه و اطمینان از دفع کامل محتویات لوله گوارش، نمونهبرداری از ماهیان جهت خونگیری آغاز شد و برای این منظور 9 عدد بچه ماهی بطور تصادفی از هر تیمار نمونهگیری شدند و در محلول عصاره گل میخک با دوز ppm 200 بیهوش و پس از خشک کردن آب بدن، خونگیری انجام شد. عملیات خونگیری با استفاده از سرنگ از سیاهرگ دمی (caudal vein) واقع در پشت باله مخرجی صورت گرفت. از نمونههای خون با استفاده از سانتریفوژ با دور 3000 دور در دقیقه و به مدت 5 دقیقه سرم جدا و با سمپلر در نمونههای کوچک تخلیه و در مجاورت یخ به آزمایشگاه انتقال و در شرایط فریزر (دمای 20- درجه سانتی گراد) تا انجام آزمایش نگهداری شد.
سنجش فراسنجههای بیوشیمیایی
برای سنجش پارامترهای بیوشیمیایی خون، سرم خون جداسازی و با استفاده از دستگاه Semianalyser طبق دستورالعمل شرکت سازنده با استفاده از کیت های آزمایشگاهی انجام شد. فراسنجههای بیوشیمیایی مورد استفاده شامل آلبومین، کلسترول، تریگلیسرید، گلوکز و پروتئین تام بود.
سنجش کلسترول به روش کلسترولاکسیداز (9)، تریگلیسرید توسط آنریم لیپاز، گلیسرول کیناز و پراکسیداز (9)، گلوکز به روش واکنش گلوکز اکسیداز (39) و پروتئین تام به روش بیوره (41) انجام شد.
تجزیه و تحلیل آماری
ابتدا جهت بررسی نرمال بودن دادهها، تمام دادههای بدست
آمده توسط آزمون نرمالیتی کولموگروف و اسمیرنوف مورد سنجش قرارگرفت. سپس تجزیه و تحلیل دادههای مربوط به شاخصهای مختلف از طریق آزمون آنالیز واریانس یکطرفه (One way ANOVA) و آزمون دانکن (Dancan) و توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 در سطح احتمال 5 % خطا انجام شد. همچنین جهت ترسیم نمودارهای مختلف از نرم افزار اکسل (Excel) استفاده شد.
نتایج حاصل از فراسنجههای رشد ماهیان قزلآلای رنگینکمان هنگام جایگزینی جزئی روغن دامی (پیه گوساله) و گیاهی (کانولا) به جای روغن ماهی در جدول 3 آورده شده است. با توجه به نتایج حاصله بیشترین میزان رشد در تیمار شاهد و کمترین مقدار در تیمار 2 مشاهده شد. به طوری که با یکدیگر دارای اختلاف معنیدار بودهاند (05/0≥P) (جدول 3).
جدول 3- فراسنجههای رشد ماهی قزلآلای رنگینکمان هنگام جایگزینی جزیی روغن دامی و گیاهی به جای روغن ماهی جیره
|
فراسنجههای رشد |
تیمار 1 (شاهد) |
تیمار 2 |
تیمار 3 |
تیمار 4 |
|
وزن ابتدایی (گرم) |
a73/1±39/22 |
a11/1±76/22 |
a57/1±86/22 |
a12/1±93/22 |
|
وزن نهایی (گرم) |
b27/1±85/71 |
ab78/1±43/69 |
a32/2±89/66 |
b21/1±97/70 |
|
طول ابتدایی (سانتیمتر) |
a31/1±81/12 |
a81/0±31/12 |
a06/1±92/12 |
a04/2±74/12 |
|
طول نهایی (سانتیمتر) |
b32/0±23/16 |
a97/0±18/15 |
a12/1±97/14 |
b07/1±31/16 |
|
میزان افزایش وزن (گرم) |
c38/1±34/49 |
b21/1±11/47 |
a35/1±89/43 |
bc52/2±01/48 |
|
میزان زندهمانی (درصد) |
b21/1±22/97 |
a72/1±51/90 |
a15/2±43/91 |
b05/1±88/96 |
حروف لاتین مشابه نشاندهنده عدم وجود اختلاف معنیدار در سطح 05/0 ≥P میباشد.
تیمار 1 (شاهد): جیره حاوی 100% روغن ماهی، تیمار 2: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن دامی (گوساله) ، تیمار 3: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن گیاهی (کانولا)، تیمار 4: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 25% روغن دامی (گوساله) و 25% روغن گیاهی (کانولا)
- فراسنجههای بیوشیمیایی خون
بر اساس شکل 1، اختلاف معنیداری بین مقادیر پروتئین سرم خون در بین تیمارهای مختلف با نمونه شاهد مشاهده شد (05/0≥P). میزان پروتئین در سرم خون نمونه شاهد (تیمار 1) بیشترین (557/0±770/3 گرم در دسیلیتر) و در تیمار 4 (21/0±46/2 گرم در دسیلیتر) کمترین مقدار بوده است. بین تیمارهای 2، 3 و 4 اختلاف معنیداری از نظر میزان پروتئین در سرم خون مشاهده نشد (05/0<P).
بر اساس آنالیز واریانس یکطرفه اختلاف معنیدار بین مقادیر آلبومین سرم خون بین تیمارهای مختلف و نمونه شاهد مشاهده شد (05/0≥P). همچنین نمونه شاهد (تیمار 1)، بیشترین (07/0±41/2 گرم در دسیلیتر) و تیمار 4، کمترین (05/0±70/1 گرم در دسیلیتر) میزان آلبومین را در سرم خون خود داشتند (شکل 2).
بر اساس نتایج حاصله، اختلاف معنیداری بین مقدار گلوبولین سرم خون در بین تیمارهای مختلف با نمونه شاهد مشاهده شد (05/0≥P) (شکل 3).
شکل 1- فراسنجههای بیوشیمیایی سرم خون ماهیان قزلآلای رنگینکمان هنگام جایگزینی روغن پیه گوساله و کانولا به جای روغن ماهی
حروف لاتین مشابه نشاندهنده عدم وجود اختلاف معنیدار در سطح 05/0 ≥P میباشد.
تیمار 1 (شاهد): جیره حاوی 100% روغن ماهی، تیمار 2: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن پیه گوساله، تیمار 3: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن کانولا، تیمار 4: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 25% روغن پیه گوساله و 25% روغن کانولا
مقدار گلوبولین در سرم خون نمونه شاهد (تیمار 1) بیشترین (003/0±37/1 گرم در دسیلیتر) و در تیمار 2 (01/0±37/0 میلیگرم در دسیلیتر) کمترین مقدار بوده است. بین تیمار 3 و 4 اختلاف معنیداری از نظر مقدار گلوبولین در سرم خون مشاهده نشد (05/0<P).
اختلاف معنیداری بین مقادیر گلوکز سرم خون بین تیمارهای مختلف و نمونه شاهد مشاهده شد (05/0≥P). نمونه شاهد (تیمار 1)، کمترین میزان گلوکز را در سرم خون (4/1±03/124 گرم در دسیلیتر) و تیمار 2 (12/3±17/205 گرم در دسیلیتر) بیشترین میزان گلوکز را داشت (شکل 4).
اختلاف معنیداری بین مقادیر کورتیزول سرم خون بین تیمارهای مختلف و نمونه شاهد مشاهده شد (05/0≥P). نمونه شاهد (تیمار 1)، کمترین میزان کورتیزول را در سرم خون و تیمار 2 بیشترین میزان کورتیزول را داشت (شکل 5).
اختلاف معنیداری بین مقدار کلسترول بین تیمارهای مختلف و نمونه شاهد مشاهده شد (05/0≥P). باتوجه به نتایج حاصله مقدار کلسترول در نمونه شاهد (تیمار 1)، (09/11±33/692 میلیگرم در دسیلیتر) بیشترین و مقدار آن در تیمار 3 (08/11±54/559 میلیگرم در دسیلیتر) کمتر از سایر تیمارها بود (شکل 6).
اختلاف معنیداری بین مقدار تریگلیسرید بین تیمارهای مختلف و نمونه شاهد مشاهده شد (05/0≥P). باتوجه به نتایج حاصل کمترین مقدار تریگلیسرید در تیمار 2 مشاهده شد (شکل 7).
در تحقیق حاضر مقدار ایمونوگلبولین و لیزوزیم بین تیمارهای مختلف اختلاف معنیداری نشان نداد (05/0<P) (جدول 4).
جدول 4- برخی فراسنجههای ایمنی خون ماهیان قزلآلای رنگینکمان هنگام جایگزینی جزئی روغن دامی (پیه گوساله) و گیاهی (کانولا) به جای روغن ماهی
|
فاکتور |
تیمار 1 (شاهد) |
تیمار 2 |
تیمار 3 |
تیمار 4 |
|
ایمونوگلبولین (میلی گرم بر میلیلیتر) |
a31/3±21/112 |
a71/4±12/111 |
a31/4±3/110 |
a13/4±5/112 |
|
لیزوزیم (میکروگرم در میلیلیتر) |
a22/2±1/50 |
a20/2±8/48 |
a11/2±10/52 |
a95/1±5/48 |
حروف لاتین مشابه نشاندهنده عدم وجود اختلاف معنیدار در سطح 05/0 ≥P میباشد.
تیمار 1 (شاهد): جیره حاوی 100% روغن ماهی، تیمار 2: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن دامی (گوساله) ، تیمار 3: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن گیاهی (کانولا)، تیمار 4: جیره حاوی 50% روغن ماهی و 25% روغن دامی (گوساله) و 25% روغن گیاهی (کانولا)
بحث و نتیجهگیری
این مطالعه با هدف بررسی جایگزینی روغن پیه گاو و روغن کانولا به جای روغن ماهی جیره بر فراسنجههای بیوشیمیایی سرم خون ماهی قزلآلای رنگینکمان انجام شد. از آنجا که هرگونه تغییر در فرمولاسیون جیره و برنامه تغذیهای ماهی، یا باید باعث بهبود شاخصهای رشد و یا باعث افزایش شرایط ایمنی و به دنبال آن افزایش درصد بازماندگی ماهی شود، لذا در این مطالعه به بررسی تاثیر این جایگزینی بر وزن نهایی، میزان افزایش بدن و درصد زندهمانی پرداخته شد. اختلاف معنیداری در وزن اولیه ماهیان مشاهده نشد. نتایج بدست آمده از فراسنجههای رشد ماهیان قزلآلای رنگینکمان در انتهای دوره نشان داد که بیشترین میانگین وزن نهایی، میزان افزایش وزن و درصد زنده مانی، متعلق به تیمار 1 (100 درصد روغن ماهی) و همچنین تیمار 4 (50% روغن ماهی و 25% روغن دامی و 25% روغن کانولا) بود و کمترین میانگین وزن نهایی، میزان افزایش وزن و درصد زنده مانی متعلق به تیمار 2 (50% روغن ماهی و 50% روغن دامی) بود.
Monteiro و همکاران (2018) جایگزینی 0، 50، 75 و 100 درصد مخلوط روغنهای حیوانی را به جای روغن ماهی در جیره غذایی ماهی سیباس اروپایی (Dicentrarchus labrax) بررسی نمودند. در این تحقیق جایگزینی جزئی تا 75 درصد تاثیری در فراسنجههای رشد نظیر وزن نهایی و شاخص رشد روزانه نشان نداد، ولی جایگزینی 100 روغن حیوانی با روغن ماهی باعث کاهش معنیدار، وزن نهایی و شاخص رشد روزانه در این تیمار شد (24). Baweja و Babbar (2015) فاکتورهای رشد و ترکیب اسیدچرب ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) پرورش یافته با جیره محتوی روغن های حیوانی (چربی طیور و چربی غاز) را به جای روغن ماهی بررسی کردند (6). نتایج آنها نشان داد که جایگزینی 25 تا 50 درصد روغن ماهی با روغنهای حیوانی تاثیر منفی بر فراسنجههای رشد، بقاء، ترکیب شیمیایی عضله ماهی نداشته و باعث کاهش قیمت تمام شده جیره شد.
Nogales-Mérida و همکاران (2015) در مطالعه حاضر جایگزینی 50 درصد روغن ماهی با روغن پیه گوساله، تغییرات کاهشی معنیداری در فراسنجههای رشد ماهی قزلآلای رنگینکمان در طی دوره پرورش نشان داد (30). همچنین افزایش سهم روغن پیه گاو در جیره غذایی ماهی قزلآلای رنگینکمان در تیمار 2 (50% روغن ماهی و 50% روغن دامی ) نسبت به تیمار 4 (50% روغن ماهی و 25% روغن دامی و 25% روغن کانولا) فراسنجههای رشد را تحت تاثیر قرار داد و باعث کاهش آنها شد. قابلیت هضم چربی جیره اساسا مربوط به منابع چربی، پروفایل اسید چرب، درجه اشباعیت، طول زنجیره اسید چرب، محل پیوند دوگانه، محل جاگیری اسید چرب روی ساختمان گلیسرول و همچنین به نقطه ذوب روغن بستگی دارد (24). لیپاز ماهی ابتدا اسیدهای چرب PUFA و سپس اسیدهای چرب MUFAرا به عنوان سوبسترا ترجیح داده و SFA در برابر فرآیند لیپولیز بسیار مقاوماند (24). لذا در این تحقیق به نظر میرسد افزایش سهم روغن پیه گوساله به جهت افزایش اسیدهای چرب اشباع در جیره همراه با کاهش قابلیت هضم و کاهش کارایی غذا، باعث کاهش فراسنجههای رشد نظیر میانگین وزن نهایی شده باشد. نتایج فراسنجههای رشد در انتهای دوره نشان داد که استفاده از 25% روغن پیه گوساله و 25% روغن کانولا بر فاکتورهای رشد و افزایش وزن بدن، تاثیر مطلوبتری در مقایسه با استفاده از هر کدام از روغنهای دامی و گیاهی به تنهایی در کنار روغن ماهی در زمان جایگزینی 50 درصد روغن ماهی داشت.
در این مطالعه اختلاف معنیداری در مقدار کلسترول و تریگلیسرید بین تیمارهای مختلف و نمونه شاهد مشاهده شد (05/0≥P). باتوجه به نتایج حاصله مقدار کلسترول در نمونه شاهد بیشترین و مقدار آن در تیمار 3 (تغذیه شده با جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن گیاهی) کمتر از سایر تیمارها بود. همچنین کمترین مقدار تریگلیسرید در تیمار 2 (تغذیه شده با جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن پیه گوساله) مشاهده شد. Monteiro و همکاران (2018) در جایگزینی 0، 25، 50، 75 و 100 درصد مخلوط روغنهای حیوانی (روغن طیور و روغن پستانداران شامل 70 درصد روغن خوک و 30 درصد روغن پیه گوساله) به جای روغن ماهی در جیره غذایی ماهی سیباس اروپایی (Dicentrarchus labrax) عدم تفاوت معنیدار در مقدار کلسترول و تری گلیسرید سرم خون را گزارش کردند (24). Bowyer و همکاران (2012) نیز عدم تفاوت معنیدار در مقدار کلسترول و تریگلیسرید در شاه ماهی دمزرد (Seriola lalandi) در زمان جایگزینی 50 درصد روغن ماهی با روغن طیور را گزارش کردند. اما در جایگزینی کامل روغن ماهی با روغن طیور در همین گونه، سطوح کلسترول پلاسما به طور معنیداری کاهش یافت (8). Perez و همکاران (2014) در ماهی جوان گیل هد (Sparus aurata) کاهش سطوح تریگلیسرید و کلسترول سرم را در ماهی تغذیه شده با جیره عاری از روغن ماهی که ترکیبی از روغن پیه گوساله و روغن گیاهی بود را گزارش کردند (32) که همسو با نتایج حاضر میباشد. Yu و همکاران (2017) در زمان جایگزینی جزیی و کامل روغن سویا با روغن ماهی در جیره غذایی تبرزینماهی (Myxocyprinus asiaticus) تفاوت معنیداری در میزان تریگلیسرید سرم خون مشاهده نکردند، ولی سطح کلسترول سرم در بین تیمارها تفاوت معنیداری داشت و بیشترین آن مربوط به تیمار 100 درصد روغن ماهی و کمترین آن مربوط به تیمار 100 درصد روغن سویا بود (44). نتایج محققین مذکور همسو با نتایج حاضر میباشد. Peng و همکاران (2008) و Richard و همکاران (2006) به ترتیب در رابطه با سیباس سیاه و سیباس اروپایی تغذیه شده با روغن گیاهی، محتوای کلسترول پایینتری در مقایسه با ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی روغن ماهی گزارش کردند (31 و 33).
Dannevig و Norum (1982) و Gilman و همکاران (2003) نشان دادند که وجود فیتوسترول در روغنهای گیاهی میتواند بر جذب و متابولیسم کلسترول در ماهی تاثیر بگذارد (11 و 19).
بر طبق نتایج به دست آمده در این پژوهش، با کاهش روغن ماهی در جیرههای آزمایشی و افزایش درصد روغن گیاهی، کلسترول پلاسما نیز کاهش یافت. علت اصلی بالا بودن مقدار کلسترول در تیمار شاهد وجود اسیدهای چرب امگا-3 در روغن ماهی میباشد. منابع جانوری نظیر پروتئین و یا روغن ماهی منجر به افزایش سطح کلسترول پلاسما میشود و ترکیبات گیاهی از جمله پروتئین و روغنهای گیاهی خاصیت ضدکلسترولی دارند (12، 34، 42). Fernandez و West(2005)، بیان کردند جیرههای شامل روغنهای گیاهی، غنی از اسیدلینولئیک و لینولنیک هستند و این اسیدها در کاهش کلسترول نقش دارند (14). وجود فیتوسترول در روغنهای گیاهی بر جذب کلسترول مؤثر هستند. فیتوسترولها با کلسترول برای جذب در رودهها رقابت میکنند، لذا موجب کاهش سطح کلسترول خون میشوند.
در ماهیان استخوانی، افزایش سطح کورتیزول و گلوکز را به عنوان پاسخ به استرس در نظر میگیرند (5، 10). در تحقیق حاضر با جایگزینی روغن ماهی با روغنهای گیاهی و روغن حیوانی در جیره، سطوح گلوکز و کورتیزول که در واقع یک نوع پاسخ به استرس میباشند، افزایش یافت. بین تیمارهای 2، 3 و 4 بیشترین سطح گلوکز و کورتیزول در تیمار 2 مشاهده شد که در آن 50 درصد روغن ماهی جایگزین روغن پیه گوساله شده بود. این امر نشان از استرس بالاتر این تیمار در مقایسه با تیمار 3 و تیمار 4 میباشد. این طور میتوان استنباط کرد که بالا رفتن درصد جایگزینی روغن حیوانی با روغن ماهی باعث تشدید استرس در ماهی میشود. گلوکز از فاکتورهای بیوشیمیایی سرم خون است که میتواند به عنوان یکی از شاخصهای مهم در تعیین وضعیت زیستی ماهی بکار رود و دارای نقش مهمی در تولید انرژی جانوران با تولید ATP دارد. سطوح گلوکز در هر زمان وابسته به فاکتورهای مختلفی مثل جیره غذایی، سن، تغذیه و فصل است و از مهمترین پاسخ های ثانویه در ارتباط با بالا رفتن کورتیزول است. به این دلیل که افزایش سطوح کورتیزول میتواند موجب کاتابولیسم قند کبد و تقویت تجزیه کلیگوژن کبد به دلیل تامین انرژی طی فرآیند استرس شود و گلوکز را افزایش میدهد. همچنین میزان گلوکز در پلاسما تابع عواملی مانند میزان جذب سطحی از روده، مقدار تولید به وسیله کبد و میزان جذب در بافتها است. حفظ غلظت گلوکز در پلاسما به وسیله گلیکوژنز در کبد، گلیکولیز و گلوکونئوژنز صورت میگیرد (20). در مطالعه حاضر، اختلاف معنیداری در مقادیر گلوکز سرم خون بین تیمارهای مختلف و نمونه شاهد مشاهده شد (05/0≥P). نمونه شاهد (تیمار 1)، کمترین میزان گلوکز را در سرم خون و تیمار 2 (تغذیه شده با جیره حاوی 50% روغن ماهی و 50% روغن پیه گوساله) بیشترین میزان گلوکز را داشت.
Monteiro و همکاران (2018) در جایگزینی 0، 25، 50، 75 و 100 درصد مخلوط روغنهای حیوانی (روغن طیور و روغن پستانداران شامل 70 درصد روغن خوک و 30 درصد روغن پیه گوساله) به جای روغن ماهی در جیره غذایی ماهی سیباس اروپایی عدم تفاوت معنیداری در مقدار گلوکز سرم خون را گزارش کردند (24). گلوکز کربوهیدراتی است که نقش اساسی در مکانیزم بیوانرژتیک جانوران ایفا میکند و نوعی از ذخیره انرژی به صورت شیمیایی است که میتواند در صورت لزوم به انرژی مکانیکی تبدیل شود. از طرفی افزایش قند خون (گلوکز)، یک پاسخ متداول به استرس است که در نتیجه اثر کتکولآمین و کورتیزول بروز میکند (1). بنابراین وجود تغییر معنیدار در سطح گلوکز پلاسما خون نشان میدهد که فرآیند جایگزینی روغن ماهی در جیره با روغنهای دیگر به ویژه با روغن حیوانی (به دلیل بیشترین مقدار گلوکز در تیمار 2 که شامل 50% روغن ماهی و 50% روغن پیه گوساله)، تاثیر معنیداری بر مکانیزم انرژی و عملکرد اندامهای دخیل در سوخت و ساز گلوکز مانند کبد داشته است که این تاثیر میتواند به جهت مقادیر بالای اسید چرب تک غیر اشباع (MUFA) و اسیدهای چرب اشباع (SFA) در روغن پیه گوساله و عدم توازن اسیدهای چرب ضروری در جیره آن باشد. در این حالت به جهت نیاز بیشتر به انرژی برای مقابله با عامل استرس، عدم توانایی تنظیم قند خون و متابولیسم چربیها، تجزیه گلیکوژن کبدی افزایش و مقدار گلوکز در خون افزایش مییابد.
در مطالعه حاضر، جایگزینی جزئی روغن دامی و روغن گیاهی کانولا به جای روغن ماهی منجر به اختلاف معنیداری در مقادیر پروتئین سرم خون در بین تیمارهای مختلف با نمونه شاهد شد (05/0≥P). میزان پروتئین در سرم خون نمونه شاهد بیشترین و در تیمار 4 کمترین مقدار بوده است. در حالی که اختلاف معنیداری در مقدار آن بین تیمارهای 2، 3 و 4 نبود.Yu و همکاران (2017) در زمان جایگزینی جزیی و کامل روغن سویا با روغن ماهی در جیره غذایی تبرزینماهی (M. asiaticus) تفاوت معنیداری در پروتین کل مشاهده نکردند (44) که مغایر با نتایج مطالعه حاضر بود. Kim و همکاران (2012) نیز نشان دادند که منابع مختلف روغن در جیره ماهی فلاندر زیتونی (Paralichthys olivaceus) تاثیر معنیداری بر پروتئین کل سرم ندارد. همچنین Lee و Cho (2008) گزارش کردند که منابع روغنی مختلف در جیرههای غذایی ماهی کاد تأثیر معنیداری بر پروتئین پلاسما، گلوکز و هماتوکریت ندارد (23).
پروتئینها مهمترین ترکیبات سرم خون هستند. آلبومین و گلوبولین عمدهترین پروتئینهای سرم خون میباشند (2). تغییر سطح پروتیئنهای سرم به عنوان شاخص مناسبی برای بررسی وضعیت دفاع ایمنی ماهی مطرح است. پروتئین تام پلاسما شامل آلبومین و گلوبولین است. تصور میشود که افزایش و کاهش میزان آلبومین و پروتئین سرم در ارتباط با تحریک سیستم ایمنی غیراختصاصی میزبان باشد (3).
پروتئین کل به عنوان یک شاخص بالینی، در سنجش وضعیت تغذیهای، عملکرد سیستم عروقی، کبدی و تعیین کننده وضعیت سلامتی ماهی بکار برده میشود. در مطالعه حاضر نیز افزایش میزان پروتئین کل خون میتواند به دلیل تضعیف واکنشهای اختصاصی در عملکرد اندامهای سازنده آلبومین و گلوبولین (کبد و کلیه) ماهی باشد. در تحقیق حاضر با جایگزینی روغن ماهی با روغن کانولا و روغن پیه گوساله در جیره، سطوح گلوکز و کورتیزول که در واقع یک نوع پاسخ به استرس میباشند، افزایش یافت که نشان از بروز استرس در تیمارهای 3 و به ویژه تیمار 2 میباشد. ولی مقدار ایمونوگلبولین (Igm) و لیزوزیم در زمان جایگزینی جزئی روغن دامی و گیاهی به جای روغن ماهی بین تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری نشان نداد (05/0<P).
لکوسیتها (گلبولهای سفید) از منابع اصلی تولید لیزوزیم هستند. افزایش فعالیت اجزاء ایمنی نشاندهنده افزایش توان ایمنی در برابر عوامل بیماریزای مهاجم میباشد. محرکهای ایمنی که باعث افزایش میزان لیزوزیم پلاسما میشوند. در حقیقت باعث افزایش نوتروفیلها و مونوسیتها در جریان خون میشوند که آنها نیز با ترشح لیزوزیم باعث افزایش آن در سرم میشوند. استرس باعث کاهش میزان آن میشود، ولی بیماریها به دلیل تحریک سیستم ایمنی و افزایش میزان گلبولهای سفید باعث افزایش لیزوزیم میشوند (18). Larbi Aysis و همکارن (2018) نشان دادند که جایگزینی (0، 25،50 ، 75 و 100 درصد) روغن ماهی با روغن پالم در جیره ماهی تیلاپیا نیل (Oreochromis niloticus) تفاوت معنیداری در مقدار لیزوزیم سرم خون نشان نداد (22). Subhadra و همکاران (2006) نیز هیچ تفاوتی در خصوص میزان لیزوزیم سرم خون ماهی باس دهانبزرگ (Micropterus salmoides) در هنگام جایگزینی کامل روغن ماهی با روغنهای گیاهی مشاهده نکردند (35). همچنین Montero و همکاران (2008) در هنگام مطالعه اثر جایگزینی کامل روغن ماهی با روغنهای گیاهی گزارش نمودند که تفاوت معنیداری در میزان لیزوزیم سرم خون ماهی باس دریایی (Sparus aurata) وجود ندارد (26). مطالعه حاضر هماهنگ و همسو با مطالعات برخی محققین دیگر (17، 43، 25) در زمان مطالعه اثر جایگزینی روغن ماهی با روغنهای گیاهی مختلف دیگر Geay و همکاران (2015)، Yildirim و همکاران (2013) و Montero و همکاران (2010) میباشد. به هر حال Giang و همکاران (2013) به هنگام جایگزینی روغن ماهی با روغن سویا در جیره ماهی (Pelteobagrus vachelli) تفاوت معنیداری در مقدار لیزوزیم سرم خون مشاهده کردند (18). قلیچی و ناصری خلخالی (1392) نیز اﺛﺮات ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ ﺳﻄﻮح ﻣﺨﺘﻠﻒ روﻏﻦ ﮔﯿﺎﻫﯽ ﮐﺎﻧﻮﻻ ﺑﺎ روﻏﻦ ﻣﺎﻫﯽ در ﺟﯿﺮه ﻏﺬاﯾﯽ ﺑﺮ ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎی اﯾﻤﻨﯽ ﻣﺎﻫﯽ ﻗﺰلآﻻی رﻧﮕﯿﻦﮐﻤﺎن بررسی کردند (4). آنها اختلاف معنیداری در مقدار لیزوزیم سرم خون بین تیمارهای مختلف مشاهده کردند. بیشترین مقدار لیزوزیم مربوط به تیمار 100 درصد روغن ماهی بود. تفاوت در نتایج تحقیقات مختلف احتمالا ناشی از تفاوت در ترکیب اسید چرب و تفاوت در نسبتn-6/ n-3 جیره میباشد که میتواند بر ایمنی و مقاومت بر بیماری تاثیر بگذارد (25). در تحقیق حاضر عدم وجود تفاوت معنیدار در مقدار لیزوزیم در زمان جایگزینی جزئی روغن دامی و گیاهی به جای روغن ماهی بین تیمارهای مختلف و نمونه شاهد نشاندهنده عدم بروز عارضهای در این ماهیان باشد. نتایج حاصل از بررسی تعداد لکوسیتها نیز این موضوع را تأیید مینماید. به هر حال نمیتوان با قاطعیت این موضوع را اعلام نمود.
نتیجهگیری کلی
نتایج تحقیق حاضر با توجه به پاسخهای رشد، فراسنجههای بیوشیمیایی و ایمنی سرم خون خون نشان داد که با توجه به عدم وجود اختلاف معنیدار تیمار چهار با تیمار شاهد و جهت کاهش هزینه تغذیه، جایگزینی 25% روغن پیه گاو و 25% روغن کانولا به جای روغن ماهی در جیره ماهی قزلآلای رنگینکمان امکانپذیر میباشد.
از کارشناسان کارگاه آموزشی- پژوهشی آبزیپروری دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر که در طی مراحل عملی این تحقیق همواره یاور ما بودهاند، کمال تشکر و قدردانی را داریم. همچنین از کارشناسان آزمایشگاه آب، خاک و گیاه گنبد کاووس که در مراحل آزمایشگاهی تحقیق ما را یاری نمودند، صمیمانه تشکر مینمائیم.